مهمترین ابیات و عبارات ادبیّات فارسی (3)- رشته ی تجربی و ریاضی
درس
اوّل : ما همچنان دراوّل
وصف تو مانده ایم از سعدی - در نعت
حضرت رسول اکرم (ص) از جمال الدین اصفهانی
1- منّت خدای را عزوجلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت.
@ سپاس و ستایش مخصوص خدای عزیز و بزرگ است که اطاعت از او موجب نزدیکی به اوست و شکرگزاری از او موجب زیادی نعمت می شود.
2- هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیات است وچون برمی آید مفرّح ذات.
@ هر نَفَسی که می کشیم باعث ادامه ی زندگی است و چون آن نَفَس را پس می دهیم باعث شادی وجود آدمی می شود.
3- فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدین بگسترد و دایه ی ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد.
@ خداوند به باد صبا دستور داده که چمن را بگستراند و به ابر بهاری فرموده تا گیاهان را در روی زمین پرورش دهد.
4- پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه ی روزی به خطای منکرنبُزد.
@ خداوند، آبروی بندگان را به خاطر گناه زشت وآشکارشان از بین نمی برد و روزی کسی را به خاطر خطای زشت شان قطع نمی کند
5- درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق دربرگرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه برسر نهاده.
@ خداوند به عنوان هدیه ی نوروزی، برگ سبز به درختان داده است و با آمدن فصل بهار، کلاهی از شکوفه بر سر شاخه ها گذاشته است
6- عصاره ی تاکی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته.
@ شیره ی درخت انگور با قدرت خداوند به عسل برتر تبدیل شده و تخم ناچیز خرما با تربیت او به درخت بلند خرما تبدیل شده است.
7- یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده.
@ یکی از عارفان سر به زیر انداخته و به تفکر عارفانه فرورفته بود و در دریای کشف و شهود غرق شده بود.
8- بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست رفت.@ بوی گل چنان مرا مست کرد که دامن از دستم رفت و از خود بی خود شدم.
9- از دست و زبان که برآید / کز عهده ی شکرش به درآید@ هیچ کس نمی تواند با رفتار و گفتار خود از عهده ی شکر خداوند برآید.
10- همه سرگشته و فرمان بردار / شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری@ همه ی پدیده ها مطیع و فرمانبر تو هستند از انصاف دور است که تو از خداوند اطاعت نکنی.
11- چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان / چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان
@ امّت اسلامی غمی ندارد چون تو پشتیبان آنها هستی؛ کسی که نوح، کشتیبان او باشد از موج دریا نمی ترسد.
12- گرکسی وصف او ز من پرسد/ بی دل از بی نشان چه گوید باز @ اگر کسی بخواهد خدا را توصیف کند من که او را ندیده ام چگونه می توانم توصیف کنم.
13- ای از بَرسدره شاهراهت / وی قبّه ی عرش تکیه گاهت@ ای کسی که گذرگاهت کنار درخت سدرة المنتهی است و ای کسی که بالاترین نقطه ی آسمان، تکیه گاه تو است.
14- ای طاق نهم رواق بالا / بشکسته زگوشه ی کلاهت@ ای کسی که آسمان نهم در مقابل شکوه و جلال تو ، پست و ناچیز است.
15- هم عقل دویده در رکابت/ هم شرع خزیده در پناهت@ ای پیامبر هم عقل دنباله رو تو است و هم شرع و دین در پناه تو آرام گرفته است.
16- مه، طاسک گردن سمندت / شب ،طرّه ی پرچم سیاهت@ ماه با همه ی بزرگی مانند مُهره ی کوچکی بر گردن اسب تو بود و شب با همه ی وسعت و گستردگی مانند یک رشته مویی بر پرچم سیاه تو بود.
17- چرخ ارچه رفیع ، خاک پایت / عقل ،ارچه بزرگ ، طفل راهت @ آسمان اگر چه بلند است در مقابل تو پست و ناچیز است و عقل اگر چه بزرگ است مطیع و فرمانبر تو است.
18- ایزد که رقیب جان خرد کرد / نام تو ردیف نام خود کرد @ خداوند که عقل و خرد را محافظ و نگهبان جان و روح قرار داد نام تو را در کنار نام خود آورده است.
درس دوم : رزم رستم و اسفندیار از شاهنامه ی فردوسی
19- بیامد چنان تا لب هیرمند / همه دل پراز باد و لب پر زپند @ رستم تا کنار رود هیرمند آمد درحالی که پیوسته تأسف می خورد و لبی پر از پند برای اسفندیار داشت.
20- خروشید کای فرّخ اسفندیار/ هماوردت آمد ، برآرای کار@ فریاد زد ای اسفندیار خجسته، حریف تو آمد آماده ی جنگ باش.
21- نهاد آن بن نیزه را برزمین / زخاک سیه اندر آمد به زین @ اسفندیار ته نیزه را بر زمین گذاشت از زمین بلند شد و بر روی زین اسب نشست.
22- به سان پلنگی که بر پشت گور / نشیند برانگیزد از گور شور@ اسفندیار بر پشت اسب نشست مانند پلنگی که بر پشت گورخر بنشیند و آن را به شور و هیجان آورد.
23- نهادند پیمان دو جنگی که کس/ نباشد برآن جنگ فریاد رس @ دو پهلوان جنگجو با هم عهد و پیمان بستند که در جنگ هیچ کس به آنها کمک نکند.
24- ز نیروی اسبان و زخم سران / شکسته شد آن تیغ های گران @ از نیروی اسب ها و از ضربه ی پهلوانان، شمشیرهای سنگین آنها شکسته شد.
25- همان دسته بشکست گرز گران/ فروماند از کار، دست سران@همچنین دسته ی گرز سنگین آنها شکست و دست پهلوانان از ابزار جنگ خالی ماند.
26- پراگنده گشتند از آوردگاه / غمی گشته اسپان و مردان تباه @ هر دو پهلوان از میدان جنگ پراکنده شدند درحالی که اسب هایشان و خودشان خسته و زخمی شده بودند.
27- گرفتند زآن پس دوال کمر / دو اسب تگاور فرو برده سر@ پس از آن، هر دو پهلوان از کمربند یکدیگر گرفتند درحالی که اسب های تندروی آنها سر به زیر انداخته بودند.
28- همی زورکرد این برآن ،آن براین / نجنبید یک شیر بر پشت زین@ هر دو پهلوان بر یکدیگر زور کردند اما هیچ یک از آنها از پشت زین اسب حرکت نکرد.
29- فراموش کردی تو سگزی مگر / کمان و بر مرد پرخاشخر@ آیا تومرد سیستانی، قدرت تیراندازی و نیروی مرا فراموش کردی.
30- بکوبمت زین گونه امروز یال/ کزین پس نبیند تو را زنده زال@ امروزآن قدر برگردن تو می کوبم تا پس از این، پدرت زال تو را زنده نبیند.
31- تو با من به بیداد کوشی همی/ دو چشم خرد را بپوشی همی @ تو ظالمانه با من جنگ می کنی و از روی عقل و خرد رفتار نمی کنی.
32- ز نیرنگ زالی بد ین سان درست/ وگرنه که پایت همی گورجست@ تو با حیله و نیرنگ زال سالم مانده ای وگرنه تو باید تا به حال می مُردی.
33- بترس از جهاندار یزدان پاک / خرد را مکن با دل اندر مغاک @ از خداوند پاک بترس و عقل خود را با احساست تباه مکن.
34- من امروز نز بهر جنگ آمدم/ پی پوزش و نام و ننگ آمدم@من امروز به خاطر جنگ نیامده ام من به خاطر عذرخواهی و برای حفظ آبروآمده ام.
35- خم آورد بالای سرو سهی / از او دور شد دانش و فرّهی @ رستم، قامت بلند اسفندیار را خم کرد هرگونه دانش و شکوه از اسفندیار دور شد.
36- همی جنگ و مردی فرو شد همی @ قدرت جنگجویی و دلاوری خود را به رخ من می کشد.
37- نهاد آن کلاه کِی ای برسرش @ آن کلاه پادشاهی را بر سرش گذاشت.
38- به بادافره این گناهم مگیر. @ به خاطر این گناه، مرا مجازات و بازخواست مکن.
درس سوم : کمال الملک از علی حاتمی
39- سردی استاد از سنگینی نفسش پیداست. @ بی مهری استاد از بی اعتنایی او آشکار است.
40- بعید از ما قدرت مداران هفت خطّه که توی این بازی قهر وآشتی کوتاه بیاییم.@ از ما سیاست مداران زیرک بعید است که دراین بازی صلح و جنگ عقب نشینی کنیم.
41- حیات این جماعت در بذل توجّه و مرگشان در بی اعتناییه.@ زندگی هنرمندان در توجه کردن به آنها و مرگشان در بی اعتنایی کردن به آنهاست.
42- امروز تو این مملکت امر، امر ماست مجلس و عدلیه و دولت تعارفه . @امروز دراین کشور، امر، امر ماست، مجلس و دادگستری و دولت تشریفاتی است.
43- مجنون برای دنیا ، بی ضررتره تا جانی.@ دیوانه برای مردم بی ضررتر از قاتل است.
44- گذاشتن این کلاه دِمُده ی سرباد ده چه معنی دارد؟@ گذاشتن این کلاه از مُد افتاده و سر بر باد دهنده چه معنی دارد؟
45- تو سرچهارتا پادشاه را خوردی. @ تو بیشتر عمر کرده ای و حکومت چهار پادشاه را دیده ای.
46- الحق رب النوع وجاهت اند.@ حقیقتاً الهه ی زیبایی هستند.
47- حقّا رسم تازه ای است که ملوک ، مدد کار ملک الموت باشند.@ حقیقتاً رسم تازه ای است که پادشاهان، کمک کننده ی عزرائیل باشند.
48 - به امراعلی حضرت گردن نمی گذاره@ از دستور شاه اطاعت نمی کند.
درس چهارم : گاو از غلامحسین ساعدی
49- مشدی حسن دست گذاشت به نعره.@ مشهدی حسن شروع کرد به فریاد زدن.
50- درحالی که دیوانه وار دور طویله می دوید و شلنگ می انداخت. @درحالی که مثل دیوانه دور طویله می دوید و جُفتک می انداخت.
51- باید عقلامونو روی هم بریزیم . @ باید با هم مشورت کنیم.
درس پنجم : گلدسته ها و فلک از جلال آل احمد
52- مدیر مدام پاپی می شد . @ مدیر همواره پی گیر بود و تعقیب می کرد.
53- یک هو به صرافت افتادم . @ یک دفعه به ذهنم رسید.( یک دفعه به فکر انجام کاری افتادم)
54- خود گنبد چنگی به دل نمی زد. @ خود گنبد چندان دلنشین و جالب نبود.
55- مدتی با قفل کندوکو کردیم . @ مدتی با قفل ور رفتیم.
56-گنبد لخت و آجری با گُله به گلُه سوراخ هایی برای کفترها بود . @ گنبد لخت و آجری بود و درهر جایش سوراخ هایی برای کبوترها بود.
57- نصف تنش لمس شد . @ نصف بدنش بی حس شد.
58- ورپریده ها ! اگه می افتادین کی توﺋون می داد . @ بچه های شیطان و بازیگوش! اگراز آن بالا می افتادید، چه کسی می توانست تاوان و هزینه ی آسیب دیدگی شما را بپردازد.
59- گل دسته ها ، بدجوری هوس بالا رفتن را به کلّه ی آدم می زد . @ گلدسته ها، آدم را خیلی مشتاق می کرد که از آنها بالا رود.
60- زورخونه چه دخلی داره به این گل دسته@ رفتن به زورخانه هیچ ارتباطی با رفتن به بالای گلدسته ها ندارد.
61- اصغریک سُقُلمه ی دیگر زد به پهلوم@ اصغر یک ضربه ی آرنج دیگری به پهلویم زد.
درس ششم : قاضی بُست از ابوالفضل بیهقی
62- ناوی ده تا بیاوردند یکی بزرگتراز جهت ِنشست او و جامه ها افکندند وشراعی بروی کشیدند. @ ده قایق (کشتی) آوردند یکی بزرگتر بود و برای نشستن پادشاه آوردند لباس ها را گستراندند و سایه بانی بر روی آن کشیدند.
63- بانک هزاهزو غریو برخاست و هنرآن بود که کشتی های دیگر به او نزدیک بودند . @ فریاد و هیاهو بلند شد و خوشبختانه کشتی های دیگر به او نزدیک بودند.
64- امیر نیک کوفته شد وپای راست افگار شد ، چنان که یک دوال پوست وگوشت بگسست. @امیر کاملاً خسته شد و پای راستش زخمی شد چنان که یک پاره از گوشت و پوست او جدا شد.
65- امیر نامه ها فرمود نبشته آمد و به توقیع مؤکّد گشت . @ امیر دستور داد نامه ها نوشته شود و با امضا استوار و تأیید شد.
66- امیر مسعود گفت : بونصررا بگوی که امروز درستم و در.این دو سه روز، بارداده آید که علّت و تب تمامی زایل شد. @امیر مسعود گفت : به بونصر بگو که امروز سالم هستم و در این دو سه روز، اجازه ی ملاقات داده شود زیرا بیماری و تب کاملاً از بین رفته است.
67- این مرد بزرگ ودبیر کافی ، به نشاط ، قلم درنهاد . @ این مرد بزرگ و نویسنده ی کاردان، با خوشحالی شروع به نوشتن کرد.
68- تا نزدیک نمازپیشین ، از این مهمّات فارغ شده بود. @ تا نزدیک نماز ظهر ، از این کارهای مهم آسوده شده بود.
69- تا خویشتن را ضیعتکی حلال خرند و فراخ تر بتوانند زیست. @ تا برای خود زمین زراعتی کوچک و حلال بخرند و بتوانند آسوده تر زندگی کنند.
70- امیر شبگیر برنشست تا چاشتگاه به صید مشغول بود . @ امیر صبح زود سوار اسب شد و تا نزدیک ظهر به شکار مشغول شد.
71 - به آن چه دارم و اندک است قانعم ، وزر و وبال این به چه کارآید. @من به مال اندک خود قانع هستم و گناه این مال به درد من نمی خورد.
درس هفتم : بیهقی و هنر نویسندگی او از غلامحسین یوسفی
72- احمق کسی باشد که دل دراین گیتی غدّار و فریبکار بندد و نعمت و جاه و ولایت او را به هیچ چیز شمرد . @ احمق کسی است که به این دنیای بی وفا و فریبنده دل بندد و به ثروت و مقام آن ارزشی قائل شود.
73- مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند و مرد خود مرده بود که جلادش رسن به گلوی افکنده بود و خبه کرده بود . @ به عده ای اوباش پول دادند که حسنک را سنگسار کنند درحالی که حسنک مرده بود زیرا جلاد ، طناب به گلوی او افکنده بود و او را خفه کرده بود.
74- این مرد از کرانه بجَستی و فرصتی جُستی و تضریب کردی و آن گاه لاف زدی که فلان را من فرو گرفتم . @این مرد از کنار می پرید و فرصتی می جست و دو به هم زنی می کرد و آن گاه ادعا می کرد که فلانی را من از کار برکنار کردم.
75- آن چاکر را لت زدی و فرو گرفتی و تضریب کردی . @به آن نوکر سیلی می زد و کتک می زدو سخن چینی و دو به هم زنی می کرد.
76- دستاری نیشابوری مالیده و موزه ی میکاﺋﯾﻟﻰ نو در پای و موی سر مالیده ، زیردستار پوشیده کرده ، اندک مایه پیدا بود . @ عمامه ی نیشابوری کهنه و کفش میکائیلی نو درپای داشت و موی سرش مرتب بود و در زیر عمامه پوشانده بود و کمی از مویش دیده می شد.
77- حسنک پیدا آمد بی بند ، جبّه ای داشت حبری رنگ ، با سیاه می زد خَلَق گونه . @ حسنک بدون بند و زنجیرآمد، لباس بلندی داشت تیره رنگ که به سیاهی می زد و کمی کهنه بود.
78- بوسهل زوزنی برخشم خود طاقت نداشت، برخاست ، نه تمام و برخویشتن می ژکید ، خواجه احمد او را گفت : درهمه ی کارها ناتمامی ، وی نیک از جای بشد . @ بوسهل زوزنی نتوانست بر خشم خود غلبه کند، ناقص بلند شد و درزیر لب فحش می داد خواجه احمد به او گفت: درهمه ی کارها ناقص و ناتمام هستی، او کاملاً عصبانی شد.
درس هشتم : خون خورشید از پرویز خرسند / بانگ جرس از حمید سبزواری
79- هوا گرگ و میش بود@ هوا تاریک و روشن بود.
81-گل های شادی و امید ، به باغ خاطر کاروانیان می شکفت .@ خاطر کاروانیان پر از امید و شادی می شد.
82-مردان قبیله ی من درهنگام نبرد آفت هماوردان و سران سپاه اند@مردان قبیله ی من هنگام جنگ، حریفان و بزرگان سپاه دشمن را از بین می برند.
83- تنها مرگ به روی پیکارگران سنگر حق بازو گشوده بود .@ تنها مرگ به سراغ جنگجویان سنگر حق می آمد.
84- اَنس مردانه با شمشیرآخته به سوی میدان نبرد می رفت. @انس مردانه با شمشیر کشیده به سوی میدان جنگ می رفت.
85- وقت است تا برگ سفر برباره بندیم / دل برعبور ازسد خارو خاره بندیم @ وقت آن است که توشه ی سفر را آماده کنیم و برای گذشتن از موانع و مشکلات، خود را آماده کنیم
86- وادی پراز فرعونیان و قبطیان است / موسی جلودار است ونیل اندرمیان است.@بیابان از اسرائیلی ها پرشده است، امام خمینی رهبر است و موانع و مشکلات زیادی در پیش رو است.
87- یعنی کلیم آهنگ جان سامری کرد / ای یاوران باید ولی را یاوری کرد @ یعنی امام خمینی، قصد کشتن اسرائیل کرده است پس ای دوستان باید رهبر را یاری کرد.
88- باید به مژگان رُفت گَرد از طورسینین / باید به سینه رَفت زین جا تا فلسطین @ باید با مُژگان خود گرد و غبار فلسطین را پاک کنیم باید از این جا تا فلسطین سینه خیز برویم.
89- جانان من برخیز بر جولان برانیم / زان جا به جولان تا خط لبنان برانیم @ ای دوستان بلند شوید تا به کوه های جولان برویم و از آن جا با شتاب و به سرعت تا مرز لبنان حرکت کنیم.
90- دریا دلان راه سفردرپیش دارند / پا در رکاب راهوارخویش دارند. @ رزمندگان، سفری در پیش دارند وآماده ی سفر و حرکت هستند.
91- از هرکران بانگ رحیل آمد به گوشم@ از هر طرف صدای کوچ و حرکت به گوش می رسد.
درس نهم : تپه ی برهانی از حمید رضا طالقانی / باغ نگاه از علیرضا قزوه
92- صبح ، دو مرغ رها / بی صدا / صحن دو چشمان تو را ترک کرد.@ صبح، دو چشم جانباز مثل دو پرنده، آرام و بی صدا، فضای چشمان تو را ترک کردند.
93- شب دو صف از یاکریم / بال به بال نسیم / از لب دیوار دلت / پرکشید.@ شب دو چشم تو مثل دو صف از یاکریم همراه نسیم، چشمان تو را ترک کردند و رفتند.
94- آفتاب / خارو خس مزرعه ی چشم @ آفتاب در مقابل چشم تو مثل خار و خس، پَست و ناچیز است.
95- آبشار / موج فروخفته ای از خشم تو@ آبشار در مقابل خشم تو مثل موجی است که آرام گرفته باشد.
96- می شود از باغ نگاهت ، هنوز/ یک سبد از میوه ی خورشید چید @ هنوز از چشمهای تو می توان نور معنویت کسب کرد.
درس دهم : ترانه ی من از شکسپیر / سه پرسش از تولستوی
97- ولادت که روزگاری از گوهر نور بود/ به سوی بلوغ می خزد و آن گاه که تاج برسرش نهادند/ خسوف های کژخیم ، شکوهش را به ستیز برمی خیزند@ انسان که هنگام ولادت مثل نور پاک بود / به سن بلوغ می رود و آن گاه که به اوج جوانی می رسد / حوادث ناگوار، شکوه او را از بین می برد.
98- آری زمان ، فرّه ی جوانی را می پژمرد / برابروان زیبا شیارهای موازی درمی افکند @ آری، روزگار، شکوه جوانی را از بین می برد وانسان را پیر می کند.
99- از گزند دروگر وقت هیچ روینده را زینهار نیست. @ هیچ موجودی از گزند و آسیب روزگار درامان نیست.
100- زمان گوهرهای نادر طبیعت را درکام می کشید. @ روزگار، نعمت های کمیاب طبیعت را از بین می برد.
درس یازدهم : چشم به راه از تاگور
101- آنان که فانوسشان را / برپشت می برند / سایه هاشان پیش پایشان می افتد.@ آنان که به حقیقت پشت می کنند خودشان در تاریکی قرار می گیرند.
102- خدایا /آنان که همه چیز دارند / مگر تورا / به سُخره می گیرند / آنان را که هیچ ندارند / مگر تو را @ خدایا ، ثروتمندان خدا نشناس، فقیران خدا شناس را مسخره می کنند.
103- خدا / نه برای خورشید / و نه برای زمین / بلکه برای گلهایی که برایمان می فرستد / چشم به راه پاسخ است.@ خدا نه به خاطر خلقت خورشید و نه به خاطر خلقت زمین بلکه به خاطر عشق و محبتی که به انسان دارد انتظار پاسخ دارد.
درس دوازدهم : امید دیدار از فخر الدین اسعدگرگانی/ آفتاب وفا از خاقانی
104- چه باشد گرخورم صدسال تیمار / چو بینم دوست را یک روز دیدار@ اگر صد سال غم و اندوه بخورم اما بتوانم یک روز چهره ی معشوق را ببینم اشکالی ندارد.
105- نسوزد جان من یک باره درتاب / که امیدت زند گه گه براو آب@ جان من یک باره در آتش نمی سوزد زیرا امید تو، مرا زنده نگه می دارد.
106- گهی ازبهر او خوابش رمیده / گهی ازخاراو دستش خلیده @ گاهی به خاطر پرورش گُل، خواب از چشمانش می رود و گاهی خارِ گُل، دست های او را زخمی می کند.
107- مرا تا عشق صبراز دل براندست / بدین امید ، جان من بماندست @ از زمانی که عشق، صبر مرا از من گرفته است من با این امید زنده مانده ام.
108- این سربه مهرنامه بدان نامهربان رسان@ این نامه ی سربسته و محرمانه را به آن معشوق نامهربان برسان
109- زرّین قبا ، زره زن از ابر سحرگهی / کان جا چو پیک بسته قبا می فرستمت @ از ابر سحرگاهی، زرهی برای خود فراهم کن زیرا تو را مثل پیک آماده، پیش معشوق می فرستم.
110- باد صبا دروغ زن است و تو راست گوی / آن جا به رغم باد صبا می فرستمت @ باد صبا، دروغ گو است و تو راست گو هستی من برخلاف میل باد صبا تو را پیش معشوق می فرستم.
111- دست هوا به رشته ی جان بر، گره زده است / نزد گره گشای هوا می فرستمت @ هوی و هوس (عشق) به جان من گره خورده است من تو را پیش کسی که گره گشای عشق است می فرستم.
درس سیزدهم: پروانه ی بی پروا از عطار نیشابوری / سخن تازه از مولوی
112- یک شبی پروانگان جمع آمدند / درمضیفی طالب شمع آمدند @ یک شب، پروانه ها جمع شدند و دریک مهمانی طالب شمع شدند.
113- گفت : این پروانه درکار است و بس/ کس چه داند ؟ این خبر داراست و بس@ گفت : تنها این پروانه کارآزموده است تنها این پروانه از شمع (معشوق) خبر دارد.
114- آن که شد هم بی خبر هم بی اثر / از میان جمله او دارد خبر@ آن کسی که از خود بی خبر باشد تنها او از معشوق باخبر می شود.
115- ناقدی کاو داشت درجمع مهی / گفت : « او را نیست ازشمع آگهی» @ یک سخن شناس که درمیان آن جمع، مقام بزرگی داشت گفت : او از شمع آگاه نیست.
116- دست درکَش کرد با آتش به هم / خویشتن گم کرد با او خوش به هم @ پروانه ، آتش را در آغوش گرفت و خودش را به آتش شمع زد و ناپدید شد.
117- پای کوبان برسرآتش نشست@ شادی کنان بر روی آتش نشست.
118- بازگشت و دفترخود بازکرد@ پروانه بازگشت و آنچه را دیده بود شرح داد.
119- هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود / وا رهد از حد جهان بی حد و اندازه شود @ هان سخن تازه ای بگو تا هر دو جهان از سخن تو تازه شود و آدمی را از این جهان مادی فراتر ببرد.
120- خاک سیه بر سر او کز دم تو تازه نشد / یا همگی رنگ شود یا همه آوازه شود @ هرکسی که از سخن تو شاداب نشود بد بخت است چنین کسی یا دچار مادیات شده یا گرفتار شهرت طلبی شده است.
121- هرکه شُدت حلقه ی در، زود برد حقه ی زر / خاصه که در بازکنی محرم دروازه شود@ هرکسی به در تو پناهنده شود زود به موفقیت می رسد مخصوصاً کسی که تو او را محرم اسرار خود کنی.
122- آب چه دانست که او گوهر گوینده شود / خاک چه دانست که او غمزه ی غمّاره شود @ آب نمی دانست که او روزی؛ انسان ناطق می شود و خاک نمی دانست که او روزی فاش کننده ی اسرار الهی خواهد شد.
123- روی کسی سرخ نشد بی مدد لعل لبت / بی تو اگر سرخ شود از اثر غازه شود @ هیچ کس بدون لطف و عنایت تو به موفقیت نمی رسد واگر به موفقیت برسد آن موفقیت و کامیابی او زود گذر خواهد شد.
124- ناقه ی صالح چو ز کوه زاد یقین گشت مرا / کوه پی مژده ی تو اشتر جمازه شود @ وقتی شتر صالح از کوه بیرون آمد برای من یقین حاصل شد که کوه می تواند به شتر تندرو تبدیل شود.
125- راز نهان دار و خمش ور خمشی تلخ بود / آن چه جگر سوزه بود باز جگر سازه شود @ راز را پنهان نگه دار و ساکت و خاموش باش هر چند سکوت و خاموشی سخت است آن چیزی که رنج آور است نشاط آور نیز خواهد شد.
درس چهاردهم : کبوتر طوقدار از نصرالله منشی / از ماست که برماست از ناصر خسرو قبادیانی
126- کبوتران اشارت او را امام ساختند و راه بتافتند @ کبوتران از فرمان او اطاعت کردند و راه را تغییر دادند و عوض کردند.
127- صیاد شادمان گشت و گرازان به تک ایستاد تا ایشان را درضبط آورد . @ شکارچی شاد شد و شادمان شروع به دویدن کرد تا آنها را بگیرد.
128- چون ایشان حقوق مرا به طاعت و مناصحت بگزاردند ، مرا نیز از عهده ی لوازم ریاست بیرون باید آمد.
@ چون آنها حق مرا با اطاعت و نصیحت پذیری ادا کردند من نیز باید از عهده ی ریاست خود بر آیم.
129- ازعکس ریاحین او پرّ زاغ چون دم طاووس نمودی و درپیش جمال او دم طاووس به پرزاغ مانستی.
@ از عکس گل های آن شکارگاه، پر زاغ مثل دُم طاووس،زیبا به نظر می آمد و دُم طاووس درمقابل زیبای آن شکارگاه مثل پر زاغ زشت جلوه می کرد.
130- اختلاف صیادان آن جا متواتر@ شکارچی ها پی درپی به آن جا رفت و آمد می کردند.
131- صیاد بیامد و حبّه بینداخت@ شکارچی آمد و دانه انداخت.
132- چنان باید که همگنان استخلاص یاران را مهم تر از خود شناسند. @باید همه ی شما، رهایی دوستان خود را مهمتر از آزادی و رهایی خود بداند.
133- صیاد درپی ایشان ایستاد.@ شکارچی به تعقیب آنها پرداخت.
134- کبوتران فرمان وی بکردند ودام برکندند و سرخویش گرفت. @ کبوتران از فرمان او اطاعت کردند، دام را برکندند و به راه خود ادامه دادند.
135- آن موش را زبرا نام بود ، با دهای تمام و خِرد بسیار. @ نام آن موش زبرا بود بسیار زیرک بود وعقل زیادی داشت.
136- دروقت فراغ موافقت اولی تر و الّا طاعنان مجال وقیعت یابند.@ درهنگام آسودگی ، موافقت کردن و همراهی نمودن بهتر است در غیر این صورت سرزنش کنندگان فرصت بدگویی پیدا می کنند.
137- قضای آسمانی مرا دراین ورطه کشید. @ سرنوشت مرا به این مهلکه کشیده است.
138- موش گفت: « ثقت دوستان به کرم عهد تو بیفزاید» @ موش گفت: اطمینان و اعتماد دوستان نسبت به بزرگی عهد تو بیشتر می شود.
139- من ازمثل این واقعه ایمن نتوانم بود.@ من از مثل این ماجرا درامان نخواهم بود.
140- اهما ل جانب من جاﺋﺯ نشمری.@ سستی درحق من را جایز ندانی.
141- بربال عقاب آمدآن تیرجگردوز/ وز ابر مراو را به سوی خاک فرو کاست@آن تیر کُشنده بر بال عقاب اصابت کرد و او را از آسمان به زمین افکند.
درس پانزدهم : نوروز از دکتر علی شریعتی / زاغ و کبک از جامی
142- دید یکی عرصه به دامان کوه / عرضه ده مخزن پنهان کوه @ یک میدانی در دامنه ی کوه دید که از گنجینه ی پنهان کوه خبر می داد.
143- نادره کبکی به جمال تمام / شاهد آن روضه ی فیروزه فام @ یک کبک کمیاب و بسیار زیبایی بود آن کبک، زیباروی آن باغ فیروزه ای بود.
144- برقدم او قد می کشید / وز قلم او رقمی می کشید@ زاغ بر جای پای کبک ، قدم می گذاشت و از او تقلید و پیروی می کرد.
145 - ماند غرامت زده ازکارخویش@ از کار خود پشیمان شد.
146- هرسال این فرزند فراموشکار که سرگرم کارهای مصنوعی خود ، مادر خویش را از یاد می برد با یادآوری نوروز به دامن وی باز می گردد .
@هرسال که انسان مشغول کارهای دست ساخت خود، طبیعت را از یاد می برد با یادآوری نوروز به دامن طبیعت باز می گردد.
درس شانزدهم : هجرت از علی معلم /آفتاب پنهانی از قیصر امین پور / قرآن مصوّر از سلمان هراتی
147- قابیلیان برقامت شب می تنیدند / هابیلیان بوی قیامت می شنیدند @ مأموران حکومت بر ظلم و ستم خود می افزودند و مبارزان کشته می شدند و به شهادت می رسیدند.
148- مردی نهان با روح هم پیمان نشسته / مردی به رنگ نو در طوفان نشسته@مردی که با روح الهی هم پیمان شده بود ، مردی که مثل حضرت نوح(ع) در برابر طوفان حوادث نمی ترسید.
149- دیدم شبان خفته را تبدار دیدم / بر خفته ی شب ، شبروی بیدار دیدم @ شب های جامعه ی غفلت زده را پر التهاب دیدم و دراین جامعه ی غفلت زده ، یک رهبری آگاه دیدم.
150- مردی صفای صحبت آیینه دیده / از روزن شب ، شوکت دیرینه دیده @ مردی که مثل آیینه، پاک و باصفا بود و در دوره ی پر از ظلم و ستم، به شوکت گذاشته توجه می کرد و عزّت گذشته را یادآوری می کرد.
151- مردی به مردی دشنه بر بیداد بسته / در خامشی ها قامت فریاد بسته @مردی که با غیرت و جوانمردی علیه ظلم و ستم قیام کرد مردی که در دوره ی استبداد و خفقان ، فریاد آزادی خواهی سر داد.
152- مردی تذرو کشته را پرواز داده / اسلام را در خامشی ها آواز داده@ مردی که روحیه ی آزادی طلبی را دوباره زنده کرد و اسلام را در عصر استبداد زنده کرد.
153- طلوع می کند آن آفتاب پنهانی / زسمت مشرق جغرافیای عرفانی @ امام زمان(عج) از سرزمین عرفانی مکه ظهور می کند.
154- دوباره پلک دلم می پرد نشانه ی چیست / شنیده ام که می آید کسی به مهمانی @ دوباره دلم بی قرار است من شنیده ام هرگاه دل بی قرار شود مهمان می آید.
155- کسی که نقطه ی آغاز هر چه پرواز است / تویی که در سفر عشق خط پایانی @تو آغاز کننده ی پرواز و رهایی هستی و تو پایان دهنده ی سفر عشق( راه انبیاه و اولیا ) هستی .
156- تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند / بیا که صاف شود این هوا ی بارانی @ ابرها به خاطر تو گریه می کنند بیا تا چشم ها ی گریان ما دست از گریه بردارند.
157- تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد / بیا که می رود این شهر به ویرانی @ تو از سرزمینی هستی که هر کجایش آباد است بیا که عالم ویران می شود.
158- تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند/ بیا که صاف شود این هوا ی بارانی @ ابرها به خاطر تو گریه می کنند بیا تا چشم ها ی گریان ما دست از گریه بردارند.
159-کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق / بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی @ عشق با نام تو به آرامش می رسد بیا که یاد تو آرامش بسیاری به ما می بخشد.
160- جهان قرآن مصور است / و آیه ها در آن / به جای آن که بنشینند ، ایستاده اند@ دنیا مثل یک قرآنی است که مفاهیم آن با تصویر بیان شده است و آیه ها در آن به جای این که نوشته شوند به تصویر کشیده شده اند.
161- درخت یک مفهوم است / دریا یک مفهوم است@ درخت مثل یک واژه است / و دریا مثل یک واژه است.
162- با چشم های عاشق بیا تا جهان را تلاوت کنیم .@ بیا با چشم های عاشقانه به جهان نگاه کنیم تا جهان را زیبا ببینیم.
درس هفدهم : نیاز روحانی از فاطمه راکعی / چند رباعی
163- به پاس یک دل ابری ، دو چشم بارانی/ پراست خلوتم ازیک حضور نورانی @ به خاطر داشتن دلی غمگین و چشم های گریان، خلوت و تنهایی ام نورانی است.
164- هنوز می شنود آن صدای محزون را / دلم به روشنی آیه های قرآنی @ هنوز دلم، صدای غمگین امام را به روشنی آیه های قرآن می شنود.
165- بشکن دل بی نوای ما را ای عشق / این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است @ ای عشق، دل بیچاره (یا بی صدای) ما را بشکن زیرا دل هر چه شکسته تر باشد زیباتر خواهد شد.
166 - آوای خوش هزار تقدیم تو باد@ صدای خوش بلبل تقدیم تو باشد.
درس هجدهم : بخوان از زین العابدین رهنما
167- با تنهایی این کوه مراوده می کند. @ با تنهایی این کوه دوستی می کرد ورفت و آمد می نمود.
168- ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد / دل رمیده ی ما را انیس و مونس شد@ پیامبر مثل ستاره ای درخشید و مثل ماه، مجلس ما را نورانی کرد و همدم و مونس دل بی قرار ما شد .
169- نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد @ پیامبر(ص) با اینکه به مکتب نرفت و از کسی چیزی نیاموخت اما با اشاره ی چشم به صدها معلم و مدرس، نکته ها آموخت.
درس نوزدهم : بوی جوی مولیان از بهمن بیگی
170- پدرم عرش را سیرمی کرد@ پدرم بسیار خوشحال بود.
171- شاهین تیزبال افق ها بودم ، زنبوری طفیلی شدم و به کنجی پناه بردم. @ من مثل شاهین بلند پرواز آسمان ها بودم حالا مثل زنبوری جیره خوار شده ام و به گوشه ای پناه برده ام.
172- از شنیدن اسم شهر، قند دردلم آب می شد . @ از شنیدن اسم شهر، بسیار خوشحال می شدم.
درس بیستم : اقلیم عشق از هاتف اصفهانی
173- یار بی پرده از درودیوار / درتجلّی است یا اولی الابصار @ ای خردمندان، خداوند درهمه جا آشکار و نمایان است.
174- باریابی به محفلی کان جا / جبرﺋﯾﻞ امین ندارد بار@ به محفلی می توانی راه یابی که جبرئیل امین هم اجازه ی ورود به آن جا را ندارد.
175- شمع جویی و آفتاب بلند / روز بس روشن و تو در شب تار@ خداوند مثل آفتاب در روز روشن ،آشکار است درحالی که تو با عقل و استدلال خود به دنبال یافتن خدا هستی.
176- از مضیق حیات درگذری/ وسعت ملک لامکان بینی@اگر به سرزمین عشق بیایی از تنگنای زندگی می گذری و به سرزمین وسیع و لامکان می رسی.
177- بی سروپا گدای آن جا را / سر زملک جهان گران بینی @ گدای بی سروپای سرزمین عشق، به جهان توجه و اعتنایی نمی کند.
178- برهمه اهل این زمین به مراد / گردش دورآسمان بینی @ درسرزمین عشق، روزگار به مراد و میل عاشق می چرخد.
179- جان گدازی اگر به آتش عشق / عشق را کیمیای جان بینی @ اگر جان خود را در آتش عشق بسوزانی عشق را کیمیای جان خواهی یافت.
180- گر به اقلیم عشق روی آری / همه آفاق گلستان بینی@ اگر به سرزمین عشق بیایی همه ی جهان را مثل گلستانی زیبا خواهی دید.
درس بیست یکم: موسی و شبان از مولوی
181- این چه ژاژ است و چه کفراست و فُشار / پنبه ای اندردهان خود فِشار @ این چه سخن بیهوده ای است که می گویی ساکت و خاموش باش.
182- تو کجایی تا شوم من چاکرت/ چارقت دوزم کنم شانه سرت @ تو کجا هستی تا من چاکر تو شوم کفش تو را بدوزم و بر سر تو شانه بزنم.
183- هرکسی را سیرتی بنهاده ام / هرکسی را اصطلاحی داده ام.@ در وجود هرکسی خوی و عادتی قرار داده ام و شیوه ای آموخته ام و به هرکسی اصطلاح خاصی داده ام.
184- زین نمط بیهوده می گفت آن شبان @ آن چوپان از این گونه سخن بیهوده بیشتر می گفت.
185- گفت موسی با کی استت ای فلان؟ @ حضرت موسی(ع) گفت: ای فلانی با چه کسی هستی؟
186- جامه را بدرید و آهی کرد تفت / سر نهاد اندر بیابان و برفت @ لباسش را پاره کرد ،آهی گرم کشید وسرش را به زیر انداخت و به بیابان رفت.
درس بیست و دوم : شبنم عشق از نجم رازی
187- به قهر یک قبضه ی خاک از روی جمله ی زمین برگرفت. @ با خشم یک مشت از روی همه ی زمین برداشت.
188- حق تعالی چون اصناف موجودات می آفرید ، وسایط گوناگون درهر مقام برکار کرد.@ خداوند وقتی انواع موجودات را می آفرید با واسطه های گوناگون خلق می کرد.
189- ابلیس را چون در دل آدم بار ندادند و دست رد به رویش زدند مردود همه ی جهان گشت. @ چون شیطان را به دل آدمی راه ندادند و او را رد کردند از همه ی جهان رانده شد.
190- ملایکه درآدم تفرس می کردند. @ فرشتگان با فراست و زیرکی وجود آدم را بررسی می کردند.
191- دراین آینه نقش ها ی بوقلمون ببینید.@ در وجود آدم به نقش های رنگارنگ نگاه کنید.
192- خداوند، گل آدم را در تخمیرانداخته ودر هرذره ازآن گِل ، دلی تعبیه می کرد.@ خداوند، دل آدم را خمیر می کرد و در هر ذرّه از آن، دلی قرار می داد.
193- روزکی چند صبرکنید تا من براین یک مشت خاک دست کاری قدرت بنمایم.@ چند روزی صبر کنید تا دراین یک مشت خاک ، قدرت خود را نشان دهم.
194- جبرﺋﯾﻞ گفت : خداوندا خاک تن درنمی دهد@ جبرئیل گفت: خدایا، خاک قبول نمی کند.
195- اگر به طوع نیاید ، به اکراه واجبار برگیر و بیاور@ اگر با میل خود نیاید به زور برگیر و بیاور.
196- تا بار امانت درسُفت جان کشد. @ تا بار امانت را بر دوش جان بکشد.(امانت را قبول کند.)
دانش های ادبی ( تاریخ ادبیات ،آرایه های ادبی ، درآمدها )
درس اوّل :
1- جمال الدین عبدالرّزاق اصفهانی درچه قرنی می زیست ؟ @در قرن ششم
2- جمال الدین عبدالرّزاق اصفهانی درسرودن کدام قالب شعری معروف است ؟@در ترکیب بند
3- نوع نثرعبارت «هرنفسی که فرو می رود ممدّ حیات است و چون برمی آید مُفرّح ذات» چگونه است؟@ نثر مسجع
4- نوع نثر هریک از آثار زیررا بنویسید .
گلستان سعدی(نثر مسجع)- قابوس نامه(نثر ساده)- مرزبان نامه(نثر مصنوع و متکلف)- تاریخ بلعمی(نثر ساده)- کلیله و دمنه(نثر فنی)
5- درعبارت « فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدین بگسترد » استعاره را مشخص کنید. @فرش زمردین استعاره از چمن
6- در عبارت زیرآرایه های ادبی را مشخص کنید.
«اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه برسر نهاده و درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق دربرگرفته»
تشبیه تشخیص تشبیه تشبیه
7- منظور از «درخت گل» در عبارت زیر چیست؟ @معرفت الهی
« گفت به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم ، دامنی پرکنم هدیه ی اصحاب را »
8- دراین بیت منظوراز«مرغ سحر» و«پروانه» چیست؟ ای مرغ سحر عشق زپروانه بیاموز/کان سوخته را جان شد وآوازنیامد@عاشق مدعی- عاشق واقعی
درس دوم :
9- زمینه های اصلی حماسه را نام ببرید. @1- زمینه ی داستانی 2- زمینه ی قهرمانی 3- زمینه ی ملّی 4- زمینه ی خرق عادت
10- هریک از ابیات زیر به کدام زمینه ی حماسه مربوط است؟
الف) ز نیرنگ زالی بدین سان درست وگرنه که پایت همی گورجُست @زمینه ی خرق عادت
ب) همی زور کرد این برآن ، آن براین نجنبید یک شیر برپشت زین @قهرمانی
11- در داستان رستم و اسفندیار ، وجود چه عناصری زمینه ی « خرق عادت » حماسه را نشان می دهد؟@ سیمرغ و رویین تن بودن اسفندیار
12- هریک از زمینه های حماسی زیر را توضیح دهید .
الف) زمینه ی خرق عادت : @یعنی حوادثی که با عقل و منطق سازگار نیست.
ب) زمینه ی قهرمانی : @انسانی را به تصویر می کشد که هم از نظر نیروی جسمی و هم از نظر روحی از دیگران ممتاز است.
13 - درهریک ازابیات زیریک آرایه ی ادبی مشخص کنید.
الف) خم آورد بالای سرو سهی / ازاو دور شد دانش و فرّهی @سرو سهی استعاره از قامت بلند اسفندیار
ب) به بالا ز رستم همی رفت خون/ بشد سست و لرزان کُهِ بیستون @ کُه بیستون استعاره از قامت بلند رستم
14- درمصراع « بکوبمت زین گونه امروز یال » ضمیرمتصل « ت» مضافٌ الیه کدام کلمه است؟@مضاف الیه یال( یعنی یالت را می کوبم)
15- دربیت زیر دو آرایه ی ادبی بیابید و نام آن ها را بنویسید.
16- « زسمّ ستوران درآن پهن دشت / زمین شد شش و آسمان گشت هشت » @اغراق – مراعات نظیر
17- مفاهیمی چون « سیمرغ ، دیو سفید » مربوط به کدام یک از زمینه های حماسه است ؟ @زمینه ی خرق عادت
درس سوم :
18 - بزرگترین نقاش قرن اخیرایران که صاحب اثر ارزشمند « تالار آیینه » است چه کسی می باشد ؟@کمال الملک(محمد غفاری)
19- فیلم نامه های علی حاتمی را نام ببرید ؟@هزاردستان،دل شدگان، سلطان صاحب قران، مادر، کمال الملک، جهان پهلوان تختی
20- علی حاتمی ، درفیلم نامه ی کمال الملک چه چیزی را به تصویر کشیده است ؟ @آزادگی و بی پروایی کمال الملک در مقابل استبداد رضاخان و تملق درباریان را به تصویر می کشد.
درس چهارم :
21- مهمترین عناصرداستان را نام ببرید. @1- شخصیت و قهرمان 2- راوی داستان یا زاویه ی دید3- هسته یا طرح داستان 4- درون مایه 5- لحن
22- منظور از زاویه دید در داستان چیست؟@ یعنی شیوه ی روایت داستان که چندم شخص است.معمول ترین شیوه ی روایت داستان اول شخص (من) و سوم شخص(او) است.
23- درشیوه ی روایت داستان ، منظور از «دانای کلّ » چیست؟@یعنی روایت داستان در سوم شخص.
24- داستان گاو نوشته ی کیست؟ و چگونه داستانی است ؟@نوشته ی غلامحسین ساعدی (گوهرمراد) ، داستان کوتاه و خواندنی است.
25- در داستان گاو ، شخصیت اصلی داستان کیست؟ و زاویه ی دید داستان چگونه است؟@مشدی حسن، سوم شخص یا دانای کل
26- کدام یک ازعناصرداستان « ایجاد فضا درکلام » می کند ؟@لحن
27- کدام یک ازعناصرداستان مبتنی برعلت ومعلولی است ؟@هسته یا طرح داستان
28- منظوراز«لحن» در داستان چیست؟@لحن ایجاد فضا در داستان استشخصیت ها خود را به وسیله ی زبان معرفی می کنند و به خواننده می شناسانند.
29- کدام عنصرداستانی به سلسله حوادث داستان وحدت هنری می بخشد؟@هسته یا طرح داستان
درس پنجم :
30- نثرجلال آل احمد دارای چه ویژگی هایی است ؟ @صریح، طنز،گونه، کوتاه، نزدیک به زبان گفتار و توصیفی.
31- جلال آل احمد در داستان های خود ، عموماً به طرح چه موضوعاتی می پردازد ؟ @او در آثار خود ، فضای سیاسی و اجتماعی ایران ، محرومیت ها و محدودیت های اندیشه وران و مسئولیت خطیر ارباب قلم را به خوبی و روشنی ترسیم می کند.
32- کتاب « پنج داستان » اثر کدام نویسنده ی معاصر است ؟@جلال آل احمد
33- آثار جلال آل احمد را می توان به چند دسته ی کلی تقسیم کرد ؟@به چهار دسته 1- داستان ها 2- سفر نامه ها 3- ترجمه ها 4- مقالات
34- درعبارت « خودِ گنبد چنگی به دل نمی زد » از چه آرایه ای استفاده شده است ؟@کنایه
35- زاویه ی دید داستان « گل دسته ها و فلک » چیست ؟ @اوّل شخص
درس ششم :
36- نام دیگر تاریخ بیهقی چیست ؟@تاریخ مسعودی
37- موضوع هریک ازنقدهای زیر را بنویسید.
الف) نقد لغوی : @نقد لغوی به ارزیابی آثار از نظر کاربرد زبان و اصول و قواعد آن می پردازد.
ب) نقد فنی : @نقد فنی به بررسی آرایه ها و زیبایی های ادبی آثار می پردازد.
ج) نقد اخلاقی : @نقد اخلاقی ، ارزش های اخلاقی آثار را مورد بررسی قرار می دهد.
38- چرا تاریخ بیهقی را تاریخ مسعودی نیز نامیده اند ؟ @چون موضوع اصلی این کتاب ، تاریخ سلطنت مسعود پسر محمود غزنوی است.
39-کدام ویژگی، تاریخ بیهقی را از دیگر آثار تاریخی و ادبی متمایز کرده است؟@دقّت و صداقت در بیان، استواری وپختگی در نگارش، ذکر جزئیات وقایع.
درس هفتم :
40- به نظر بیهقی راه خوب زیستن در چیست ؟@در قناعت و مناعت طبع و پرهیز از مال حرام یا شبهه ناک
41- نقد و تحلیل عالمانه ی تاریخ بیهقی را چه کسی نگاشته است ؟ @دکترغلامحسین یوسفی
42- معادل امروزی « نمازپیشین » چیست ؟@نماز ظهر
43 - مقصود از عبارت « به نشاط قلم در نهاد » چیست ؟ @یعنی با خوشحالی شروع به نوشتن کرد.
درس هشتم :
47- آثار پرویز خرسند را نام ببرید .@برزیگران دشت خون ، آن جا که حق پیروز است، مرثیه ای که ناسروده ماند
48- دو مجموعه ی شعر « سرود درد » و « سرود سپیده » از کدام شاعر است ؟ @حمید سبزواری
49- آرایه ی ادبی شاخص بیت زیر را مشخص کنید . @رُفت- رَفت(جناس)
باید به مژگان رُفت گرد از طور سینین باید به سینه رَفت زین جا تا فلسطین
50- درترکیب « خون خورشید » و « صدای گرم » چه نوع آرایه های ادبی وجود دارد ؟ @تشخیص - حس آمیزی
درس نهم :
51- درون مایه ی ادبیات پایداری چیست ؟@رویارویی با عوامل استبداد داخلی یا تجاوز بیگانگان
52- کتاب « تپّه ی برهانی » اثر کیست و موضوع آن چیست ؟ @حمید رضا طالقانی
53- درقطعه ی « آبشار/ موج فرو خفته ای از خشم تو/ می شود از باغ نگاهت هنوز / یک سبد از میوه ی خورشید ، چید » تشبیهات و استعاره و مراعات نظیر را مشخص کنید . @تشبیه آبشار به موج فروخفته- تشبیه نگاه به باغ / میوه ی خورشید استعاره از نور معنویت / باغ ،میوه، سبد (مراعات نظیر)
54- آرایه های ادبی عبارتهای زیر را مشخص کنید .
الف) صبح دو مرغ رها / بی صدا / صحن دو چشمان تو را ترک کرد.@ دو مرغ رها استعاره از دو چشم جانباز
ب) آفتاب / خار و خس مزرعه ی چشم تو @تشبیه آفتاب به خار و خس و تشبیه چشم به مزرعه
55- با توجه به مصراع های«شب دوصف ازیاکریم/ بال به بال نسیم/ از لب دیوار دلت / پرکشید» مقصود از کلمات مشخص شده چیست؟@چشم
درس دهم :
56- نمایش نامه های شکسپیر را نام ببرید. @هملت، مکبث، اتللو و شاه لیر
57- شکسپیر در غزلواره ی «ترانه ی من» چه چیزهایی را ستوده است؟@جوانی و شعر خود را ستوده است.
58- مضمون غزلواره ویلیام شکسپیر چیست؟@عشق، ستایش جوانی و مسائل اخلاقی.
59- در هریک از عبارتهای زیر یک آرایه ی ادبی مشخص کنید.
الف) همانند امواج که به شنزارساحل راه می جویند / دقایق عمرما نیزبه سوی فرجام خویش می شتابند @تشبیه دقایق عمر به امواج
ب) آری زمان فرّه جوانی را می پژمرد/ برابروان زیبا شیارهای موازی می افکند/ وگوهرهای نادر طبیعت را درکام می کشد . @تشخیص و کنایه
ج) از گزند داسِ دروگرِ وقت هیچ روینده را زنهارنیست . @تشبیه وقت به داس دروگر
60- منظور از «گل» در شعر زیر چیست؟@عشق و محبت
« خدا / نه برای خورشید / و نه برای زمین / بلکه برای گل هایی که برایمان می فرستد / چشم به راه پاسخ است »
61- مجموعه شعر« ماه نو ومرغان آواره » سروده ی کیست ؟ @تاگور شاعر بزرگ هند
درس یازدهم :
62- دربیت زیر یک تشبیه پیدا کنید . @جام بلا(تشبیه بلا به جام)
هرکه دراین بزم مقرّب تراست جام بلا بیش ترش می دهند
درس دوازدهم :
63-کدام «منظومه ی غنایی» همواره سرمشق شاعران بزرگ برای سرودن داستان های عاشقانه بوده است؟@ویس و رامین
64- « حسّان عجم » لقب کدام شاعر قرن ششم است ؟ @خاقانی
65- زبان « خاقانی » درسرودن قصیده و غزل چگونه بوده است ؟ @ساده و روان
66- درهریک از ابیات زیر یک آرایه ی ادبی معین کنید.
الف) دست هوا به رشته ی جان بر، گره زده است / نزد گره گشای هوا می فرستمت @تشخیص، تشبیه
ب) ای صبحدم ببین که کجا می فرستمت نزدیک آفتاب وفا می فرستمت@تشخیص و استعاره
ج) قصیده سرای توانای قرن پنجم که قصاید تعلیمی فراوانی سروده است کیست ؟ @ناصرخسرو
درس سیزدهم :
67- آرایه ی جناس را درمصراع « آن چه جگرسوزه بود ، بازجگرسازه شود » مشخص کنید. @جگرسوزه و جگرسازه
68- نام یک اثر منظوم و یک اثر منثور از عطار نیشابوری بنویسید . @منطق الطیر(منظوم) - تذکره الاولیا(منثور)
69- نام دیگر کتاب منطق الطیر چیست؟ @مقامات طیور منطق الطیر اثرکیست و موضوع آن چیست؟ @اثر عطار ، در باره ی سفر پرندگان به سوی سیمرغ.
درس چهاردهم :
70- زبان اصلی کلیله و دمنه چیست؟ اولین بار چه کسی آن را به زبان عربی ترجمه کرده است؟ چه کسی آن را به زبان فارسی ترجمه کرده است؟
@ سانسکریت- ابن مقفع – نصرالله منشی
71- ناصر خسرو درچه قرنی می زیست ؟ او درسرودن چه نوع شعری توانایی داشت ؟ @در قرن پنجم – در قصیده
درس پانزدهم :
72- الف)کتاب «کویر» اثر کیست ؟@ دکتر شریعتی ب) بهارستان اثر کیست و به تقلید از چه کتابی نوشته شده است؟@اثر جامی به تقلید از گلستان سعدی.
73- هفت اورنگ اثر کیست و موضوع آن چیست ؟ @اثر جامی ، عرفانی و اخلاقی
74- در بیت زیر دو آرایه ی ادبی مشخص کنید. @ترصیع و تکرار و واج آرایی
هم حرکاتش متناسب به هم هم خطواتش متقارب به هم
درس شانزدهم :
75- مولّفان آثار زیر را بنویسید .
الف) رجعت سرخ ستاره @ محمدعلی معلم ب) مثل چشمه ، مثل رود @ قیصر امین پور ج) از این ستاره تا آن ستاره @سلمان هراتی
76- دربیت زیر دو آرایه ی ادبی بیابید .@ تشبیه - تناقض - مراعات نظیر
کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی
77-با توجه به بیت زیر به پرسش های مطرح شده پاسخ دهید .
« مردی صفای صحبت آیینه دیده / از روزن شب ، شوکت دیرینه دیده »
الف) مقصود از« روزن شب » چیست ؟ @ دوران پر از ظلم و ستم ب) مقصود از « شوکت دیرینه » چیست ؟@شکوه و جلال گذشته ی اسلام
درس هفدهم :
78- هریک ازاین آثار از کیست ؟ @ سفر سوختن ، آواز گلسنگ )(هر دو از فاطمه راکعی)
79- رباعی چه نوع شعری است و بر چه وزنی می آید؟@شعری است که مصراع های اول، دوم و چهارم آن هم قافیه هستند و وزن آن معادل«لاحول و لاقوّه الابالله»است.
80- دربیت زیر دو آرایه ی ادبی مشخص کنید. » @ در «بی نوا» ایهام 1- بی صدا 2- بیچاره / در« شکسته» نیز ایهام است 1- نام آهنگ 2- غمگین
در «ای عشق» تشخیص
بشکن دل بی نوای ما را ای عشق / این ساز ، شکسته اش خوش آهنگ تر است
درس هجدهم :
81- یک اثر از زین العابدین رهنما نام ببرید. @کتاب «پیامبر»
درس نوزدهم :
82- کتاب « بخارای من ، ایل من » اثر کیست و نثر آن چگونه است؟@محمد بهمن بیگی، نثر آن روان و طنزآمیز است.
83- درعبارت « از شنیدن اسم شهر ، قند دردلم آب می شد » چه نوع آرایه ادبی وجود دارد ؟ @کنایه از خوشحال شدن
84 - در عبارت «شاهین تیزبال افقها بودم زنبوری طفیلی شدم و به کنجی پناه بردم»چه نوع آرایه به کار رفته است؟ @ تشبیه
درس بیستم:
85- عمده ی شهرت هاتف اصفهانی به واسطه ی چیست ؟ ترجیع بند عرفانی
هاتف اصفهانی درغزل از چه کسانی پیروی کرده است ؟@ از سعدی و حافظ پیروی می کرد.
86- عرفان درآغاز کدام قرن و با ظهور کدام شاعر موضوع عمده ی اشعار شاعران گردید ؟ @در آغاز قرن ششم و با ظهور سنایی
87- آثاری نظیر « گلشن راز » ، « کشف المحجوب » و « رساله ی قشیریه » درکدام حوزه ی ادبی می گنجد؟ @در حوزه ی ادبیات تعلیمی
88- دربیت « بی سروپا گدای آن جا را / سرزملک جهان گران بینی » منظوراز« سرگران بودن » چیست ؟@بی اعتنا و بی توجه بودن
درس بیست ویکم:
90- دربیت زیر یک جناس و یک کنایه مشخص کنید. @فُشار، فِشار(جناس)- پنبه اندر دهان فشردن کنایه از سکت و خاموش ماندن
این چه ژاژ است و چه کفر است و فُشار / پنبه ای اندر دهان خود فِشار
91- دربیت«گرنبندی زین سخن تو حلق را / آتشی آید بسوزد خلق را» یک مجاز و یک جناس بیابید. @حلق مجاز از دهان – حلق، خلق(جناس)
92- با توجه به بیت زیرتفاوت معنایی واژه «ملّت» را درگذشته وامروز بنویسید. @ملّت در گذشته به معنی عقیده و مذهب و امروز به معنی مردم است.
ملّت عشق ازهمه دین ها جداست عاشقان را ملّت و مذهب خداست
93- با توجه به بیت « تو برای وصل کردن آمدی / نی برای فصل کردن آمدی »
الف) رسالت کلی پیامبران چیست ؟@ هدایت کردن ب) « فصل کردن » چه معنایی دارد؟@گمراه کردن
درس بیست ودوم :
94- مرصاد العباد اثر کیست و موضوع آن چیست ؟ این کتاب درچه قرنی نوشته شده است؟@اثر نجم الدین دایه- مسائل عرفانی- در قرن هفتم
95- درعبارت زیر چرا نویسنده ، ابلیس را « اعور» می داند ؟ @چون او انسان را تنها از یک بُعد یعنی از بُعدجسمانی می نگریست و حقیقت و عظمت روحی او را نادیده می گرفت.
ابلیس پرتلبیس یک باری گرد او طواف می کرد و بدان یک چشم اعورانه بدو درمی نگریست.
96- مفهوم کلی مصراع اول بیت زیرچیست ؟ @یعنی خاک آدم را با عشق آمیخته کردند.
ازشبنم عشق خاک آدم گِل شد / صد فتنه و شور درجهان حاصل شد
97- درعبارت زیر مقصود از« گوهر» چیست ؟ و « خازنان » چه کسانی هستند ؟@منظور از گوهر ،محبت و منظور از خازنان ، فرشتگان است.
«چون کار دل به این کمال رسید گوهری بود در خزانه ی غیب که آن را از نظر خازنان پنهان داشته بود و خزانه داری آن به خداوندی خویش کرده»
97- ادبیات عرفانی جزوکدام یک ازانواع ادبی است ؟@اغلب ادبیات تعلیمی
98- اصلی ترین موضوع عرفان چیست ؟ @عشق
درک مطلب
درس اوّل :
1- با توجّه به بیت « از دست وزبان که برآید / کزعهده ی شکرش به درآید » به چه حقیقتی اشاره دارد؟@ناتوانی انسان درسپاس گزاری از خداوند
2- درجمله ی « پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد » برکدام صفت خداوند تأکید شده است؟@ستّارالعیوب بودن خداوند
3- درعبارت « درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق دربرگرفته » منظوراز« قبای سبزورق» چیست؟@برگ سبز درختان
4- مفهوم کلی بیت « چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان / چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان » چیست؟@یعنی ای پیامبرچون تو پشتیبان مردم هستی مردم از هیچ حوادثی و مشکلی نمی ترسند.
5 - دربیت «گرکسی وصف او زمن پرسد / بی دل از بی نشان چه گوید باز» منظوراز« بی دل » و« بی نشان » چه کسانی هستند؟@بی دل(عاشق ، سعدی) ، بی نشان (خداوند، معشوق)
6- درمصراع « برنیاید زکشتگان آواز» منظور از« کشتگان » چیست؟@عاشقان
7- درعبارت « یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده» :
الف) «مکاشفت» دراصطلاح عرفانی یعنی چه ؟ @کشف حقایق
ب) « سر به جیب مراقبت فرو برده بود » چه حالتی را بیان می کند؟@به فکر عرفانی فرو رفتن
درس دوم :
8- رستم برای پرهیز از جنگ چه پیشنهادی به اسفندیارمی دهد؟@ دیگران جنگ کنند و ما تماشا کنیم
9- با توجه به بیت زیرمنظوراز« سگزی » و «کمان و بر» و « پرخاشخر» چیست؟ @ سیستانی(رستم)- نیرو و قدرت تیر اندازی- جنگجو(اسفندیار)
فراموش کردی تو سگزی مگر / کمان و بر مرد پرخاشخر
10- دربیت «چو نزدیک گشتند پیر و جوان/ دو شیر سرافراز ودو پهلوان »کدام زمینه ی حماسه به وضوح دیده می شود؟@زمینه ی قهرمانی
11- درون مایه ی داستان رستم و اسفندیارچیست؟@ تقابل آزادی و اسارت، پیری و جوانی ، کهنه و نو
درس سوم :
12- با توجه به فیلم نامه ی کمال الملک،مقصود ازجمله ی«مجنون برای دنیا بی ضررتره تا جانی»چیست؟@دیوانه برای دنیا بی ضررتر از قاتل است.
13- درعبارت « بعید ازما قدرت مداران هفت خطّه که تواین بازی قهرو آشتی کوتاه بیاییم» منظوراز« بازی قهرو آشتی»چیست؟ و «هفت خط» یعنی چه؟@صلح و جنگ – سیاست باز ، نیرنگ باز
14- منظور از « کلاه دمُده سر برباده » چیست؟@کلاه از مُد افتاده که باعث کشته شدن بعضی افراد شد.
15- منظور رضاخان از عبارت « تو سرچهارتا شاه را خوردی » چیست؟@یعنی تو بیشتر عمر کردی و پادشاهی چهار تن را دیدی.
16- منظوراز عبارتهای زیر چیست؟
الف) کمال الملک : دندان کباب خوری ندارم ، خوراک من نان و ماسته . @من غذاهای لذیذ نمی خورم خوراک من ساده است.
ب) پهلوی با دندون ببر کباب می خوره. @پهلوی در خوردن زرنگ و چابک است. ج) خوابی برایش دیدم. @نقشه ای برایش کشیدم.
درس چهارم :
17- درون مایه ی داستان «گاو» چیست؟ @ از خود بیگانگی ، بی هویتی، مسخ شدگی ، فقر روستایی و فقر فرهنگی.
18- شخصیت اصلی داستان « گاو» کیست و سرانجام او چه شد؟@مشدی حسن ، کشته شد.
19- درداستان « گاو » گاوشدن به چه معنی است؟ @مسخ شدن ، بی هویتی و از خودبیگانگی.
20- لحن و زاویه ی دید درداستان گاو چگونه است؟@لحن ، جدی و زاویه ی دید ، سوم شخص یا دانای کل
21- منظوراز جمله ی « باید عقلامونو روی هم بریزیم » چیست؟@با هم مشورت کنیم.
درس پنجم :
22- درون مایه داستان «گل دسته ها و فلک » چیست؟ @جست و جوگری و تلاش برای رسیدن به آگاهی و تعالی
23- زاویه ی دید درداستان « گل دسته ها و فلک » چگونه است؟@اول شخص
24- درداستان «گل دسته ها و فلک» گل دسته ها و مدیر نماد چه چیزهایی هستند؟@گلدسته ها نماد عروج و تعالی ، مدیر نماد کسانی که مانع تعالی و ترقی انسان های جستجوگر می شود.
25- واژه ی«توﺋون » درعبارت « ورپریده ها ! اگه می افتادین کی توﺋون می داد »عامیانه چه کلمه ای است؟ و برچه معنی است؟@تاوان- به معنی خسارت و زیان
درس ششم و هفتم :
26- با توجه به درس«قاضی بُست» شخصیت قاضی را چگونه ارزیابی می کنید؟@قانع و پرهیز کننده از مال حرام و شبهه ناک
27- درعبارت « هنر آن بود که کَشتی های دیگر به او نزدیک بودند » منظور از « هنرآن بود » چیست؟@خوشبختانه
28-منظوراز جمله ی«امیر ازآن جهان آمده، به خیمه فرودآمدوجامه بگردانید» چیست؟@امیراز مرگ نجات یافت به خیمه آمدولباسش را عوض کرد.
29- درمتن زیر قسمت های مشخص شده را معنی کنید.
و بازگشتم با نامه ی توقیعی واین حال ها را به بونصر گفتم واین دبیرکافی به نشاط قلم درنهاد تا نزدیک نمازپیشین ازاین مهمات فارغ شده بود و خیلتاشان وسواران گسیل کرده. @نامه ی امضا شده - نویسنده ی کاردان و با کفایت- با خوشحالی شروع به نوشتن کرد- کارهای مهم- خدمت گزاران
30- منظورازعبارتهای زیر چیست؟
الف ) فلانی را من فرو گرفتم .@ فلانی را من از کار برکنار کردم. ج) دلش بپیچید @غمگین شد
ب) همیشه چشم نهاده بودی . @ همیشه منتظر بود د) روزه به دهن@ گرسنه
31- با توجّه به عبارت تاریخ بیهقی، شخصیت بوسهل زوزنی چگونه معرفی شده است؟@امام زاده و بزرگوار اما شرور و بد ذات.
درس هشتم :
35- متن درس « خون خورشید » در مورد کدام یک از یاران امام حسین (ع) است؟ @انس بن حارث
36 - درعبارت«وکنار خورشید فروزان حق، درخون پاک و روشن غوطه زد وخورشید ی نوساخت» منظورازخورشید فروزان و خورشید نو چیست؟
@ خورشیدفروزان استعاره از امام حسین (ع) و خورشید نو استعاره از انس بن حارث
37-درمصراع«موسی جلوداراست ونیل اندرمیان است» منظوراز موسی و نیل چیست؟@موسی استعاره از امام خمینی و نیل استعاره از موانع و مشکلات
38- درمصراع « یعنی کلیم آهنگ جان سامری کرد » منظورازکلیم و سامری چیست؟@کلیم استعاره از امام خمینی ، سامری استعاره از اسرائیل
درس نهم :
39- منظوراز عبارت « به آخر خط رسیده ایم » چیست؟ @یعنی مرگ ما نزدیک است.
40- منظوراز « لباس نظامی براندام لاغرش زارمی زد » چیست ؟ @لباس نظامی بر اندام لاغرش گشاد بود.
41- درشعر باغ نگاه « آبشار» نماد چه چیزی است ؟ @ نماد خشم
42- این بند ازشعر باغ نگاه به چه موضوعی اشاره دارد؟@ به از دست رفتن چشم جانباز
« شب دو صف از یاکریم / بال به بال نسیم / از لب دیوار دلت پرکشید»
43- شاعردرشعرباغ نگاه ، روشنایی چشم جانباز را به چه چیزی تشبیه کرده است؟ @ به دو مرغ رها ، و به دو صف از یا کریم
44- درشعر« صبح ، دو مرغ رها / بی صدا / صحن دو چشمان تو را ترک کرد» منظوراز« مرغ » و« صحن » چیست؟@چشم – حدقه ی چشم
45- چرا شاعر آبشاررابه موج فروخفته ای ازخشم جانباز می داند؟ @چون در مقابل خشم جانباز ،پست و ناچیز است.
درس دهم :
46- دراین عبارت شکسپیر« زمان که بخشنده بود ، موهبت های خویش را تباه می سازد » منظوراز موهبت های زمان چیست؟@جوانی، نعمت طبیعت
47- درمصراع های « به سوی بلوغ می خزد وآن گاه که تاج برسرش نهاد / خسوف های کژخیم شکوهش را به ستیز برمی خیزند » منظوراز عبارتهای مشخص شده چیست؟@به سن بلوغ رسیدن- به اوج جوانی رسیدن- حوادث ناگوار
48- درعبارت « ازگزند داس دروگر وقت هیچ روینده را زنهار نیست » منظور از « داس دروگروقت » چیست؟@ زمانه ، روزگار
درس یازدهم :
49- درشعر«خدا/ نه برای خویش و نه برای زمین/ بلکه برای گل هایی که برایمان می فرستد/ چشم به راه پاسخ است» منظور از«گل»چیست؟@عشق
50- مفهوم کلی شعر زیر چیست؟@یعنی کسانی که به حقیقت پشت می کنند خودشان در تاریکی قرار می گیرند.
« آنان که فانوسشان را برپشت می برند / سایه هاشان پیش پایشان می افتد»)@فانوس استعاره از حقیقت است)
52- شعر « کاریز خوش دارد خیال کند/که رودها / تنها برای این هستند/ که به او آب برسانند » وصف چه کسانی است؟ @افراد مغرور
53- مفهوم کل این شعر را بنویسید@ ماه از خودگذشته است چون روشنی اش را به دیگران می بخشد و سیاهی و تیرگی را برای خود نگاه می دارد
« ماه روشنی اش را / درسراسر آسمان / می پراکند / و لکّه های سیاهش را برای خود نگه می دارد»
درس دوازدهم :
54- با توجه به بیت « اگرچه تلخ باشد فُرقت یار / دراو شیرین بود امید دیدار» جدایی چه زمانی شیرین و دلپذیر است؟@امید دیدار باشد
55- باتوجه به بیت « نبرّم ازتو امّید ،ای نگارین/که تا ازمن نبرّد جان شیرین» شاعرچه زمانی امید خودرا ازدست می دهد؟ @آنگاه که بمیرد
56- با توجه به بیت«جان یک نفَس درنگ ندارد،گذشتنی است/ و رنه بدین شتاب چرا می فرستمت» چرا شاعر درفرستادن پیک شتاب دارد؟@چون احتمال می دهد که زود می میرد.
درس سیزدهم :
57- درمصراع « خاک چه دانست که اوغمزه ی غمّازه شود » منظور از « غمزه ی غمازه » چیست؟@فاش کننده ی اسرار
58- مقصود از مصراع «آن چه جگرسوزه بود باز جگرسازه شود» چیست؟ @ آنچه رنج آور باشد نشاط آور نیز می شود.
59- با توجه به بیت «آب چه دانست که او گوهر گوینده شود؟ خاک چه دانست که او غمزه ی غمّازه شود» چرا خاک غمّازه است؟@چون اسرار را فاش می کند.
درس چهاردهم :
60- محوری ترین پیام درس « کبوتر طوقدار » چیست ؟ @وحدت و اتحاد داشتن
61- در بیت زیر منظور از «تیر جگردوز» و «فروکاست» چیست ؟ @تیرکُشنده- پایین آورد
« بربال عقاب آمد آن تیر جگردوز وز ابر مراو را به سوی خاک فروکاست »
درس پانزدهم :
62- کدام واقعه ی مهم تاریخی درنوروز اتفاق افتاده است؟@انتخاب علی (ع) به خلافت و وصایت در غدیر خم
63- منظور از بیت « برقدم او قدمی می کشید / وز قلم او رقمی می کشید » چیست ؟@ یعنی از راه و روش او تقلید می کرد.
درس شانزدهم :
65- دربیت « طلوع می کند آن آفتاب پنهانی / زسمت مشرق جغرافیای عرفانی » منظوراز« آفتاب پنهانی » چیست؟@امام زمان (عج)
66- منظور شاعر از مصراع «دل در رکاب آرزوها پیرمی شد» چیست؟@یعنی کسی به آرزوهایش نمی رسید
67- مقصود کلی مصراع اوّل بیت زیر چیست؟@ مردی کار معجزه گونه ای کرده است و اسلام را در دوران سکوت و خفقان زنده کرده است.
« مردی تذرو کشته را پرواز داده / اسلام را درخامشی آواز داده »
درس هفدهم :
68- منظورازمصراع دوم بیت«غمی به قدمت تاریخ درد انسان داشت/ دلی به وسعت جغرافیای انسانی»چیست؟@امام، غم همه ی انسان ها را در دل داشت.
درس هیجدهم :
71- با توجه به عبارت « مکّه یک کوه تاریخی دارد واین کوه یک آشنای صمیمی این کوه را ازمکّه واین آشنا را از آن بگیرید » منظور نویسنده از« این کوه » و« این آشنا » چیست؟@کوه نور – پیامبراسلام (ص)
72- مصراع اول بیت«نگارمن که به مکتب نرفت و خط ننوشت/ به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد» به چه کسی و چه موضوعی اشاره دارد؟
@به مکتب نرفتن و درس نخواندن پیامبر (ص)
درس نوزدهم :
73- درعبارت « از شنیدن اسم شهر ، قند دردلم آب می شد » مفهوم کنایی « قند دردلم آب می شد » چیست ؟@ خوشحال شدن
درس بیستم:
74- دربیت « دل هرذره را که بشکافی / آفتابش درمیان بینی » مقصود از «آفتاب » چیست ؟ @استعاره از عشق
75- شاعردربیت« تا به جایی رساند ت که یکی / ازجهان جهانیان بینی » به کدام اصل عرفان اشاره می کند ؟ @وحدت وجود
درس بیست و یکم :
76- بیت «هرکسی راسیرتی بنهاده ام/ هرکسی را اصطلاحی داده ام» یادآور کدام آیه ی قرآنی است؟@قُل کُلّ یَعملُ عَلی شاکِلَته(اسراء- آیه 84)
77- دربیت « تو برای وصل کردن آمدی / نی برای فصل کردن » مقصود از « وصل و فصل » چیست ؟@هدایت و گمراهی
درس بیست و دوم:
78 – در عبارت زیر چرا نویسنده ابلیس را اعور( یک چشم ) می داند؟ @ چون او انسان را تنها از یک بُعد یعنی از بُعدجسمانی می نگریست و حقیقت و عظمت روحی او را نادیده می گرفت.
«تا ابلیس پرتلبیس ، بدان یک چشم اعورانه بدو درمی نگریست»
79- اثر معروف « نجم الدین دایه » چه نام دارد و موضوع آن چیست؟ @مرصادالعباد ، عرفانی
بخش خودآزمایی
درس اوّل :
1- دراین بیت منظور نویسنده از « تقصیر» چیست ؟ « بنده همان به که زتقصیرخویش / عذر به درگاه خدای آورد» @کوتاهی در عبادت
2- نثر گلستان جزء کدام نوع نثراست ؟ چرا ؟ نثر مسجع چون در آن ، انواع سجع و همچنین مترادفات ، تشبیهات استعارات و توصیفات شاعران به صورت طبیعی و با رعایت اعتدال به کار رفته است.
3- درجمله های زیر ضمیرهای متصل « م » هریک وا بسته های کدام کلمه است؟
الف) زمانه به دست تو دادم کلید @وابسته ی کلید (یعنی زمانه کلیدم را به دست تو داد)
ب)بوی گلم چنان مست کردکه دامنم ازدست برفت@اولی وابسته ی مست و دومی وابسته ی دست(بوی گل چنان مستم کرد که دامن از دستم رفت)
درس دوم :
4- مصراع « همه دل پراز باد و لب پر ز پند » بیانگر چه حالتی است؟@حالت تأسّف و اندوه و پند و اندرز گفتن.
5- رستم برای پرهیز از جنگ با اسفندیار چه پیشنهادی داد؟ @دیگران جنگ کنند و ما تماشا کنیم.
6- با توجه به بیت«که چندین بپیچم که اسفندیار/ مگر سربپیچاند ازکارزار» معادل امروزی( بپیچم ) و(سربپیچاند) چیست؟@بپیچم یعنی تلاش می کنم وسر بپیچاند یعنی منصرف شود.
7- با توجه به داستان ، شخصیت رستم و شخصیت اسفندیار را چگونه ارزیابی می کنید؟@رستم پهلوانی پیر و موعظه گر، و قبول نکننده ی زورو ظلم و اسفندیار جوانی جویای نام و شهرت، مغرور ، خام و کم تجربه است.
8- دربیت «تو با من به بیداد کوشی همی/ دو چشم خرد را بپوشی همی» مفهوم کنایی مصرع دوم چیست؟@یعنی با عقل و خرد رفتار نمی کنی.
درس سوم :
9- نویسنده در داستان «کمال الملک» از چند نوع زبان برای نشان دادن شخصیت افراد بهره گرفته است؟@از سه نوع زبان 1- زبان محاوره (جملات رضاخان و تدین) 2- زبان ادبی(جملات کمال الملک) 3- زبان معیار ( توضیحات نویسنده)
10- در درس کمال الملک (رضاخان ، تدیّن ، کمال الملک) نماد چه افرادی هستند؟@ رضا خان نماد مستبد و خودخواه ، تدین نماد متملّق و چاپلوس ،کمال الملک نماد آزادی خواه.
درس چهارم :
12- پیام محوری داستان « گاو» چیست؟@ از خود بیگانگی، فقر فرهنگی، بی هویتی و گریز از واقعیت .
13- چرا شخصیت اصلی داستان گاو ، ماجرای ساختگی فرارگاو را باور نمی کند؟@چون گاو، تمام دارایی و ثروتش بود و باور از دست دادن تمام زندگی سخت است.
14- نویسنده برای نشان دادن از خود بیگانگی (گاوشدن) شخصیت اصلی داستان ازچه شیوه ای استفاده کرده است ؟ @از شیوه ی داستان پردازی
درس پنجم :
15- درداستان « گل دسته ها و فلک » نویسنده چه ایهام لطیفی درانتخاب عنوان داستان به کارگرفته است؟ @گلدسته ها دومعنی دارد: 1- مناره ها 2- بچه ها / فلک نیز دو معنی دارد: 1- آسمان 2- چوب تنبیه
16- آیا داستان «گل دسته ها وفلک » داستانی نمادین است؟ چرا ؟@بلی چون از نماد استفاده شده است مثل فلک و گلدسته ها که نماد تعالی و عروج هستند و بچه ها نماد جوانان کنجکاو که به جای تشویق ، تنبیه می شوند.
17- شخصیت راوی و اصغر را در داستان « گل دسته ها و فلک » به اختصار تحلیل کنید. @راوی نماد افراد کنجکاو و جستجوگر و اصغر نماد افراد ناتوان ، ترسو و متکی به دیگران است
18- زیبایی شروع داستان «گل دسته ها و فلک» درچیست ؟@از اصل غافل گیری استفاده کرده استیعنی بدون فضا سازی و مقدمه چینی وارد اصل داستان شده است.
درس ششم :
19- پیام اصلی درس « قاضی بُست » چیست؟ @قناعت کردن به مال اندک خود و پرهیز از خوردن مال شبهه ناک.
20- به نظر شما دلیل اصلی خودداری قاضی بُست ازپذیرش هدایا چه بود ؟@ در حلال بودن آن شک داشت.
21- استدلال پسر قاضی بُست برای نپذیرفتن هدایا چه بود ؟@من پسر همان پدری هستم که از خوردن مال شبهه ناک پرهیز می کند
22- منظوراز عبارت « شمارآن به قیامت مرا باید داد » چیست ؟@من باید حساب آن را در قیامت پس بدهم.
23- دو ویژگی از نثر بیهقی را بنویسید. @ذکر جزئیات ، دقت و صداقت، استواری و پختگی.
درس هفتم :
24- چرا تاریخ بیهقی به یک داستان دراز تشبیه شده است ؟ @چون مثل رمان بسیار گیرا و دلچسب است.
25- هدف بیهقی ازآوردن حکایت های مناسب درخلال حوادث چیست؟@عبرت گرفتن
26- از عبارت « مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند » چه پیامی دریافت می شود؟@محبوبیت حسنک در میان مردم را نشان می دهد
درس هشتم :
31-آیا می توان شعر«بانگ جرس»را نوعی حماسه دانست؟ چرا؟@بلی چون در این شعر هم از جنگ و مبارزه با بیگانگان و متجاوزان سخن رفته است
32- دربیت زیر، منظور شاعر از فرعونیان و قبطیان و موسی(ع) چیست؟@فرعونیان و قبطیان یعنی اسرائیل و موسی یعنی امام خمینی
وادی پراز فرعونیان و قبطیان است موسی جلوداراست و نیل اندرمیان است
33- با توجه به بیت«یعنی کلیم آهنگ جان سامری کرد/ ای یاوران باید ولی را یاوری کرد» منظور از«سامری» و «ولی» چیست؟@اسرائیل، امام خمینی
درس نهم :
34 - درباره ی این اصطلاحات توضیح دهید: پاتک@ضد حمله / انهدام نیرو@ از بین بردن نیروی دشمن / عمل کردن @عملیات انجام دادن
35 - چرا شاعر آفتاب را خاروخس چشم جانباز می داند ؟ @چون به نظر او نور خورشید در مقابل نور چشم جانباز، پست وناچیز است.
36 - درشعر « باغ نگاه » ، شاعر ، روشنایی چشم جانبازرا به چه چیزهایی تشبیه کرده است؟@به دو مرغ رها و به دو صف از یا کریم
37 - منظوراز « یک سبد میوه ی خورشید » چیست؟@معنویت
درس دهم :
38- چرا شاعر ولادت را ازگوهر نور می داند ؟ @چون انسان هنگام تولد مثل نور، پاک و بی آلایش است.
39- درشعر« ترانه ی من » مقصود از تاج و موهبت چیست ؟@جوانی ، نعمت و بخشش
40- درمصراع « تا به ناخواست دست جفا پیشه ی دهر، ارج تو را بستاید » مرجع ضمیر «تو » کیست؟@جوانی
41- درمصراع « زمان که بخشنده بود / موهبت های خویش را تباه می سازد » مقصود از« موهبت » چیست؟ @نعمت جوانی
درس یازدهم :
45- در بیت « هرکه دراین بزم مقرّب تر است / جام بلا بیشترش می دهند» یک تشبیه پیدا کنید. @جام بلا
46- تاگور در این بخش از شعرخود «آنان که فانوسشان را برپشت می برند، سایه هاشان پیش پایشان می افتد» چه کسانی را درنظردارد؟@آنان که به حقیقت پشت می کنند.
درس دوازدهم :
47- ادبیات غنایی چیست ؟@ادبیات غنایی گونه ای از ادبیات است که با زبانی نرم و لطیف ، با استفاده از معانی عمیق و باریک به بیان احساسات شخصی انسان می پردازد.
48- « مرثیه ، مناجات ، بَثّ الشکوی و تغزّل » درحوزه ی کدام یک ازانواع ادبی قرارمی گیرند؟@ادبیات غنایی
49- منظومه ی « ویس و رامین » درحوزه ی کدام یک ازانواع ادبی جای دارد ؟@ادبیات غنایی
50- موضوع اصلی منظومه های غنایی چیست؟@ بیان حالات و احساسات مربوط به وصال و فراق
51- درمصراع « تو را دردل درخت مهربانی» مقصود از « تو» کیست؟ @رامین
52- منظور شاعر ازمصراع دوم این بیت چیست؟ نسوزد جان من یک باره درتاب / که امّیدت زند گه گه براو آب @من با امید تو زنده هستم
53- چرا شعر«امید دیدار» جزء ادبیات غنایی است؟@چون احساسی و عاطفی است.
54- مقصود از« سربه مهرنامه » درمصراع « این سربه مُهرنامه بدان مهربان رسان» چیست؟ @نامه ی سربسته و محرمانه ، راز عشق
55- در شعر«آفتاب وفا» چرا صبح دم، پیک شاعر است؟@چون صادق و راست گو است.
درس سیزدهم :
56- با توجه به شعر«پروانه ی بی پروا» ازدیدگاه ناقد داستان، «شناخت» کدام پروانه کامل نیست، چرا؟@پروانه های اولی و دومی چون سالم برگشتند.
57- دراین بیت مرجع ضمیر« او» چه کسی است ؟دست درکش کرد با آتش به هم / خویشتن گم کرد با او خوش به هم @شمع
58- به اعتقاد شاعرشرط خبردارشدن ازحقیقت چیست؟@بی خبر شدن از خود
59- دربیت زیردرکدام کلمه « ایهام » وجود دارد ؟ ومعانی آن را ذکرکنید؟@در واژه ی خمش 1- ساکت 2- تخلص مولوی
راز نهان داروخمش ور خمشی تلخ بود آن چه جگرسوزه بوَد باز جگرسازه شود
60 - مقصود از این بیت چیست؟ روی کسی سرخ نشد بی مدد لعل لبت / بی تواگرسرخ بود از اثر غازه شود @یعنی هیچ کس بدون لطف و عنایت تو موفق نمی شود و اگر موفق شود موفقیت او زود گذر خواهد شد
61- درشعر شمع و پروانه ، « شمع » و « پروانگان » نماد چه کسانی هستند؟@شمع نماد معشوق – پروانگان نماد عاشقان
درس چهاردهم :
62- پیام اصلی متن «کبوتر طوقدار» و شعر«ازماست که برماست» چیست؟@اتحاد و وحدت داشتن- مقصّر بودن خود در بسیاری از کارها
63- مقصود ازعبارت«مرا نیز ازعهده ی لوازم ریاست بیرون باید آمد و مواجب سیادت را به ادا رسانید» چیست؟@من نیز باید از عهده ی ریاست و مسئولیت خود بر آیم
درس پانزدهم :
64- چرا تکراربرای عقل ملال آوراست اما برای احساس لذت بخش است ؟@چون عقل از تکرار خسته می شود ولی احساس لذت می برد.
65- با توجه به درس « نوروز» ازدکتر شریعتی ، درعبارت « مادرخویش را از یاد می برد » منظوراز« مادر » چیست؟@طبیعت
66- پیام داستان زاغ و کبک با کدام مقوله ی فرهنگی عصرما ارتباط دارد؟ @تقلید کور کورانه از غرب
67- بیت « عاقبت ازخامی خود سوخته / رهروی کبک نیاموخته » با کدام مقوله ی فرهنگی عصرما ارتباط دارد ؟@تقلید کور کورانه از غرب
68 - با توجه به درس « ازماست که برماست » دربیت زیر« عقاب » نماد چه کسانی است ؟@نماد انسان های مغرور
« روزی زسرسنگ عقابی به هوا خاست واندرطلب طعمه پر و بال بیاراست »
درس شانزدهم :
69- مصراع هرروز عاشورا و هرکجا کربلا بود اشاره به کدام روایت مشهوردارد ؟@کلُّ یومٍ عاشورا و کلُّ ارضٍ کربلا
70- با توجه به بیت « قابیلیان برقامت شب می تنیدند / هابیلیان بوی قیامت می شنیدند » منظور از« قابیلیان و هابیلیان » چیست؟@ قابیلیان یعنی ظالمان ، مأموران حکومت، هابیلیان یعنی انقلابیون
71- شعر« قرآن مصوّر» درچه قالبی سروده شده است ؟@در قالب سپید
72- دربیت«دوباره پلک دلم می پرد نشانه ی چیست/ شنیده ام که می آید کسی به مهمانی »، « پلک دلم می پرد » اشاره به کدام باورعامیانه دارد؟
@آمدن مهمان هنگام پریدن پلک.
73- منظورازمصراع دوم این بیت چیست؟«جان ازسکوت سرد شب دلگیرمی شد/ دل در رکاب آرزوها پیرمی شد»@کسی به آرزوهایش نمی رسید
74- دربیت زیر« شب » نماد چیست؟ و « شب رو » نماد کیست؟@شب نماد ظلم وستم – شبرو نماد امام خمینی
« دیدم شبان خفته را شب داردیدم برخفته ی شب ، شبروی بیداردیدم »
75- دربیت زیر، منظوراز« دل ابری » و « چشم بارانی » چیست ؟ @دل غمگین – چشم گریان
به پاس یک دل ابری دو چشم بارانی پراست خلوتم ازیک حضورنورانی
76- دربیت زیر ، مرجع ضمیر« تو» کیست و « خط پایان بودن » یعنی چه؟@ امام زمان (عج) – پایان دهنده ی راه انبیا و اولیا
« کسی که نقطه آغاز هرچه پرواز است / تویی که در سفر عشق ، خط پایانی
درس هفدهم :
77- دربیت « بشکن دل بی نوای ما را ای عشق / این ساز، شکسته اش خوش آهنگ تراست » شاعر چرا دل های شکسته را خوش آهنگ تر می داند؟ @چون خداوند در دل های شکسته است.
درس هجدهم :
78- به نظرشما دردرس « بخوان !...» تصویرهایی که نویسنده ازشهرمکّه اراﺋﻪ می دهد نشانه ی چیست ؟@مکه عظمت خود را از پیامبرگرفته است.
79- مصراع اول بیت«نگارمن که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد » به چه کسی و به چه موضوعی اشاره دارد؟
@اشاره به اُمی بودن و درس نخواندن پیامبراسلام(ص)
درس نوزدهم :
80- منظورنویسنده ازجمله ی« پس ازعزیمت رضاشاه که قبلاً رضاخان بود و بعداً هم رضا خان شد» چیست؟@ به دست آوردن قدرت و از دست دادن آن .
81- درعبارت « نامه ی برادر با من همان کرد که شعرو چنگ رودکی با امیرسامانی»یادآورکدام شعررودکی ست؟@بوی جوی مولیان
درس بیستم :
82- بیت« تا به جایی رساندت که یکی / ازجهان و جهانیان بینی » به کدام یک ازاصول مهم عرفان اشاره دارد؟@وحدت وجود
83- دربیت «جان گدازی اگر به آتش/ عشق را کیمیای جان بینی» شاعرچه چیزی را شرط دست یابی به کیمیای عشق می داند؟@گداختن جان در آتش عشق.
84- مفهوم کلی بیت«شمع جویی و آفتاب بلند/ روز، بس روشن و تو درشب تار» را بیان کنید@حقیقت آشکار و روشن است نیازی به استدلال نیست
85- دربیت « شود آسان زعشق کاری چند / که بود نزدعقل بس دشوار » تقابل میان چه چیزهایی دیده می شود؟@تقابل عشق و عقل
درس بیست و یکم :
86- مقصود ازبیت « بردل موسی سخن ها ریختند/دیدن و گفتن به هم آمیختند » چیست؟@یعنی با وحی همه ی حقیقت را به موسی آموختند.
87- درباره ی بیت«تو برای وصل کردن آمدی/ نی برای فصل کردن آمدی»توضیح دهید؟@ تو برای هدایت مردم آمدی نه برای گمراه کردن مردم.
90- باتوجه به بیت«من نکردم خلق تا سودی کنم/ بلکه تا بربندگان جودی کنم»خداوند سبب امر به عبادت را چه می داند؟@بخشش و کرم به بندگان
درس بیست و دوم :
91- درعرفان هدف نهایی عارف چیست ؟@عشق به خدا و تمنای وصال او
92- با توجه به رباعی « ازشبنم عشق » خاک آدم گل شد .... که درمتن درس آمده ، دل محصول چه چیزی است ؟@دل محصول آمیخته شدن روح با عشق است.
93- شیطان رجیم است ، نویسنده ی مرصاد العباد علت مردود بودن شیطان را چه می داند ؟ @اجازه ی ورود نیافتن به دل حضرت آدم(ع)
مهمترین لغات ادبیات فارسی ( 3) عمومی
درس اوّل :
مُمد(یاری کننده)/ وظیفه ی(مستمری) / منکَر(زشت) / نخل(درخت خرما) / باسق(بلند) عصاره ی(شیره ی) تاک(انگور ) / شهد(عسل)فایق (برتر )/ صفوت(برگزیده)/ تتمّه (به پایان رساننده)/ سدره (نام درختی در آسمان هفتم) / قبّه ی(گنبد)/ طاق نهم(آسمان نهم)/ رواق(ایوان) طاسک(مهره ی کوچک)/ سمند (اسب زرد )/ بنات : دختران/ نبات : گیاه / حلیه : زیور / مفرّح : شادی بخش / فرّاش : فرش گسترنده ، خدمتگزار / موسم ربیع : فصل بهار / مزید:زیادی، افزونی
درس دوم :
جوشن ( لباس جنگی ) / خود(کلاه جنگی) /ترکش ( تیر دان )/ لابه ی(التماس) رستم دراسفندیار کارگر نیفتاد(اثر نکرد)/ مغاک(گودال). / سگزی(سیستانی) / نام و ننگ(آبرو)/ سربپیچاند(منصرف شود) /کارزار(جنگ) / گبر: لباس جنگی/ دوال: تسمه / بادافره : مجازات ، کیفر/ برگستوان: پوشش جنگی/ باره : اسب / ایدر: اینجا ، اکنون/ فرّ : شکوه
درس سوم :
رب النوع(الهه) وجاهت (زیبایی) /کرور( پانصد هزار ، نیم میلیون) گره گوری ( لاغر مردنی ) / نسق ( گونه) / هفت خط : زیرک ، سیاست باز /
دِمُده: از مُد افتاده / تمثال : تصویر ،عکس/ صیانت : نگهداری / شیشک : گوسفند یک ساله / خبط : بی راه رفتن، خطا / رعشه : لرزش / کسوت : لباس / نظمیه : شهربانی، صنایع مستظرفه : هنرهای ظریف
درس چهارم :
شلنگ می انداخت ( جفتک می انداخت )/ خیک : ظرف آب / مال بند : دو قطعه چوب که ارّابه را به اسب می بندد .
درس پنجم :
مدتی با قفل کندو کاوکردیم ( وررفتیم ). گُله به گُله ( جا به جا )/ نصف تنش لمس شد (بی حس شد ) / پاپی می شد : اصرار می کرد سُقُلمه : ضربه / توئون : تاوان ، دیه / به صرافت افتادن : به ذهن رسیدن
درس ششم :
شبگیر( صبح زود )/ برنشست ( سوار شد )/ چاشتگاه ( نزدیک ظهر ) / افگار ( زخمی ) / دبیر کافی ( نویسنده ی کاردان ) به نشاط قلم درنهاد (خوشحال شروع به نوشتن کرد ) / بار داده آید ( اجازه ی ملاقات داده شود )/ علّت ( بیماری ) / مخنقه ( گردن بند ) / ضیعتی ( زمین زراعتی ) نماز پیشین ( نماز ظهر ) مهمّات ( کارهای مهم ) / وزر ( گناه ) وبال ( گناه ، خطا ) /کوشک : قصر ، کاخ / شراع : سایه بان / مثال داد : فرمان داد / خیلتاش : گروه نوکران / حَشَم و ندیم : خدمتگزاران ، نوکران/ ناو : کشتی
درس هفتم :
آن چاکر را لَت زدی ( سیلی می زد )/ شرارت و زعارت ( بد ذاتی ) / ﻣﺅکّد شده ( استوار شده )/ امام زاده ( بزرگ زاده ) و محتشم ( بزرگوار، با حشمت ) / دستاری مالیده ( عمامه ی کهنه )/ موی سر مالیده ( مرتب شده )/ درّاعه : جبّه ، بالا پوش/ خَلَق گونه : کهنه / رند : زیرک / تضریب : دو به هم زنی ، سخن چینی/ می ژکید : زیر لب با خشم سخن می گفت/ رَسَن : ریسمان ، طناب
درس هشتم:
فرض( واجب ) / جلودار( رهبر ) . زان جا به جولان ( با تاخت و تاز ) / شمشیر آخته : شمشیر برهنه / هامون : دشت / بی شکیب : بی صبر / تأنّی: آرامش / رحیل : کوچ/ راهوار : تند رو
درس نهم :
دیشب روی تپه ی شهید برهانی عمل کردیم ( عملیات کردیم )/ شقیقه : گیج گاه / گرگ و میش: هوای تاریک و روشن/ پاتک : ضد حمله / انهدام نیرو: از بین بردن نیروی دشمن/ محمل: کجاوه / نسَق : شیوه / فُرقَت : جدایی ، دوری
درس دهم :
فّره ( شکوه )/ کژخیم : کج رفتار، بد رفتار / روزگار نامده : آینده / بدیع : تازه
درس یازدهم :
سُخره ( مسخره )/ اخگر پاره ( پاره های آتش ) / الحان: آواز / تمجید : ستایش/ تعبیه کرده : قرار داده / / صفیر : صدا /
درس دوازدهم:
تیمار ( غم ) / چو بینم دوست را یک روز دیدار( چهره)/گهی ازخار او دستش خلیده ( زخمی شده ) / نغز : خوش / کش : خوش/ عود و ساج : هردو نام درختی هستند/ چه مایه ( چه اندازه ) غم خورد
درس سیزدهم :
دست در کَش ( آغوش ) کرد با آتش به هم . خاک چه دانست که او غمزه غمّازه ( نشان دهنده ی اسرار الهی )شود / غازه ( سرخاب )/ ناقد : سخن شناس / مضیف : مهمانخانه / جمّازه : تندرو / حقّه ی زر:صندوقچه ی طلا
درس چهاردهم :
اختلاف ( رفت و آمد )صیادان آن جا متواتر( پی در پی ) . صیاد پیش آمد و جال(دام) بازکشید ( گسترد ) / خایب ( ناامید ) / مجادله ( جدال ، ستیزه ) نیست . زی ( سوی ) تیر نگه کرد و پرخویش بر او دید. من ریاست این کبوتران را تکفل کرده ام (به عهده گرفته ام ) متصیّد : شکارگاه / گشن : انبوه / اهمال : سستی / طاعنان : سرزنش کنندگان/ ثقت : اعتماد ، اطمینان / دَها : زیرکی/ معونت : یاری / سیادت : آقایی ، سروری مودّت : دوستی / به تگ ایستاد : شروع به دویدن کرد/ مظاهرت : پشتیبانی/ اولی تر : شایسته تر/ استخلاص : رهایی/ مطلق : آزاد و رها
درس پانزدهم :
خلود : جاودانگی / ودیعه : امانت / غرامت زده : خسارت دیده / امهال : مهلت دادن / مکاس : چانه زدن / اورمزد : خداوند / راغ : صحرا / صُرّه : کیسه/ خُطُوات : گامها/ روضه : باغ
درس شانزدهم :
شبگیر : زود / تذرو : قرقاول / حرمان : ناامیدی/ سترگی : بزرگی
درس هفدهم :
آوای خوش هزار( بلبل ) تقدیم تو باد/ جولاهه : بافنده/ گو : گودال
درس هجدهم :
عبوس(گرفته ) و زُمخت (کلفت و نا هنجار ) / جمودت ( جامد بودن )/ رمه : گله ی گوسفند/ عَلَق : خون غلیظ / کاینات : آفرینش ، موجودات / قیه : جیغ مُراوده : گفتگو ،دوستی ، رفت و آمد
درس نوزدهم :
یغما : غارت / مباهات : فخر کردن / ایما : اشاره / دلّاک : کیسه کش/ مواهب : بخشش ها / رباط : کاروان سرا
کَهَر : اسب سرخ مایل به تیره / کُرَند : اسب زرد و بور/ قاش : برجستگی جلو زین اسب / پرنیان : پارچه ی نرم / جانی: قاتل / جُنحه: گناه، جنایت / عدلیه: دادگستری/ طُفیل: جیره خوار
درس بیستم :
غایی : نهایی/ فرقدان : نام دو ستاره ی دوردست / زنّار : کمربند زرتشتیان / مُغ : روحانی زرتشت/ مضیق : تنگنا / عین الیقین : درحالت یقین / شاهد : زیبا رو
درس بیست و یکم :
ژاژ خاییدن : بیهوده سخن گفتن/ تفت : گرم و سوزان / نمط : روش / فُشار : سخن بیهوده / پا تابه : نواری که به ساق پا پیچند / عتاب : ملامت / چارق : کفش چرمی
درس بیست و دوم :
سُفت : دوش/ طوع : فرمانبرداری/ خازن : خزانه دار / اعورانه : مثل آدم یک چشم / قبضه : مشت / تلبیس : نیرنگ / تخمیر : سرشتن/ تفرّس : با فراست دریافتن/ بو قلمون : رنگارنگ.
شعر حفظی :
وقت سحر
دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بی خود از شعشعه ی پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلّی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این روی من و آینه ی وصف جمال که درآن جا خبر از جلوه ی ذاتم دادند
من اگر کام روا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و این ها به زکاتم دادند
هاتف آن روز که به من مژده ی این دولت داد که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد اجر صبری است کزان شاخ نباتم دادند
همّت حافظ و انفاس سحر خیزان بود
که ز بند غم ایّام نجاتم دادند
روز وداع یاران
بگذار تا بگریم چون ابر دربهاران ز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
هر کاو شراب فُرقت روزی چشیده باشد داند که سخت باشد قطع امیدواران
با ساربان بگویید احوال آب چشمم تا برشتر نبندد محمل به روز باران
ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
چندین که برشمردم از ماجرای عشقت اندوه دل نگفتم الّا یک از هزاران
سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل بیرون نمی توان کرد الّا به روزگاران
چندت کنم حکایت ، شرح این قَدَر کفایت باقی نمی توان گفت الّا به غمگساران
شراب روحانی
ساقیا بده جامی زان شراب روحانی تا دمی برآسایم زین حجاب ظلمانی
طرّه ی پریشانش دیدم و به دل گفتم این همه پریشانی بر سر پریشانی
بی وفا نگار من ، می کند به کار من خنده های زیر لب ، عشوه های پنهانی
دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم درقمار عشق ای دل کی بود پشیمانی ؟
خانه ی دل ما را از کرم عمارت کن پیش از آن که این خانه رو نهد به ویرانی
ما سیه گلیمان را جز بلا نمی شاید بر دل بهایی نِه ، هر بلا که بتوانی
ملک سلیمان
پیش صاحب نظران مُلک سلیمان باد است بلکه آن است سلیمان که زمُلک آزاد است
آن که گویند که بر آب نهاده ست جهان مشنو ای خواجه که تا در نگری بر باد است
دل دراین پیرزن عشوه گر دهر مبند کاین عروسی است که در عقد ِ بسی داماد است
گر پُر از لاله ی سیراب بُوَد دامن کوه مرو از راه که آن خون ِ دل فرهاد است
همچو نرگس بگشا چشم و ببین کاندر خاک چند روی چو گل و قامت چون شمشاد است
خیمه ی اُنس مزن بر در این کهنه رباط که اساسش همه بی موقع و بی بنیاد است
حاصلی نیست به جز غم زجهان خواجو را
شادی ِ جان ِ کسی کاو ز جهان آزاد است
1- منّت خدای را عزوجلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت.
@ سپاس و ستایش مخصوص خدای عزیز و بزرگ است که اطاعت از او موجب نزدیکی به اوست و شکرگزاری از او موجب زیادی نعمت می شود.
2- هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیات است وچون برمی آید مفرّح ذات.
@ هر نَفَسی که می کشیم باعث ادامه ی زندگی است و چون آن نَفَس را پس می دهیم باعث شادی وجود آدمی می شود.
3- فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدین بگسترد و دایه ی ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد.
@ خداوند به باد صبا دستور داده که چمن را بگستراند و به ابر بهاری فرموده تا گیاهان را در روی زمین پرورش دهد.
4- پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه ی روزی به خطای منکرنبُزد.
@ خداوند، آبروی بندگان را به خاطر گناه زشت وآشکارشان از بین نمی برد و روزی کسی را به خاطر خطای زشت شان قطع نمی کند
5- درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق دربرگرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه برسر نهاده.
@ خداوند به عنوان هدیه ی نوروزی، برگ سبز به درختان داده است و با آمدن فصل بهار، کلاهی از شکوفه بر سر شاخه ها گذاشته است
6- عصاره ی تاکی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته.
@ شیره ی درخت انگور با قدرت خداوند به عسل برتر تبدیل شده و تخم ناچیز خرما با تربیت او به درخت بلند خرما تبدیل شده است.
7- یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده.
@ یکی از عارفان سر به زیر انداخته و به تفکر عارفانه فرورفته بود و در دریای کشف و شهود غرق شده بود.
8- بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست رفت.@ بوی گل چنان مرا مست کرد که دامن از دستم رفت و از خود بی خود شدم.
9- از دست و زبان که برآید / کز عهده ی شکرش به درآید@ هیچ کس نمی تواند با رفتار و گفتار خود از عهده ی شکر خداوند برآید.
10- همه سرگشته و فرمان بردار / شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری@ همه ی پدیده ها مطیع و فرمانبر تو هستند از انصاف دور است که تو از خداوند اطاعت نکنی.
11- چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان / چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان
@ امّت اسلامی غمی ندارد چون تو پشتیبان آنها هستی؛ کسی که نوح، کشتیبان او باشد از موج دریا نمی ترسد.
12- گرکسی وصف او ز من پرسد/ بی دل از بی نشان چه گوید باز @ اگر کسی بخواهد خدا را توصیف کند من که او را ندیده ام چگونه می توانم توصیف کنم.
13- ای از بَرسدره شاهراهت / وی قبّه ی عرش تکیه گاهت@ ای کسی که گذرگاهت کنار درخت سدرة المنتهی است و ای کسی که بالاترین نقطه ی آسمان، تکیه گاه تو است.
14- ای طاق نهم رواق بالا / بشکسته زگوشه ی کلاهت@ ای کسی که آسمان نهم در مقابل شکوه و جلال تو ، پست و ناچیز است.
15- هم عقل دویده در رکابت/ هم شرع خزیده در پناهت@ ای پیامبر هم عقل دنباله رو تو است و هم شرع و دین در پناه تو آرام گرفته است.
16- مه، طاسک گردن سمندت / شب ،طرّه ی پرچم سیاهت@ ماه با همه ی بزرگی مانند مُهره ی کوچکی بر گردن اسب تو بود و شب با همه ی وسعت و گستردگی مانند یک رشته مویی بر پرچم سیاه تو بود.
17- چرخ ارچه رفیع ، خاک پایت / عقل ،ارچه بزرگ ، طفل راهت @ آسمان اگر چه بلند است در مقابل تو پست و ناچیز است و عقل اگر چه بزرگ است مطیع و فرمانبر تو است.
18- ایزد که رقیب جان خرد کرد / نام تو ردیف نام خود کرد @ خداوند که عقل و خرد را محافظ و نگهبان جان و روح قرار داد نام تو را در کنار نام خود آورده است.
درس دوم : رزم رستم و اسفندیار از شاهنامه ی فردوسی
19- بیامد چنان تا لب هیرمند / همه دل پراز باد و لب پر زپند @ رستم تا کنار رود هیرمند آمد درحالی که پیوسته تأسف می خورد و لبی پر از پند برای اسفندیار داشت.
20- خروشید کای فرّخ اسفندیار/ هماوردت آمد ، برآرای کار@ فریاد زد ای اسفندیار خجسته، حریف تو آمد آماده ی جنگ باش.
21- نهاد آن بن نیزه را برزمین / زخاک سیه اندر آمد به زین @ اسفندیار ته نیزه را بر زمین گذاشت از زمین بلند شد و بر روی زین اسب نشست.
22- به سان پلنگی که بر پشت گور / نشیند برانگیزد از گور شور@ اسفندیار بر پشت اسب نشست مانند پلنگی که بر پشت گورخر بنشیند و آن را به شور و هیجان آورد.
23- نهادند پیمان دو جنگی که کس/ نباشد برآن جنگ فریاد رس @ دو پهلوان جنگجو با هم عهد و پیمان بستند که در جنگ هیچ کس به آنها کمک نکند.
24- ز نیروی اسبان و زخم سران / شکسته شد آن تیغ های گران @ از نیروی اسب ها و از ضربه ی پهلوانان، شمشیرهای سنگین آنها شکسته شد.
25- همان دسته بشکست گرز گران/ فروماند از کار، دست سران@همچنین دسته ی گرز سنگین آنها شکست و دست پهلوانان از ابزار جنگ خالی ماند.
26- پراگنده گشتند از آوردگاه / غمی گشته اسپان و مردان تباه @ هر دو پهلوان از میدان جنگ پراکنده شدند درحالی که اسب هایشان و خودشان خسته و زخمی شده بودند.
27- گرفتند زآن پس دوال کمر / دو اسب تگاور فرو برده سر@ پس از آن، هر دو پهلوان از کمربند یکدیگر گرفتند درحالی که اسب های تندروی آنها سر به زیر انداخته بودند.
28- همی زورکرد این برآن ،آن براین / نجنبید یک شیر بر پشت زین@ هر دو پهلوان بر یکدیگر زور کردند اما هیچ یک از آنها از پشت زین اسب حرکت نکرد.
29- فراموش کردی تو سگزی مگر / کمان و بر مرد پرخاشخر@ آیا تومرد سیستانی، قدرت تیراندازی و نیروی مرا فراموش کردی.
30- بکوبمت زین گونه امروز یال/ کزین پس نبیند تو را زنده زال@ امروزآن قدر برگردن تو می کوبم تا پس از این، پدرت زال تو را زنده نبیند.
31- تو با من به بیداد کوشی همی/ دو چشم خرد را بپوشی همی @ تو ظالمانه با من جنگ می کنی و از روی عقل و خرد رفتار نمی کنی.
32- ز نیرنگ زالی بد ین سان درست/ وگرنه که پایت همی گورجست@ تو با حیله و نیرنگ زال سالم مانده ای وگرنه تو باید تا به حال می مُردی.
33- بترس از جهاندار یزدان پاک / خرد را مکن با دل اندر مغاک @ از خداوند پاک بترس و عقل خود را با احساست تباه مکن.
34- من امروز نز بهر جنگ آمدم/ پی پوزش و نام و ننگ آمدم@من امروز به خاطر جنگ نیامده ام من به خاطر عذرخواهی و برای حفظ آبروآمده ام.
35- خم آورد بالای سرو سهی / از او دور شد دانش و فرّهی @ رستم، قامت بلند اسفندیار را خم کرد هرگونه دانش و شکوه از اسفندیار دور شد.
36- همی جنگ و مردی فرو شد همی @ قدرت جنگجویی و دلاوری خود را به رخ من می کشد.
37- نهاد آن کلاه کِی ای برسرش @ آن کلاه پادشاهی را بر سرش گذاشت.
38- به بادافره این گناهم مگیر. @ به خاطر این گناه، مرا مجازات و بازخواست مکن.
درس سوم : کمال الملک از علی حاتمی
39- سردی استاد از سنگینی نفسش پیداست. @ بی مهری استاد از بی اعتنایی او آشکار است.
40- بعید از ما قدرت مداران هفت خطّه که توی این بازی قهر وآشتی کوتاه بیاییم.@ از ما سیاست مداران زیرک بعید است که دراین بازی صلح و جنگ عقب نشینی کنیم.
41- حیات این جماعت در بذل توجّه و مرگشان در بی اعتناییه.@ زندگی هنرمندان در توجه کردن به آنها و مرگشان در بی اعتنایی کردن به آنهاست.
42- امروز تو این مملکت امر، امر ماست مجلس و عدلیه و دولت تعارفه . @امروز دراین کشور، امر، امر ماست، مجلس و دادگستری و دولت تشریفاتی است.
43- مجنون برای دنیا ، بی ضررتره تا جانی.@ دیوانه برای مردم بی ضررتر از قاتل است.
44- گذاشتن این کلاه دِمُده ی سرباد ده چه معنی دارد؟@ گذاشتن این کلاه از مُد افتاده و سر بر باد دهنده چه معنی دارد؟
45- تو سرچهارتا پادشاه را خوردی. @ تو بیشتر عمر کرده ای و حکومت چهار پادشاه را دیده ای.
46- الحق رب النوع وجاهت اند.@ حقیقتاً الهه ی زیبایی هستند.
47- حقّا رسم تازه ای است که ملوک ، مدد کار ملک الموت باشند.@ حقیقتاً رسم تازه ای است که پادشاهان، کمک کننده ی عزرائیل باشند.
48 - به امراعلی حضرت گردن نمی گذاره@ از دستور شاه اطاعت نمی کند.
درس چهارم : گاو از غلامحسین ساعدی
49- مشدی حسن دست گذاشت به نعره.@ مشهدی حسن شروع کرد به فریاد زدن.
50- درحالی که دیوانه وار دور طویله می دوید و شلنگ می انداخت. @درحالی که مثل دیوانه دور طویله می دوید و جُفتک می انداخت.
51- باید عقلامونو روی هم بریزیم . @ باید با هم مشورت کنیم.
درس پنجم : گلدسته ها و فلک از جلال آل احمد
52- مدیر مدام پاپی می شد . @ مدیر همواره پی گیر بود و تعقیب می کرد.
53- یک هو به صرافت افتادم . @ یک دفعه به ذهنم رسید.( یک دفعه به فکر انجام کاری افتادم)
54- خود گنبد چنگی به دل نمی زد. @ خود گنبد چندان دلنشین و جالب نبود.
55- مدتی با قفل کندوکو کردیم . @ مدتی با قفل ور رفتیم.
56-گنبد لخت و آجری با گُله به گلُه سوراخ هایی برای کفترها بود . @ گنبد لخت و آجری بود و درهر جایش سوراخ هایی برای کبوترها بود.
57- نصف تنش لمس شد . @ نصف بدنش بی حس شد.
58- ورپریده ها ! اگه می افتادین کی توﺋون می داد . @ بچه های شیطان و بازیگوش! اگراز آن بالا می افتادید، چه کسی می توانست تاوان و هزینه ی آسیب دیدگی شما را بپردازد.
59- گل دسته ها ، بدجوری هوس بالا رفتن را به کلّه ی آدم می زد . @ گلدسته ها، آدم را خیلی مشتاق می کرد که از آنها بالا رود.
60- زورخونه چه دخلی داره به این گل دسته@ رفتن به زورخانه هیچ ارتباطی با رفتن به بالای گلدسته ها ندارد.
61- اصغریک سُقُلمه ی دیگر زد به پهلوم@ اصغر یک ضربه ی آرنج دیگری به پهلویم زد.
درس ششم : قاضی بُست از ابوالفضل بیهقی
62- ناوی ده تا بیاوردند یکی بزرگتراز جهت ِنشست او و جامه ها افکندند وشراعی بروی کشیدند. @ ده قایق (کشتی) آوردند یکی بزرگتر بود و برای نشستن پادشاه آوردند لباس ها را گستراندند و سایه بانی بر روی آن کشیدند.
63- بانک هزاهزو غریو برخاست و هنرآن بود که کشتی های دیگر به او نزدیک بودند . @ فریاد و هیاهو بلند شد و خوشبختانه کشتی های دیگر به او نزدیک بودند.
64- امیر نیک کوفته شد وپای راست افگار شد ، چنان که یک دوال پوست وگوشت بگسست. @امیر کاملاً خسته شد و پای راستش زخمی شد چنان که یک پاره از گوشت و پوست او جدا شد.
65- امیر نامه ها فرمود نبشته آمد و به توقیع مؤکّد گشت . @ امیر دستور داد نامه ها نوشته شود و با امضا استوار و تأیید شد.
66- امیر مسعود گفت : بونصررا بگوی که امروز درستم و در.این دو سه روز، بارداده آید که علّت و تب تمامی زایل شد. @امیر مسعود گفت : به بونصر بگو که امروز سالم هستم و در این دو سه روز، اجازه ی ملاقات داده شود زیرا بیماری و تب کاملاً از بین رفته است.
67- این مرد بزرگ ودبیر کافی ، به نشاط ، قلم درنهاد . @ این مرد بزرگ و نویسنده ی کاردان، با خوشحالی شروع به نوشتن کرد.
68- تا نزدیک نمازپیشین ، از این مهمّات فارغ شده بود. @ تا نزدیک نماز ظهر ، از این کارهای مهم آسوده شده بود.
69- تا خویشتن را ضیعتکی حلال خرند و فراخ تر بتوانند زیست. @ تا برای خود زمین زراعتی کوچک و حلال بخرند و بتوانند آسوده تر زندگی کنند.
70- امیر شبگیر برنشست تا چاشتگاه به صید مشغول بود . @ امیر صبح زود سوار اسب شد و تا نزدیک ظهر به شکار مشغول شد.
71 - به آن چه دارم و اندک است قانعم ، وزر و وبال این به چه کارآید. @من به مال اندک خود قانع هستم و گناه این مال به درد من نمی خورد.
درس هفتم : بیهقی و هنر نویسندگی او از غلامحسین یوسفی
72- احمق کسی باشد که دل دراین گیتی غدّار و فریبکار بندد و نعمت و جاه و ولایت او را به هیچ چیز شمرد . @ احمق کسی است که به این دنیای بی وفا و فریبنده دل بندد و به ثروت و مقام آن ارزشی قائل شود.
73- مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند و مرد خود مرده بود که جلادش رسن به گلوی افکنده بود و خبه کرده بود . @ به عده ای اوباش پول دادند که حسنک را سنگسار کنند درحالی که حسنک مرده بود زیرا جلاد ، طناب به گلوی او افکنده بود و او را خفه کرده بود.
74- این مرد از کرانه بجَستی و فرصتی جُستی و تضریب کردی و آن گاه لاف زدی که فلان را من فرو گرفتم . @این مرد از کنار می پرید و فرصتی می جست و دو به هم زنی می کرد و آن گاه ادعا می کرد که فلانی را من از کار برکنار کردم.
75- آن چاکر را لت زدی و فرو گرفتی و تضریب کردی . @به آن نوکر سیلی می زد و کتک می زدو سخن چینی و دو به هم زنی می کرد.
76- دستاری نیشابوری مالیده و موزه ی میکاﺋﯾﻟﻰ نو در پای و موی سر مالیده ، زیردستار پوشیده کرده ، اندک مایه پیدا بود . @ عمامه ی نیشابوری کهنه و کفش میکائیلی نو درپای داشت و موی سرش مرتب بود و در زیر عمامه پوشانده بود و کمی از مویش دیده می شد.
77- حسنک پیدا آمد بی بند ، جبّه ای داشت حبری رنگ ، با سیاه می زد خَلَق گونه . @ حسنک بدون بند و زنجیرآمد، لباس بلندی داشت تیره رنگ که به سیاهی می زد و کمی کهنه بود.
78- بوسهل زوزنی برخشم خود طاقت نداشت، برخاست ، نه تمام و برخویشتن می ژکید ، خواجه احمد او را گفت : درهمه ی کارها ناتمامی ، وی نیک از جای بشد . @ بوسهل زوزنی نتوانست بر خشم خود غلبه کند، ناقص بلند شد و درزیر لب فحش می داد خواجه احمد به او گفت: درهمه ی کارها ناقص و ناتمام هستی، او کاملاً عصبانی شد.
درس هشتم : خون خورشید از پرویز خرسند / بانگ جرس از حمید سبزواری
79- هوا گرگ و میش بود@ هوا تاریک و روشن بود.
81-گل های شادی و امید ، به باغ خاطر کاروانیان می شکفت .@ خاطر کاروانیان پر از امید و شادی می شد.
82-مردان قبیله ی من درهنگام نبرد آفت هماوردان و سران سپاه اند@مردان قبیله ی من هنگام جنگ، حریفان و بزرگان سپاه دشمن را از بین می برند.
83- تنها مرگ به روی پیکارگران سنگر حق بازو گشوده بود .@ تنها مرگ به سراغ جنگجویان سنگر حق می آمد.
84- اَنس مردانه با شمشیرآخته به سوی میدان نبرد می رفت. @انس مردانه با شمشیر کشیده به سوی میدان جنگ می رفت.
85- وقت است تا برگ سفر برباره بندیم / دل برعبور ازسد خارو خاره بندیم @ وقت آن است که توشه ی سفر را آماده کنیم و برای گذشتن از موانع و مشکلات، خود را آماده کنیم
86- وادی پراز فرعونیان و قبطیان است / موسی جلودار است ونیل اندرمیان است.@بیابان از اسرائیلی ها پرشده است، امام خمینی رهبر است و موانع و مشکلات زیادی در پیش رو است.
87- یعنی کلیم آهنگ جان سامری کرد / ای یاوران باید ولی را یاوری کرد @ یعنی امام خمینی، قصد کشتن اسرائیل کرده است پس ای دوستان باید رهبر را یاری کرد.
88- باید به مژگان رُفت گَرد از طورسینین / باید به سینه رَفت زین جا تا فلسطین @ باید با مُژگان خود گرد و غبار فلسطین را پاک کنیم باید از این جا تا فلسطین سینه خیز برویم.
89- جانان من برخیز بر جولان برانیم / زان جا به جولان تا خط لبنان برانیم @ ای دوستان بلند شوید تا به کوه های جولان برویم و از آن جا با شتاب و به سرعت تا مرز لبنان حرکت کنیم.
90- دریا دلان راه سفردرپیش دارند / پا در رکاب راهوارخویش دارند. @ رزمندگان، سفری در پیش دارند وآماده ی سفر و حرکت هستند.
91- از هرکران بانگ رحیل آمد به گوشم@ از هر طرف صدای کوچ و حرکت به گوش می رسد.
درس نهم : تپه ی برهانی از حمید رضا طالقانی / باغ نگاه از علیرضا قزوه
92- صبح ، دو مرغ رها / بی صدا / صحن دو چشمان تو را ترک کرد.@ صبح، دو چشم جانباز مثل دو پرنده، آرام و بی صدا، فضای چشمان تو را ترک کردند.
93- شب دو صف از یاکریم / بال به بال نسیم / از لب دیوار دلت / پرکشید.@ شب دو چشم تو مثل دو صف از یاکریم همراه نسیم، چشمان تو را ترک کردند و رفتند.
94- آفتاب / خارو خس مزرعه ی چشم @ آفتاب در مقابل چشم تو مثل خار و خس، پَست و ناچیز است.
95- آبشار / موج فروخفته ای از خشم تو@ آبشار در مقابل خشم تو مثل موجی است که آرام گرفته باشد.
96- می شود از باغ نگاهت ، هنوز/ یک سبد از میوه ی خورشید چید @ هنوز از چشمهای تو می توان نور معنویت کسب کرد.
درس دهم : ترانه ی من از شکسپیر / سه پرسش از تولستوی
97- ولادت که روزگاری از گوهر نور بود/ به سوی بلوغ می خزد و آن گاه که تاج برسرش نهادند/ خسوف های کژخیم ، شکوهش را به ستیز برمی خیزند@ انسان که هنگام ولادت مثل نور پاک بود / به سن بلوغ می رود و آن گاه که به اوج جوانی می رسد / حوادث ناگوار، شکوه او را از بین می برد.
98- آری زمان ، فرّه ی جوانی را می پژمرد / برابروان زیبا شیارهای موازی درمی افکند @ آری، روزگار، شکوه جوانی را از بین می برد وانسان را پیر می کند.
99- از گزند دروگر وقت هیچ روینده را زینهار نیست. @ هیچ موجودی از گزند و آسیب روزگار درامان نیست.
100- زمان گوهرهای نادر طبیعت را درکام می کشید. @ روزگار، نعمت های کمیاب طبیعت را از بین می برد.
درس یازدهم : چشم به راه از تاگور
101- آنان که فانوسشان را / برپشت می برند / سایه هاشان پیش پایشان می افتد.@ آنان که به حقیقت پشت می کنند خودشان در تاریکی قرار می گیرند.
102- خدایا /آنان که همه چیز دارند / مگر تورا / به سُخره می گیرند / آنان را که هیچ ندارند / مگر تو را @ خدایا ، ثروتمندان خدا نشناس، فقیران خدا شناس را مسخره می کنند.
103- خدا / نه برای خورشید / و نه برای زمین / بلکه برای گلهایی که برایمان می فرستد / چشم به راه پاسخ است.@ خدا نه به خاطر خلقت خورشید و نه به خاطر خلقت زمین بلکه به خاطر عشق و محبتی که به انسان دارد انتظار پاسخ دارد.
درس دوازدهم : امید دیدار از فخر الدین اسعدگرگانی/ آفتاب وفا از خاقانی
104- چه باشد گرخورم صدسال تیمار / چو بینم دوست را یک روز دیدار@ اگر صد سال غم و اندوه بخورم اما بتوانم یک روز چهره ی معشوق را ببینم اشکالی ندارد.
105- نسوزد جان من یک باره درتاب / که امیدت زند گه گه براو آب@ جان من یک باره در آتش نمی سوزد زیرا امید تو، مرا زنده نگه می دارد.
106- گهی ازبهر او خوابش رمیده / گهی ازخاراو دستش خلیده @ گاهی به خاطر پرورش گُل، خواب از چشمانش می رود و گاهی خارِ گُل، دست های او را زخمی می کند.
107- مرا تا عشق صبراز دل براندست / بدین امید ، جان من بماندست @ از زمانی که عشق، صبر مرا از من گرفته است من با این امید زنده مانده ام.
108- این سربه مهرنامه بدان نامهربان رسان@ این نامه ی سربسته و محرمانه را به آن معشوق نامهربان برسان
109- زرّین قبا ، زره زن از ابر سحرگهی / کان جا چو پیک بسته قبا می فرستمت @ از ابر سحرگاهی، زرهی برای خود فراهم کن زیرا تو را مثل پیک آماده، پیش معشوق می فرستم.
110- باد صبا دروغ زن است و تو راست گوی / آن جا به رغم باد صبا می فرستمت @ باد صبا، دروغ گو است و تو راست گو هستی من برخلاف میل باد صبا تو را پیش معشوق می فرستم.
111- دست هوا به رشته ی جان بر، گره زده است / نزد گره گشای هوا می فرستمت @ هوی و هوس (عشق) به جان من گره خورده است من تو را پیش کسی که گره گشای عشق است می فرستم.
درس سیزدهم: پروانه ی بی پروا از عطار نیشابوری / سخن تازه از مولوی
112- یک شبی پروانگان جمع آمدند / درمضیفی طالب شمع آمدند @ یک شب، پروانه ها جمع شدند و دریک مهمانی طالب شمع شدند.
113- گفت : این پروانه درکار است و بس/ کس چه داند ؟ این خبر داراست و بس@ گفت : تنها این پروانه کارآزموده است تنها این پروانه از شمع (معشوق) خبر دارد.
114- آن که شد هم بی خبر هم بی اثر / از میان جمله او دارد خبر@ آن کسی که از خود بی خبر باشد تنها او از معشوق باخبر می شود.
115- ناقدی کاو داشت درجمع مهی / گفت : « او را نیست ازشمع آگهی» @ یک سخن شناس که درمیان آن جمع، مقام بزرگی داشت گفت : او از شمع آگاه نیست.
116- دست درکَش کرد با آتش به هم / خویشتن گم کرد با او خوش به هم @ پروانه ، آتش را در آغوش گرفت و خودش را به آتش شمع زد و ناپدید شد.
117- پای کوبان برسرآتش نشست@ شادی کنان بر روی آتش نشست.
118- بازگشت و دفترخود بازکرد@ پروانه بازگشت و آنچه را دیده بود شرح داد.
119- هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود / وا رهد از حد جهان بی حد و اندازه شود @ هان سخن تازه ای بگو تا هر دو جهان از سخن تو تازه شود و آدمی را از این جهان مادی فراتر ببرد.
120- خاک سیه بر سر او کز دم تو تازه نشد / یا همگی رنگ شود یا همه آوازه شود @ هرکسی که از سخن تو شاداب نشود بد بخت است چنین کسی یا دچار مادیات شده یا گرفتار شهرت طلبی شده است.
121- هرکه شُدت حلقه ی در، زود برد حقه ی زر / خاصه که در بازکنی محرم دروازه شود@ هرکسی به در تو پناهنده شود زود به موفقیت می رسد مخصوصاً کسی که تو او را محرم اسرار خود کنی.
122- آب چه دانست که او گوهر گوینده شود / خاک چه دانست که او غمزه ی غمّاره شود @ آب نمی دانست که او روزی؛ انسان ناطق می شود و خاک نمی دانست که او روزی فاش کننده ی اسرار الهی خواهد شد.
123- روی کسی سرخ نشد بی مدد لعل لبت / بی تو اگر سرخ شود از اثر غازه شود @ هیچ کس بدون لطف و عنایت تو به موفقیت نمی رسد واگر به موفقیت برسد آن موفقیت و کامیابی او زود گذر خواهد شد.
124- ناقه ی صالح چو ز کوه زاد یقین گشت مرا / کوه پی مژده ی تو اشتر جمازه شود @ وقتی شتر صالح از کوه بیرون آمد برای من یقین حاصل شد که کوه می تواند به شتر تندرو تبدیل شود.
125- راز نهان دار و خمش ور خمشی تلخ بود / آن چه جگر سوزه بود باز جگر سازه شود @ راز را پنهان نگه دار و ساکت و خاموش باش هر چند سکوت و خاموشی سخت است آن چیزی که رنج آور است نشاط آور نیز خواهد شد.
درس چهاردهم : کبوتر طوقدار از نصرالله منشی / از ماست که برماست از ناصر خسرو قبادیانی
126- کبوتران اشارت او را امام ساختند و راه بتافتند @ کبوتران از فرمان او اطاعت کردند و راه را تغییر دادند و عوض کردند.
127- صیاد شادمان گشت و گرازان به تک ایستاد تا ایشان را درضبط آورد . @ شکارچی شاد شد و شادمان شروع به دویدن کرد تا آنها را بگیرد.
128- چون ایشان حقوق مرا به طاعت و مناصحت بگزاردند ، مرا نیز از عهده ی لوازم ریاست بیرون باید آمد.
@ چون آنها حق مرا با اطاعت و نصیحت پذیری ادا کردند من نیز باید از عهده ی ریاست خود بر آیم.
129- ازعکس ریاحین او پرّ زاغ چون دم طاووس نمودی و درپیش جمال او دم طاووس به پرزاغ مانستی.
@ از عکس گل های آن شکارگاه، پر زاغ مثل دُم طاووس،زیبا به نظر می آمد و دُم طاووس درمقابل زیبای آن شکارگاه مثل پر زاغ زشت جلوه می کرد.
130- اختلاف صیادان آن جا متواتر@ شکارچی ها پی درپی به آن جا رفت و آمد می کردند.
131- صیاد بیامد و حبّه بینداخت@ شکارچی آمد و دانه انداخت.
132- چنان باید که همگنان استخلاص یاران را مهم تر از خود شناسند. @باید همه ی شما، رهایی دوستان خود را مهمتر از آزادی و رهایی خود بداند.
133- صیاد درپی ایشان ایستاد.@ شکارچی به تعقیب آنها پرداخت.
134- کبوتران فرمان وی بکردند ودام برکندند و سرخویش گرفت. @ کبوتران از فرمان او اطاعت کردند، دام را برکندند و به راه خود ادامه دادند.
135- آن موش را زبرا نام بود ، با دهای تمام و خِرد بسیار. @ نام آن موش زبرا بود بسیار زیرک بود وعقل زیادی داشت.
136- دروقت فراغ موافقت اولی تر و الّا طاعنان مجال وقیعت یابند.@ درهنگام آسودگی ، موافقت کردن و همراهی نمودن بهتر است در غیر این صورت سرزنش کنندگان فرصت بدگویی پیدا می کنند.
137- قضای آسمانی مرا دراین ورطه کشید. @ سرنوشت مرا به این مهلکه کشیده است.
138- موش گفت: « ثقت دوستان به کرم عهد تو بیفزاید» @ موش گفت: اطمینان و اعتماد دوستان نسبت به بزرگی عهد تو بیشتر می شود.
139- من ازمثل این واقعه ایمن نتوانم بود.@ من از مثل این ماجرا درامان نخواهم بود.
140- اهما ل جانب من جاﺋﺯ نشمری.@ سستی درحق من را جایز ندانی.
141- بربال عقاب آمدآن تیرجگردوز/ وز ابر مراو را به سوی خاک فرو کاست@آن تیر کُشنده بر بال عقاب اصابت کرد و او را از آسمان به زمین افکند.
درس پانزدهم : نوروز از دکتر علی شریعتی / زاغ و کبک از جامی
142- دید یکی عرصه به دامان کوه / عرضه ده مخزن پنهان کوه @ یک میدانی در دامنه ی کوه دید که از گنجینه ی پنهان کوه خبر می داد.
143- نادره کبکی به جمال تمام / شاهد آن روضه ی فیروزه فام @ یک کبک کمیاب و بسیار زیبایی بود آن کبک، زیباروی آن باغ فیروزه ای بود.
144- برقدم او قد می کشید / وز قلم او رقمی می کشید@ زاغ بر جای پای کبک ، قدم می گذاشت و از او تقلید و پیروی می کرد.
145 - ماند غرامت زده ازکارخویش@ از کار خود پشیمان شد.
146- هرسال این فرزند فراموشکار که سرگرم کارهای مصنوعی خود ، مادر خویش را از یاد می برد با یادآوری نوروز به دامن وی باز می گردد .
@هرسال که انسان مشغول کارهای دست ساخت خود، طبیعت را از یاد می برد با یادآوری نوروز به دامن طبیعت باز می گردد.
درس شانزدهم : هجرت از علی معلم /آفتاب پنهانی از قیصر امین پور / قرآن مصوّر از سلمان هراتی
147- قابیلیان برقامت شب می تنیدند / هابیلیان بوی قیامت می شنیدند @ مأموران حکومت بر ظلم و ستم خود می افزودند و مبارزان کشته می شدند و به شهادت می رسیدند.
148- مردی نهان با روح هم پیمان نشسته / مردی به رنگ نو در طوفان نشسته@مردی که با روح الهی هم پیمان شده بود ، مردی که مثل حضرت نوح(ع) در برابر طوفان حوادث نمی ترسید.
149- دیدم شبان خفته را تبدار دیدم / بر خفته ی شب ، شبروی بیدار دیدم @ شب های جامعه ی غفلت زده را پر التهاب دیدم و دراین جامعه ی غفلت زده ، یک رهبری آگاه دیدم.
150- مردی صفای صحبت آیینه دیده / از روزن شب ، شوکت دیرینه دیده @ مردی که مثل آیینه، پاک و باصفا بود و در دوره ی پر از ظلم و ستم، به شوکت گذاشته توجه می کرد و عزّت گذشته را یادآوری می کرد.
151- مردی به مردی دشنه بر بیداد بسته / در خامشی ها قامت فریاد بسته @مردی که با غیرت و جوانمردی علیه ظلم و ستم قیام کرد مردی که در دوره ی استبداد و خفقان ، فریاد آزادی خواهی سر داد.
152- مردی تذرو کشته را پرواز داده / اسلام را در خامشی ها آواز داده@ مردی که روحیه ی آزادی طلبی را دوباره زنده کرد و اسلام را در عصر استبداد زنده کرد.
153- طلوع می کند آن آفتاب پنهانی / زسمت مشرق جغرافیای عرفانی @ امام زمان(عج) از سرزمین عرفانی مکه ظهور می کند.
154- دوباره پلک دلم می پرد نشانه ی چیست / شنیده ام که می آید کسی به مهمانی @ دوباره دلم بی قرار است من شنیده ام هرگاه دل بی قرار شود مهمان می آید.
155- کسی که نقطه ی آغاز هر چه پرواز است / تویی که در سفر عشق خط پایانی @تو آغاز کننده ی پرواز و رهایی هستی و تو پایان دهنده ی سفر عشق( راه انبیاه و اولیا ) هستی .
156- تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند / بیا که صاف شود این هوا ی بارانی @ ابرها به خاطر تو گریه می کنند بیا تا چشم ها ی گریان ما دست از گریه بردارند.
157- تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد / بیا که می رود این شهر به ویرانی @ تو از سرزمینی هستی که هر کجایش آباد است بیا که عالم ویران می شود.
158- تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند/ بیا که صاف شود این هوا ی بارانی @ ابرها به خاطر تو گریه می کنند بیا تا چشم ها ی گریان ما دست از گریه بردارند.
159-کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق / بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی @ عشق با نام تو به آرامش می رسد بیا که یاد تو آرامش بسیاری به ما می بخشد.
160- جهان قرآن مصور است / و آیه ها در آن / به جای آن که بنشینند ، ایستاده اند@ دنیا مثل یک قرآنی است که مفاهیم آن با تصویر بیان شده است و آیه ها در آن به جای این که نوشته شوند به تصویر کشیده شده اند.
161- درخت یک مفهوم است / دریا یک مفهوم است@ درخت مثل یک واژه است / و دریا مثل یک واژه است.
162- با چشم های عاشق بیا تا جهان را تلاوت کنیم .@ بیا با چشم های عاشقانه به جهان نگاه کنیم تا جهان را زیبا ببینیم.
درس هفدهم : نیاز روحانی از فاطمه راکعی / چند رباعی
163- به پاس یک دل ابری ، دو چشم بارانی/ پراست خلوتم ازیک حضور نورانی @ به خاطر داشتن دلی غمگین و چشم های گریان، خلوت و تنهایی ام نورانی است.
164- هنوز می شنود آن صدای محزون را / دلم به روشنی آیه های قرآنی @ هنوز دلم، صدای غمگین امام را به روشنی آیه های قرآن می شنود.
165- بشکن دل بی نوای ما را ای عشق / این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است @ ای عشق، دل بیچاره (یا بی صدای) ما را بشکن زیرا دل هر چه شکسته تر باشد زیباتر خواهد شد.
166 - آوای خوش هزار تقدیم تو باد@ صدای خوش بلبل تقدیم تو باشد.
درس هجدهم : بخوان از زین العابدین رهنما
167- با تنهایی این کوه مراوده می کند. @ با تنهایی این کوه دوستی می کرد ورفت و آمد می نمود.
168- ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد / دل رمیده ی ما را انیس و مونس شد@ پیامبر مثل ستاره ای درخشید و مثل ماه، مجلس ما را نورانی کرد و همدم و مونس دل بی قرار ما شد .
169- نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد @ پیامبر(ص) با اینکه به مکتب نرفت و از کسی چیزی نیاموخت اما با اشاره ی چشم به صدها معلم و مدرس، نکته ها آموخت.
درس نوزدهم : بوی جوی مولیان از بهمن بیگی
170- پدرم عرش را سیرمی کرد@ پدرم بسیار خوشحال بود.
171- شاهین تیزبال افق ها بودم ، زنبوری طفیلی شدم و به کنجی پناه بردم. @ من مثل شاهین بلند پرواز آسمان ها بودم حالا مثل زنبوری جیره خوار شده ام و به گوشه ای پناه برده ام.
172- از شنیدن اسم شهر، قند دردلم آب می شد . @ از شنیدن اسم شهر، بسیار خوشحال می شدم.
درس بیستم : اقلیم عشق از هاتف اصفهانی
173- یار بی پرده از درودیوار / درتجلّی است یا اولی الابصار @ ای خردمندان، خداوند درهمه جا آشکار و نمایان است.
174- باریابی به محفلی کان جا / جبرﺋﯾﻞ امین ندارد بار@ به محفلی می توانی راه یابی که جبرئیل امین هم اجازه ی ورود به آن جا را ندارد.
175- شمع جویی و آفتاب بلند / روز بس روشن و تو در شب تار@ خداوند مثل آفتاب در روز روشن ،آشکار است درحالی که تو با عقل و استدلال خود به دنبال یافتن خدا هستی.
176- از مضیق حیات درگذری/ وسعت ملک لامکان بینی@اگر به سرزمین عشق بیایی از تنگنای زندگی می گذری و به سرزمین وسیع و لامکان می رسی.
177- بی سروپا گدای آن جا را / سر زملک جهان گران بینی @ گدای بی سروپای سرزمین عشق، به جهان توجه و اعتنایی نمی کند.
178- برهمه اهل این زمین به مراد / گردش دورآسمان بینی @ درسرزمین عشق، روزگار به مراد و میل عاشق می چرخد.
179- جان گدازی اگر به آتش عشق / عشق را کیمیای جان بینی @ اگر جان خود را در آتش عشق بسوزانی عشق را کیمیای جان خواهی یافت.
180- گر به اقلیم عشق روی آری / همه آفاق گلستان بینی@ اگر به سرزمین عشق بیایی همه ی جهان را مثل گلستانی زیبا خواهی دید.
درس بیست یکم: موسی و شبان از مولوی
181- این چه ژاژ است و چه کفراست و فُشار / پنبه ای اندردهان خود فِشار @ این چه سخن بیهوده ای است که می گویی ساکت و خاموش باش.
182- تو کجایی تا شوم من چاکرت/ چارقت دوزم کنم شانه سرت @ تو کجا هستی تا من چاکر تو شوم کفش تو را بدوزم و بر سر تو شانه بزنم.
183- هرکسی را سیرتی بنهاده ام / هرکسی را اصطلاحی داده ام.@ در وجود هرکسی خوی و عادتی قرار داده ام و شیوه ای آموخته ام و به هرکسی اصطلاح خاصی داده ام.
184- زین نمط بیهوده می گفت آن شبان @ آن چوپان از این گونه سخن بیهوده بیشتر می گفت.
185- گفت موسی با کی استت ای فلان؟ @ حضرت موسی(ع) گفت: ای فلانی با چه کسی هستی؟
186- جامه را بدرید و آهی کرد تفت / سر نهاد اندر بیابان و برفت @ لباسش را پاره کرد ،آهی گرم کشید وسرش را به زیر انداخت و به بیابان رفت.
درس بیست و دوم : شبنم عشق از نجم رازی
187- به قهر یک قبضه ی خاک از روی جمله ی زمین برگرفت. @ با خشم یک مشت از روی همه ی زمین برداشت.
188- حق تعالی چون اصناف موجودات می آفرید ، وسایط گوناگون درهر مقام برکار کرد.@ خداوند وقتی انواع موجودات را می آفرید با واسطه های گوناگون خلق می کرد.
189- ابلیس را چون در دل آدم بار ندادند و دست رد به رویش زدند مردود همه ی جهان گشت. @ چون شیطان را به دل آدمی راه ندادند و او را رد کردند از همه ی جهان رانده شد.
190- ملایکه درآدم تفرس می کردند. @ فرشتگان با فراست و زیرکی وجود آدم را بررسی می کردند.
191- دراین آینه نقش ها ی بوقلمون ببینید.@ در وجود آدم به نقش های رنگارنگ نگاه کنید.
192- خداوند، گل آدم را در تخمیرانداخته ودر هرذره ازآن گِل ، دلی تعبیه می کرد.@ خداوند، دل آدم را خمیر می کرد و در هر ذرّه از آن، دلی قرار می داد.
193- روزکی چند صبرکنید تا من براین یک مشت خاک دست کاری قدرت بنمایم.@ چند روزی صبر کنید تا دراین یک مشت خاک ، قدرت خود را نشان دهم.
194- جبرﺋﯾﻞ گفت : خداوندا خاک تن درنمی دهد@ جبرئیل گفت: خدایا، خاک قبول نمی کند.
195- اگر به طوع نیاید ، به اکراه واجبار برگیر و بیاور@ اگر با میل خود نیاید به زور برگیر و بیاور.
196- تا بار امانت درسُفت جان کشد. @ تا بار امانت را بر دوش جان بکشد.(امانت را قبول کند.)
دانش های ادبی ( تاریخ ادبیات ،آرایه های ادبی ، درآمدها )
درس اوّل :
1- جمال الدین عبدالرّزاق اصفهانی درچه قرنی می زیست ؟ @در قرن ششم
2- جمال الدین عبدالرّزاق اصفهانی درسرودن کدام قالب شعری معروف است ؟@در ترکیب بند
3- نوع نثرعبارت «هرنفسی که فرو می رود ممدّ حیات است و چون برمی آید مُفرّح ذات» چگونه است؟@ نثر مسجع
4- نوع نثر هریک از آثار زیررا بنویسید .
گلستان سعدی(نثر مسجع)- قابوس نامه(نثر ساده)- مرزبان نامه(نثر مصنوع و متکلف)- تاریخ بلعمی(نثر ساده)- کلیله و دمنه(نثر فنی)
5- درعبارت « فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدین بگسترد » استعاره را مشخص کنید. @فرش زمردین استعاره از چمن
6- در عبارت زیرآرایه های ادبی را مشخص کنید.
«اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه برسر نهاده و درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق دربرگرفته»
تشبیه تشخیص تشبیه تشبیه
7- منظور از «درخت گل» در عبارت زیر چیست؟ @معرفت الهی
« گفت به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم ، دامنی پرکنم هدیه ی اصحاب را »
8- دراین بیت منظوراز«مرغ سحر» و«پروانه» چیست؟ ای مرغ سحر عشق زپروانه بیاموز/کان سوخته را جان شد وآوازنیامد@عاشق مدعی- عاشق واقعی
درس دوم :
9- زمینه های اصلی حماسه را نام ببرید. @1- زمینه ی داستانی 2- زمینه ی قهرمانی 3- زمینه ی ملّی 4- زمینه ی خرق عادت
10- هریک از ابیات زیر به کدام زمینه ی حماسه مربوط است؟
الف) ز نیرنگ زالی بدین سان درست وگرنه که پایت همی گورجُست @زمینه ی خرق عادت
ب) همی زور کرد این برآن ، آن براین نجنبید یک شیر برپشت زین @قهرمانی
11- در داستان رستم و اسفندیار ، وجود چه عناصری زمینه ی « خرق عادت » حماسه را نشان می دهد؟@ سیمرغ و رویین تن بودن اسفندیار
12- هریک از زمینه های حماسی زیر را توضیح دهید .
الف) زمینه ی خرق عادت : @یعنی حوادثی که با عقل و منطق سازگار نیست.
ب) زمینه ی قهرمانی : @انسانی را به تصویر می کشد که هم از نظر نیروی جسمی و هم از نظر روحی از دیگران ممتاز است.
13 - درهریک ازابیات زیریک آرایه ی ادبی مشخص کنید.
الف) خم آورد بالای سرو سهی / ازاو دور شد دانش و فرّهی @سرو سهی استعاره از قامت بلند اسفندیار
ب) به بالا ز رستم همی رفت خون/ بشد سست و لرزان کُهِ بیستون @ کُه بیستون استعاره از قامت بلند رستم
14- درمصراع « بکوبمت زین گونه امروز یال » ضمیرمتصل « ت» مضافٌ الیه کدام کلمه است؟@مضاف الیه یال( یعنی یالت را می کوبم)
15- دربیت زیر دو آرایه ی ادبی بیابید و نام آن ها را بنویسید.
16- « زسمّ ستوران درآن پهن دشت / زمین شد شش و آسمان گشت هشت » @اغراق – مراعات نظیر
17- مفاهیمی چون « سیمرغ ، دیو سفید » مربوط به کدام یک از زمینه های حماسه است ؟ @زمینه ی خرق عادت
درس سوم :
18 - بزرگترین نقاش قرن اخیرایران که صاحب اثر ارزشمند « تالار آیینه » است چه کسی می باشد ؟@کمال الملک(محمد غفاری)
19- فیلم نامه های علی حاتمی را نام ببرید ؟@هزاردستان،دل شدگان، سلطان صاحب قران، مادر، کمال الملک، جهان پهلوان تختی
20- علی حاتمی ، درفیلم نامه ی کمال الملک چه چیزی را به تصویر کشیده است ؟ @آزادگی و بی پروایی کمال الملک در مقابل استبداد رضاخان و تملق درباریان را به تصویر می کشد.
درس چهارم :
21- مهمترین عناصرداستان را نام ببرید. @1- شخصیت و قهرمان 2- راوی داستان یا زاویه ی دید3- هسته یا طرح داستان 4- درون مایه 5- لحن
22- منظور از زاویه دید در داستان چیست؟@ یعنی شیوه ی روایت داستان که چندم شخص است.معمول ترین شیوه ی روایت داستان اول شخص (من) و سوم شخص(او) است.
23- درشیوه ی روایت داستان ، منظور از «دانای کلّ » چیست؟@یعنی روایت داستان در سوم شخص.
24- داستان گاو نوشته ی کیست؟ و چگونه داستانی است ؟@نوشته ی غلامحسین ساعدی (گوهرمراد) ، داستان کوتاه و خواندنی است.
25- در داستان گاو ، شخصیت اصلی داستان کیست؟ و زاویه ی دید داستان چگونه است؟@مشدی حسن، سوم شخص یا دانای کل
26- کدام یک ازعناصرداستان « ایجاد فضا درکلام » می کند ؟@لحن
27- کدام یک ازعناصرداستان مبتنی برعلت ومعلولی است ؟@هسته یا طرح داستان
28- منظوراز«لحن» در داستان چیست؟@لحن ایجاد فضا در داستان استشخصیت ها خود را به وسیله ی زبان معرفی می کنند و به خواننده می شناسانند.
29- کدام عنصرداستانی به سلسله حوادث داستان وحدت هنری می بخشد؟@هسته یا طرح داستان
درس پنجم :
30- نثرجلال آل احمد دارای چه ویژگی هایی است ؟ @صریح، طنز،گونه، کوتاه، نزدیک به زبان گفتار و توصیفی.
31- جلال آل احمد در داستان های خود ، عموماً به طرح چه موضوعاتی می پردازد ؟ @او در آثار خود ، فضای سیاسی و اجتماعی ایران ، محرومیت ها و محدودیت های اندیشه وران و مسئولیت خطیر ارباب قلم را به خوبی و روشنی ترسیم می کند.
32- کتاب « پنج داستان » اثر کدام نویسنده ی معاصر است ؟@جلال آل احمد
33- آثار جلال آل احمد را می توان به چند دسته ی کلی تقسیم کرد ؟@به چهار دسته 1- داستان ها 2- سفر نامه ها 3- ترجمه ها 4- مقالات
34- درعبارت « خودِ گنبد چنگی به دل نمی زد » از چه آرایه ای استفاده شده است ؟@کنایه
35- زاویه ی دید داستان « گل دسته ها و فلک » چیست ؟ @اوّل شخص
درس ششم :
36- نام دیگر تاریخ بیهقی چیست ؟@تاریخ مسعودی
37- موضوع هریک ازنقدهای زیر را بنویسید.
الف) نقد لغوی : @نقد لغوی به ارزیابی آثار از نظر کاربرد زبان و اصول و قواعد آن می پردازد.
ب) نقد فنی : @نقد فنی به بررسی آرایه ها و زیبایی های ادبی آثار می پردازد.
ج) نقد اخلاقی : @نقد اخلاقی ، ارزش های اخلاقی آثار را مورد بررسی قرار می دهد.
38- چرا تاریخ بیهقی را تاریخ مسعودی نیز نامیده اند ؟ @چون موضوع اصلی این کتاب ، تاریخ سلطنت مسعود پسر محمود غزنوی است.
39-کدام ویژگی، تاریخ بیهقی را از دیگر آثار تاریخی و ادبی متمایز کرده است؟@دقّت و صداقت در بیان، استواری وپختگی در نگارش، ذکر جزئیات وقایع.
درس هفتم :
40- به نظر بیهقی راه خوب زیستن در چیست ؟@در قناعت و مناعت طبع و پرهیز از مال حرام یا شبهه ناک
41- نقد و تحلیل عالمانه ی تاریخ بیهقی را چه کسی نگاشته است ؟ @دکترغلامحسین یوسفی
42- معادل امروزی « نمازپیشین » چیست ؟@نماز ظهر
43 - مقصود از عبارت « به نشاط قلم در نهاد » چیست ؟ @یعنی با خوشحالی شروع به نوشتن کرد.
درس هشتم :
47- آثار پرویز خرسند را نام ببرید .@برزیگران دشت خون ، آن جا که حق پیروز است، مرثیه ای که ناسروده ماند
48- دو مجموعه ی شعر « سرود درد » و « سرود سپیده » از کدام شاعر است ؟ @حمید سبزواری
49- آرایه ی ادبی شاخص بیت زیر را مشخص کنید . @رُفت- رَفت(جناس)
باید به مژگان رُفت گرد از طور سینین باید به سینه رَفت زین جا تا فلسطین
50- درترکیب « خون خورشید » و « صدای گرم » چه نوع آرایه های ادبی وجود دارد ؟ @تشخیص - حس آمیزی
درس نهم :
51- درون مایه ی ادبیات پایداری چیست ؟@رویارویی با عوامل استبداد داخلی یا تجاوز بیگانگان
52- کتاب « تپّه ی برهانی » اثر کیست و موضوع آن چیست ؟ @حمید رضا طالقانی
53- درقطعه ی « آبشار/ موج فرو خفته ای از خشم تو/ می شود از باغ نگاهت هنوز / یک سبد از میوه ی خورشید ، چید » تشبیهات و استعاره و مراعات نظیر را مشخص کنید . @تشبیه آبشار به موج فروخفته- تشبیه نگاه به باغ / میوه ی خورشید استعاره از نور معنویت / باغ ،میوه، سبد (مراعات نظیر)
54- آرایه های ادبی عبارتهای زیر را مشخص کنید .
الف) صبح دو مرغ رها / بی صدا / صحن دو چشمان تو را ترک کرد.@ دو مرغ رها استعاره از دو چشم جانباز
ب) آفتاب / خار و خس مزرعه ی چشم تو @تشبیه آفتاب به خار و خس و تشبیه چشم به مزرعه
55- با توجه به مصراع های«شب دوصف ازیاکریم/ بال به بال نسیم/ از لب دیوار دلت / پرکشید» مقصود از کلمات مشخص شده چیست؟@چشم
درس دهم :
56- نمایش نامه های شکسپیر را نام ببرید. @هملت، مکبث، اتللو و شاه لیر
57- شکسپیر در غزلواره ی «ترانه ی من» چه چیزهایی را ستوده است؟@جوانی و شعر خود را ستوده است.
58- مضمون غزلواره ویلیام شکسپیر چیست؟@عشق، ستایش جوانی و مسائل اخلاقی.
59- در هریک از عبارتهای زیر یک آرایه ی ادبی مشخص کنید.
الف) همانند امواج که به شنزارساحل راه می جویند / دقایق عمرما نیزبه سوی فرجام خویش می شتابند @تشبیه دقایق عمر به امواج
ب) آری زمان فرّه جوانی را می پژمرد/ برابروان زیبا شیارهای موازی می افکند/ وگوهرهای نادر طبیعت را درکام می کشد . @تشخیص و کنایه
ج) از گزند داسِ دروگرِ وقت هیچ روینده را زنهارنیست . @تشبیه وقت به داس دروگر
60- منظور از «گل» در شعر زیر چیست؟@عشق و محبت
« خدا / نه برای خورشید / و نه برای زمین / بلکه برای گل هایی که برایمان می فرستد / چشم به راه پاسخ است »
61- مجموعه شعر« ماه نو ومرغان آواره » سروده ی کیست ؟ @تاگور شاعر بزرگ هند
درس یازدهم :
62- دربیت زیر یک تشبیه پیدا کنید . @جام بلا(تشبیه بلا به جام)
هرکه دراین بزم مقرّب تراست جام بلا بیش ترش می دهند
درس دوازدهم :
63-کدام «منظومه ی غنایی» همواره سرمشق شاعران بزرگ برای سرودن داستان های عاشقانه بوده است؟@ویس و رامین
64- « حسّان عجم » لقب کدام شاعر قرن ششم است ؟ @خاقانی
65- زبان « خاقانی » درسرودن قصیده و غزل چگونه بوده است ؟ @ساده و روان
66- درهریک از ابیات زیر یک آرایه ی ادبی معین کنید.
الف) دست هوا به رشته ی جان بر، گره زده است / نزد گره گشای هوا می فرستمت @تشخیص، تشبیه
ب) ای صبحدم ببین که کجا می فرستمت نزدیک آفتاب وفا می فرستمت@تشخیص و استعاره
ج) قصیده سرای توانای قرن پنجم که قصاید تعلیمی فراوانی سروده است کیست ؟ @ناصرخسرو
درس سیزدهم :
67- آرایه ی جناس را درمصراع « آن چه جگرسوزه بود ، بازجگرسازه شود » مشخص کنید. @جگرسوزه و جگرسازه
68- نام یک اثر منظوم و یک اثر منثور از عطار نیشابوری بنویسید . @منطق الطیر(منظوم) - تذکره الاولیا(منثور)
69- نام دیگر کتاب منطق الطیر چیست؟ @مقامات طیور منطق الطیر اثرکیست و موضوع آن چیست؟ @اثر عطار ، در باره ی سفر پرندگان به سوی سیمرغ.
درس چهاردهم :
70- زبان اصلی کلیله و دمنه چیست؟ اولین بار چه کسی آن را به زبان عربی ترجمه کرده است؟ چه کسی آن را به زبان فارسی ترجمه کرده است؟
@ سانسکریت- ابن مقفع – نصرالله منشی
71- ناصر خسرو درچه قرنی می زیست ؟ او درسرودن چه نوع شعری توانایی داشت ؟ @در قرن پنجم – در قصیده
درس پانزدهم :
72- الف)کتاب «کویر» اثر کیست ؟@ دکتر شریعتی ب) بهارستان اثر کیست و به تقلید از چه کتابی نوشته شده است؟@اثر جامی به تقلید از گلستان سعدی.
73- هفت اورنگ اثر کیست و موضوع آن چیست ؟ @اثر جامی ، عرفانی و اخلاقی
74- در بیت زیر دو آرایه ی ادبی مشخص کنید. @ترصیع و تکرار و واج آرایی
هم حرکاتش متناسب به هم هم خطواتش متقارب به هم
درس شانزدهم :
75- مولّفان آثار زیر را بنویسید .
الف) رجعت سرخ ستاره @ محمدعلی معلم ب) مثل چشمه ، مثل رود @ قیصر امین پور ج) از این ستاره تا آن ستاره @سلمان هراتی
76- دربیت زیر دو آرایه ی ادبی بیابید .@ تشبیه - تناقض - مراعات نظیر
کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی
77-با توجه به بیت زیر به پرسش های مطرح شده پاسخ دهید .
« مردی صفای صحبت آیینه دیده / از روزن شب ، شوکت دیرینه دیده »
الف) مقصود از« روزن شب » چیست ؟ @ دوران پر از ظلم و ستم ب) مقصود از « شوکت دیرینه » چیست ؟@شکوه و جلال گذشته ی اسلام
درس هفدهم :
78- هریک ازاین آثار از کیست ؟ @ سفر سوختن ، آواز گلسنگ )(هر دو از فاطمه راکعی)
79- رباعی چه نوع شعری است و بر چه وزنی می آید؟@شعری است که مصراع های اول، دوم و چهارم آن هم قافیه هستند و وزن آن معادل«لاحول و لاقوّه الابالله»است.
80- دربیت زیر دو آرایه ی ادبی مشخص کنید. » @ در «بی نوا» ایهام 1- بی صدا 2- بیچاره / در« شکسته» نیز ایهام است 1- نام آهنگ 2- غمگین
در «ای عشق» تشخیص
بشکن دل بی نوای ما را ای عشق / این ساز ، شکسته اش خوش آهنگ تر است
درس هجدهم :
81- یک اثر از زین العابدین رهنما نام ببرید. @کتاب «پیامبر»
درس نوزدهم :
82- کتاب « بخارای من ، ایل من » اثر کیست و نثر آن چگونه است؟@محمد بهمن بیگی، نثر آن روان و طنزآمیز است.
83- درعبارت « از شنیدن اسم شهر ، قند دردلم آب می شد » چه نوع آرایه ادبی وجود دارد ؟ @کنایه از خوشحال شدن
84 - در عبارت «شاهین تیزبال افقها بودم زنبوری طفیلی شدم و به کنجی پناه بردم»چه نوع آرایه به کار رفته است؟ @ تشبیه
درس بیستم:
85- عمده ی شهرت هاتف اصفهانی به واسطه ی چیست ؟ ترجیع بند عرفانی
هاتف اصفهانی درغزل از چه کسانی پیروی کرده است ؟@ از سعدی و حافظ پیروی می کرد.
86- عرفان درآغاز کدام قرن و با ظهور کدام شاعر موضوع عمده ی اشعار شاعران گردید ؟ @در آغاز قرن ششم و با ظهور سنایی
87- آثاری نظیر « گلشن راز » ، « کشف المحجوب » و « رساله ی قشیریه » درکدام حوزه ی ادبی می گنجد؟ @در حوزه ی ادبیات تعلیمی
88- دربیت « بی سروپا گدای آن جا را / سرزملک جهان گران بینی » منظوراز« سرگران بودن » چیست ؟@بی اعتنا و بی توجه بودن
درس بیست ویکم:
90- دربیت زیر یک جناس و یک کنایه مشخص کنید. @فُشار، فِشار(جناس)- پنبه اندر دهان فشردن کنایه از سکت و خاموش ماندن
این چه ژاژ است و چه کفر است و فُشار / پنبه ای اندر دهان خود فِشار
91- دربیت«گرنبندی زین سخن تو حلق را / آتشی آید بسوزد خلق را» یک مجاز و یک جناس بیابید. @حلق مجاز از دهان – حلق، خلق(جناس)
92- با توجه به بیت زیرتفاوت معنایی واژه «ملّت» را درگذشته وامروز بنویسید. @ملّت در گذشته به معنی عقیده و مذهب و امروز به معنی مردم است.
ملّت عشق ازهمه دین ها جداست عاشقان را ملّت و مذهب خداست
93- با توجه به بیت « تو برای وصل کردن آمدی / نی برای فصل کردن آمدی »
الف) رسالت کلی پیامبران چیست ؟@ هدایت کردن ب) « فصل کردن » چه معنایی دارد؟@گمراه کردن
درس بیست ودوم :
94- مرصاد العباد اثر کیست و موضوع آن چیست ؟ این کتاب درچه قرنی نوشته شده است؟@اثر نجم الدین دایه- مسائل عرفانی- در قرن هفتم
95- درعبارت زیر چرا نویسنده ، ابلیس را « اعور» می داند ؟ @چون او انسان را تنها از یک بُعد یعنی از بُعدجسمانی می نگریست و حقیقت و عظمت روحی او را نادیده می گرفت.
ابلیس پرتلبیس یک باری گرد او طواف می کرد و بدان یک چشم اعورانه بدو درمی نگریست.
96- مفهوم کلی مصراع اول بیت زیرچیست ؟ @یعنی خاک آدم را با عشق آمیخته کردند.
ازشبنم عشق خاک آدم گِل شد / صد فتنه و شور درجهان حاصل شد
97- درعبارت زیر مقصود از« گوهر» چیست ؟ و « خازنان » چه کسانی هستند ؟@منظور از گوهر ،محبت و منظور از خازنان ، فرشتگان است.
«چون کار دل به این کمال رسید گوهری بود در خزانه ی غیب که آن را از نظر خازنان پنهان داشته بود و خزانه داری آن به خداوندی خویش کرده»
97- ادبیات عرفانی جزوکدام یک ازانواع ادبی است ؟@اغلب ادبیات تعلیمی
98- اصلی ترین موضوع عرفان چیست ؟ @عشق
درک مطلب
درس اوّل :
1- با توجّه به بیت « از دست وزبان که برآید / کزعهده ی شکرش به درآید » به چه حقیقتی اشاره دارد؟@ناتوانی انسان درسپاس گزاری از خداوند
2- درجمله ی « پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد » برکدام صفت خداوند تأکید شده است؟@ستّارالعیوب بودن خداوند
3- درعبارت « درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق دربرگرفته » منظوراز« قبای سبزورق» چیست؟@برگ سبز درختان
4- مفهوم کلی بیت « چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان / چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان » چیست؟@یعنی ای پیامبرچون تو پشتیبان مردم هستی مردم از هیچ حوادثی و مشکلی نمی ترسند.
5 - دربیت «گرکسی وصف او زمن پرسد / بی دل از بی نشان چه گوید باز» منظوراز« بی دل » و« بی نشان » چه کسانی هستند؟@بی دل(عاشق ، سعدی) ، بی نشان (خداوند، معشوق)
6- درمصراع « برنیاید زکشتگان آواز» منظور از« کشتگان » چیست؟@عاشقان
7- درعبارت « یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده» :
الف) «مکاشفت» دراصطلاح عرفانی یعنی چه ؟ @کشف حقایق
ب) « سر به جیب مراقبت فرو برده بود » چه حالتی را بیان می کند؟@به فکر عرفانی فرو رفتن
درس دوم :
8- رستم برای پرهیز از جنگ چه پیشنهادی به اسفندیارمی دهد؟@ دیگران جنگ کنند و ما تماشا کنیم
9- با توجه به بیت زیرمنظوراز« سگزی » و «کمان و بر» و « پرخاشخر» چیست؟ @ سیستانی(رستم)- نیرو و قدرت تیر اندازی- جنگجو(اسفندیار)
فراموش کردی تو سگزی مگر / کمان و بر مرد پرخاشخر
10- دربیت «چو نزدیک گشتند پیر و جوان/ دو شیر سرافراز ودو پهلوان »کدام زمینه ی حماسه به وضوح دیده می شود؟@زمینه ی قهرمانی
11- درون مایه ی داستان رستم و اسفندیارچیست؟@ تقابل آزادی و اسارت، پیری و جوانی ، کهنه و نو
درس سوم :
12- با توجه به فیلم نامه ی کمال الملک،مقصود ازجمله ی«مجنون برای دنیا بی ضررتره تا جانی»چیست؟@دیوانه برای دنیا بی ضررتر از قاتل است.
13- درعبارت « بعید ازما قدرت مداران هفت خطّه که تواین بازی قهرو آشتی کوتاه بیاییم» منظوراز« بازی قهرو آشتی»چیست؟ و «هفت خط» یعنی چه؟@صلح و جنگ – سیاست باز ، نیرنگ باز
14- منظور از « کلاه دمُده سر برباده » چیست؟@کلاه از مُد افتاده که باعث کشته شدن بعضی افراد شد.
15- منظور رضاخان از عبارت « تو سرچهارتا شاه را خوردی » چیست؟@یعنی تو بیشتر عمر کردی و پادشاهی چهار تن را دیدی.
16- منظوراز عبارتهای زیر چیست؟
الف) کمال الملک : دندان کباب خوری ندارم ، خوراک من نان و ماسته . @من غذاهای لذیذ نمی خورم خوراک من ساده است.
ب) پهلوی با دندون ببر کباب می خوره. @پهلوی در خوردن زرنگ و چابک است. ج) خوابی برایش دیدم. @نقشه ای برایش کشیدم.
درس چهارم :
17- درون مایه ی داستان «گاو» چیست؟ @ از خود بیگانگی ، بی هویتی، مسخ شدگی ، فقر روستایی و فقر فرهنگی.
18- شخصیت اصلی داستان « گاو» کیست و سرانجام او چه شد؟@مشدی حسن ، کشته شد.
19- درداستان « گاو » گاوشدن به چه معنی است؟ @مسخ شدن ، بی هویتی و از خودبیگانگی.
20- لحن و زاویه ی دید درداستان گاو چگونه است؟@لحن ، جدی و زاویه ی دید ، سوم شخص یا دانای کل
21- منظوراز جمله ی « باید عقلامونو روی هم بریزیم » چیست؟@با هم مشورت کنیم.
درس پنجم :
22- درون مایه داستان «گل دسته ها و فلک » چیست؟ @جست و جوگری و تلاش برای رسیدن به آگاهی و تعالی
23- زاویه ی دید درداستان « گل دسته ها و فلک » چگونه است؟@اول شخص
24- درداستان «گل دسته ها و فلک» گل دسته ها و مدیر نماد چه چیزهایی هستند؟@گلدسته ها نماد عروج و تعالی ، مدیر نماد کسانی که مانع تعالی و ترقی انسان های جستجوگر می شود.
25- واژه ی«توﺋون » درعبارت « ورپریده ها ! اگه می افتادین کی توﺋون می داد »عامیانه چه کلمه ای است؟ و برچه معنی است؟@تاوان- به معنی خسارت و زیان
درس ششم و هفتم :
26- با توجه به درس«قاضی بُست» شخصیت قاضی را چگونه ارزیابی می کنید؟@قانع و پرهیز کننده از مال حرام و شبهه ناک
27- درعبارت « هنر آن بود که کَشتی های دیگر به او نزدیک بودند » منظور از « هنرآن بود » چیست؟@خوشبختانه
28-منظوراز جمله ی«امیر ازآن جهان آمده، به خیمه فرودآمدوجامه بگردانید» چیست؟@امیراز مرگ نجات یافت به خیمه آمدولباسش را عوض کرد.
29- درمتن زیر قسمت های مشخص شده را معنی کنید.
و بازگشتم با نامه ی توقیعی واین حال ها را به بونصر گفتم واین دبیرکافی به نشاط قلم درنهاد تا نزدیک نمازپیشین ازاین مهمات فارغ شده بود و خیلتاشان وسواران گسیل کرده. @نامه ی امضا شده - نویسنده ی کاردان و با کفایت- با خوشحالی شروع به نوشتن کرد- کارهای مهم- خدمت گزاران
30- منظورازعبارتهای زیر چیست؟
الف ) فلانی را من فرو گرفتم .@ فلانی را من از کار برکنار کردم. ج) دلش بپیچید @غمگین شد
ب) همیشه چشم نهاده بودی . @ همیشه منتظر بود د) روزه به دهن@ گرسنه
31- با توجّه به عبارت تاریخ بیهقی، شخصیت بوسهل زوزنی چگونه معرفی شده است؟@امام زاده و بزرگوار اما شرور و بد ذات.
درس هشتم :
35- متن درس « خون خورشید » در مورد کدام یک از یاران امام حسین (ع) است؟ @انس بن حارث
36 - درعبارت«وکنار خورشید فروزان حق، درخون پاک و روشن غوطه زد وخورشید ی نوساخت» منظورازخورشید فروزان و خورشید نو چیست؟
@ خورشیدفروزان استعاره از امام حسین (ع) و خورشید نو استعاره از انس بن حارث
37-درمصراع«موسی جلوداراست ونیل اندرمیان است» منظوراز موسی و نیل چیست؟@موسی استعاره از امام خمینی و نیل استعاره از موانع و مشکلات
38- درمصراع « یعنی کلیم آهنگ جان سامری کرد » منظورازکلیم و سامری چیست؟@کلیم استعاره از امام خمینی ، سامری استعاره از اسرائیل
درس نهم :
39- منظوراز عبارت « به آخر خط رسیده ایم » چیست؟ @یعنی مرگ ما نزدیک است.
40- منظوراز « لباس نظامی براندام لاغرش زارمی زد » چیست ؟ @لباس نظامی بر اندام لاغرش گشاد بود.
41- درشعر باغ نگاه « آبشار» نماد چه چیزی است ؟ @ نماد خشم
42- این بند ازشعر باغ نگاه به چه موضوعی اشاره دارد؟@ به از دست رفتن چشم جانباز
« شب دو صف از یاکریم / بال به بال نسیم / از لب دیوار دلت پرکشید»
43- شاعردرشعرباغ نگاه ، روشنایی چشم جانباز را به چه چیزی تشبیه کرده است؟ @ به دو مرغ رها ، و به دو صف از یا کریم
44- درشعر« صبح ، دو مرغ رها / بی صدا / صحن دو چشمان تو را ترک کرد» منظوراز« مرغ » و« صحن » چیست؟@چشم – حدقه ی چشم
45- چرا شاعر آبشاررابه موج فروخفته ای ازخشم جانباز می داند؟ @چون در مقابل خشم جانباز ،پست و ناچیز است.
درس دهم :
46- دراین عبارت شکسپیر« زمان که بخشنده بود ، موهبت های خویش را تباه می سازد » منظوراز موهبت های زمان چیست؟@جوانی، نعمت طبیعت
47- درمصراع های « به سوی بلوغ می خزد وآن گاه که تاج برسرش نهاد / خسوف های کژخیم شکوهش را به ستیز برمی خیزند » منظوراز عبارتهای مشخص شده چیست؟@به سن بلوغ رسیدن- به اوج جوانی رسیدن- حوادث ناگوار
48- درعبارت « ازگزند داس دروگر وقت هیچ روینده را زنهار نیست » منظور از « داس دروگروقت » چیست؟@ زمانه ، روزگار
درس یازدهم :
49- درشعر«خدا/ نه برای خویش و نه برای زمین/ بلکه برای گل هایی که برایمان می فرستد/ چشم به راه پاسخ است» منظور از«گل»چیست؟@عشق
50- مفهوم کلی شعر زیر چیست؟@یعنی کسانی که به حقیقت پشت می کنند خودشان در تاریکی قرار می گیرند.
« آنان که فانوسشان را برپشت می برند / سایه هاشان پیش پایشان می افتد»)@فانوس استعاره از حقیقت است)
52- شعر « کاریز خوش دارد خیال کند/که رودها / تنها برای این هستند/ که به او آب برسانند » وصف چه کسانی است؟ @افراد مغرور
53- مفهوم کل این شعر را بنویسید@ ماه از خودگذشته است چون روشنی اش را به دیگران می بخشد و سیاهی و تیرگی را برای خود نگاه می دارد
« ماه روشنی اش را / درسراسر آسمان / می پراکند / و لکّه های سیاهش را برای خود نگه می دارد»
درس دوازدهم :
54- با توجه به بیت « اگرچه تلخ باشد فُرقت یار / دراو شیرین بود امید دیدار» جدایی چه زمانی شیرین و دلپذیر است؟@امید دیدار باشد
55- باتوجه به بیت « نبرّم ازتو امّید ،ای نگارین/که تا ازمن نبرّد جان شیرین» شاعرچه زمانی امید خودرا ازدست می دهد؟ @آنگاه که بمیرد
56- با توجه به بیت«جان یک نفَس درنگ ندارد،گذشتنی است/ و رنه بدین شتاب چرا می فرستمت» چرا شاعر درفرستادن پیک شتاب دارد؟@چون احتمال می دهد که زود می میرد.
درس سیزدهم :
57- درمصراع « خاک چه دانست که اوغمزه ی غمّازه شود » منظور از « غمزه ی غمازه » چیست؟@فاش کننده ی اسرار
58- مقصود از مصراع «آن چه جگرسوزه بود باز جگرسازه شود» چیست؟ @ آنچه رنج آور باشد نشاط آور نیز می شود.
59- با توجه به بیت «آب چه دانست که او گوهر گوینده شود؟ خاک چه دانست که او غمزه ی غمّازه شود» چرا خاک غمّازه است؟@چون اسرار را فاش می کند.
درس چهاردهم :
60- محوری ترین پیام درس « کبوتر طوقدار » چیست ؟ @وحدت و اتحاد داشتن
61- در بیت زیر منظور از «تیر جگردوز» و «فروکاست» چیست ؟ @تیرکُشنده- پایین آورد
« بربال عقاب آمد آن تیر جگردوز وز ابر مراو را به سوی خاک فروکاست »
درس پانزدهم :
62- کدام واقعه ی مهم تاریخی درنوروز اتفاق افتاده است؟@انتخاب علی (ع) به خلافت و وصایت در غدیر خم
63- منظور از بیت « برقدم او قدمی می کشید / وز قلم او رقمی می کشید » چیست ؟@ یعنی از راه و روش او تقلید می کرد.
درس شانزدهم :
65- دربیت « طلوع می کند آن آفتاب پنهانی / زسمت مشرق جغرافیای عرفانی » منظوراز« آفتاب پنهانی » چیست؟@امام زمان (عج)
66- منظور شاعر از مصراع «دل در رکاب آرزوها پیرمی شد» چیست؟@یعنی کسی به آرزوهایش نمی رسید
67- مقصود کلی مصراع اوّل بیت زیر چیست؟@ مردی کار معجزه گونه ای کرده است و اسلام را در دوران سکوت و خفقان زنده کرده است.
« مردی تذرو کشته را پرواز داده / اسلام را درخامشی آواز داده »
درس هفدهم :
68- منظورازمصراع دوم بیت«غمی به قدمت تاریخ درد انسان داشت/ دلی به وسعت جغرافیای انسانی»چیست؟@امام، غم همه ی انسان ها را در دل داشت.
درس هیجدهم :
71- با توجه به عبارت « مکّه یک کوه تاریخی دارد واین کوه یک آشنای صمیمی این کوه را ازمکّه واین آشنا را از آن بگیرید » منظور نویسنده از« این کوه » و« این آشنا » چیست؟@کوه نور – پیامبراسلام (ص)
72- مصراع اول بیت«نگارمن که به مکتب نرفت و خط ننوشت/ به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد» به چه کسی و چه موضوعی اشاره دارد؟
@به مکتب نرفتن و درس نخواندن پیامبر (ص)
درس نوزدهم :
73- درعبارت « از شنیدن اسم شهر ، قند دردلم آب می شد » مفهوم کنایی « قند دردلم آب می شد » چیست ؟@ خوشحال شدن
درس بیستم:
74- دربیت « دل هرذره را که بشکافی / آفتابش درمیان بینی » مقصود از «آفتاب » چیست ؟ @استعاره از عشق
75- شاعردربیت« تا به جایی رساند ت که یکی / ازجهان جهانیان بینی » به کدام اصل عرفان اشاره می کند ؟ @وحدت وجود
درس بیست و یکم :
76- بیت «هرکسی راسیرتی بنهاده ام/ هرکسی را اصطلاحی داده ام» یادآور کدام آیه ی قرآنی است؟@قُل کُلّ یَعملُ عَلی شاکِلَته(اسراء- آیه 84)
77- دربیت « تو برای وصل کردن آمدی / نی برای فصل کردن » مقصود از « وصل و فصل » چیست ؟@هدایت و گمراهی
درس بیست و دوم:
78 – در عبارت زیر چرا نویسنده ابلیس را اعور( یک چشم ) می داند؟ @ چون او انسان را تنها از یک بُعد یعنی از بُعدجسمانی می نگریست و حقیقت و عظمت روحی او را نادیده می گرفت.
«تا ابلیس پرتلبیس ، بدان یک چشم اعورانه بدو درمی نگریست»
79- اثر معروف « نجم الدین دایه » چه نام دارد و موضوع آن چیست؟ @مرصادالعباد ، عرفانی
بخش خودآزمایی
درس اوّل :
1- دراین بیت منظور نویسنده از « تقصیر» چیست ؟ « بنده همان به که زتقصیرخویش / عذر به درگاه خدای آورد» @کوتاهی در عبادت
2- نثر گلستان جزء کدام نوع نثراست ؟ چرا ؟ نثر مسجع چون در آن ، انواع سجع و همچنین مترادفات ، تشبیهات استعارات و توصیفات شاعران به صورت طبیعی و با رعایت اعتدال به کار رفته است.
3- درجمله های زیر ضمیرهای متصل « م » هریک وا بسته های کدام کلمه است؟
الف) زمانه به دست تو دادم کلید @وابسته ی کلید (یعنی زمانه کلیدم را به دست تو داد)
ب)بوی گلم چنان مست کردکه دامنم ازدست برفت@اولی وابسته ی مست و دومی وابسته ی دست(بوی گل چنان مستم کرد که دامن از دستم رفت)
درس دوم :
4- مصراع « همه دل پراز باد و لب پر ز پند » بیانگر چه حالتی است؟@حالت تأسّف و اندوه و پند و اندرز گفتن.
5- رستم برای پرهیز از جنگ با اسفندیار چه پیشنهادی داد؟ @دیگران جنگ کنند و ما تماشا کنیم.
6- با توجه به بیت«که چندین بپیچم که اسفندیار/ مگر سربپیچاند ازکارزار» معادل امروزی( بپیچم ) و(سربپیچاند) چیست؟@بپیچم یعنی تلاش می کنم وسر بپیچاند یعنی منصرف شود.
7- با توجه به داستان ، شخصیت رستم و شخصیت اسفندیار را چگونه ارزیابی می کنید؟@رستم پهلوانی پیر و موعظه گر، و قبول نکننده ی زورو ظلم و اسفندیار جوانی جویای نام و شهرت، مغرور ، خام و کم تجربه است.
8- دربیت «تو با من به بیداد کوشی همی/ دو چشم خرد را بپوشی همی» مفهوم کنایی مصرع دوم چیست؟@یعنی با عقل و خرد رفتار نمی کنی.
درس سوم :
9- نویسنده در داستان «کمال الملک» از چند نوع زبان برای نشان دادن شخصیت افراد بهره گرفته است؟@از سه نوع زبان 1- زبان محاوره (جملات رضاخان و تدین) 2- زبان ادبی(جملات کمال الملک) 3- زبان معیار ( توضیحات نویسنده)
10- در درس کمال الملک (رضاخان ، تدیّن ، کمال الملک) نماد چه افرادی هستند؟@ رضا خان نماد مستبد و خودخواه ، تدین نماد متملّق و چاپلوس ،کمال الملک نماد آزادی خواه.
درس چهارم :
12- پیام محوری داستان « گاو» چیست؟@ از خود بیگانگی، فقر فرهنگی، بی هویتی و گریز از واقعیت .
13- چرا شخصیت اصلی داستان گاو ، ماجرای ساختگی فرارگاو را باور نمی کند؟@چون گاو، تمام دارایی و ثروتش بود و باور از دست دادن تمام زندگی سخت است.
14- نویسنده برای نشان دادن از خود بیگانگی (گاوشدن) شخصیت اصلی داستان ازچه شیوه ای استفاده کرده است ؟ @از شیوه ی داستان پردازی
درس پنجم :
15- درداستان « گل دسته ها و فلک » نویسنده چه ایهام لطیفی درانتخاب عنوان داستان به کارگرفته است؟ @گلدسته ها دومعنی دارد: 1- مناره ها 2- بچه ها / فلک نیز دو معنی دارد: 1- آسمان 2- چوب تنبیه
16- آیا داستان «گل دسته ها وفلک » داستانی نمادین است؟ چرا ؟@بلی چون از نماد استفاده شده است مثل فلک و گلدسته ها که نماد تعالی و عروج هستند و بچه ها نماد جوانان کنجکاو که به جای تشویق ، تنبیه می شوند.
17- شخصیت راوی و اصغر را در داستان « گل دسته ها و فلک » به اختصار تحلیل کنید. @راوی نماد افراد کنجکاو و جستجوگر و اصغر نماد افراد ناتوان ، ترسو و متکی به دیگران است
18- زیبایی شروع داستان «گل دسته ها و فلک» درچیست ؟@از اصل غافل گیری استفاده کرده استیعنی بدون فضا سازی و مقدمه چینی وارد اصل داستان شده است.
درس ششم :
19- پیام اصلی درس « قاضی بُست » چیست؟ @قناعت کردن به مال اندک خود و پرهیز از خوردن مال شبهه ناک.
20- به نظر شما دلیل اصلی خودداری قاضی بُست ازپذیرش هدایا چه بود ؟@ در حلال بودن آن شک داشت.
21- استدلال پسر قاضی بُست برای نپذیرفتن هدایا چه بود ؟@من پسر همان پدری هستم که از خوردن مال شبهه ناک پرهیز می کند
22- منظوراز عبارت « شمارآن به قیامت مرا باید داد » چیست ؟@من باید حساب آن را در قیامت پس بدهم.
23- دو ویژگی از نثر بیهقی را بنویسید. @ذکر جزئیات ، دقت و صداقت، استواری و پختگی.
درس هفتم :
24- چرا تاریخ بیهقی به یک داستان دراز تشبیه شده است ؟ @چون مثل رمان بسیار گیرا و دلچسب است.
25- هدف بیهقی ازآوردن حکایت های مناسب درخلال حوادث چیست؟@عبرت گرفتن
26- از عبارت « مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند » چه پیامی دریافت می شود؟@محبوبیت حسنک در میان مردم را نشان می دهد
درس هشتم :
31-آیا می توان شعر«بانگ جرس»را نوعی حماسه دانست؟ چرا؟@بلی چون در این شعر هم از جنگ و مبارزه با بیگانگان و متجاوزان سخن رفته است
32- دربیت زیر، منظور شاعر از فرعونیان و قبطیان و موسی(ع) چیست؟@فرعونیان و قبطیان یعنی اسرائیل و موسی یعنی امام خمینی
وادی پراز فرعونیان و قبطیان است موسی جلوداراست و نیل اندرمیان است
33- با توجه به بیت«یعنی کلیم آهنگ جان سامری کرد/ ای یاوران باید ولی را یاوری کرد» منظور از«سامری» و «ولی» چیست؟@اسرائیل، امام خمینی
درس نهم :
34 - درباره ی این اصطلاحات توضیح دهید: پاتک@ضد حمله / انهدام نیرو@ از بین بردن نیروی دشمن / عمل کردن @عملیات انجام دادن
35 - چرا شاعر آفتاب را خاروخس چشم جانباز می داند ؟ @چون به نظر او نور خورشید در مقابل نور چشم جانباز، پست وناچیز است.
36 - درشعر « باغ نگاه » ، شاعر ، روشنایی چشم جانبازرا به چه چیزهایی تشبیه کرده است؟@به دو مرغ رها و به دو صف از یا کریم
37 - منظوراز « یک سبد میوه ی خورشید » چیست؟@معنویت
درس دهم :
38- چرا شاعر ولادت را ازگوهر نور می داند ؟ @چون انسان هنگام تولد مثل نور، پاک و بی آلایش است.
39- درشعر« ترانه ی من » مقصود از تاج و موهبت چیست ؟@جوانی ، نعمت و بخشش
40- درمصراع « تا به ناخواست دست جفا پیشه ی دهر، ارج تو را بستاید » مرجع ضمیر «تو » کیست؟@جوانی
41- درمصراع « زمان که بخشنده بود / موهبت های خویش را تباه می سازد » مقصود از« موهبت » چیست؟ @نعمت جوانی
درس یازدهم :
45- در بیت « هرکه دراین بزم مقرّب تر است / جام بلا بیشترش می دهند» یک تشبیه پیدا کنید. @جام بلا
46- تاگور در این بخش از شعرخود «آنان که فانوسشان را برپشت می برند، سایه هاشان پیش پایشان می افتد» چه کسانی را درنظردارد؟@آنان که به حقیقت پشت می کنند.
درس دوازدهم :
47- ادبیات غنایی چیست ؟@ادبیات غنایی گونه ای از ادبیات است که با زبانی نرم و لطیف ، با استفاده از معانی عمیق و باریک به بیان احساسات شخصی انسان می پردازد.
48- « مرثیه ، مناجات ، بَثّ الشکوی و تغزّل » درحوزه ی کدام یک ازانواع ادبی قرارمی گیرند؟@ادبیات غنایی
49- منظومه ی « ویس و رامین » درحوزه ی کدام یک ازانواع ادبی جای دارد ؟@ادبیات غنایی
50- موضوع اصلی منظومه های غنایی چیست؟@ بیان حالات و احساسات مربوط به وصال و فراق
51- درمصراع « تو را دردل درخت مهربانی» مقصود از « تو» کیست؟ @رامین
52- منظور شاعر ازمصراع دوم این بیت چیست؟ نسوزد جان من یک باره درتاب / که امّیدت زند گه گه براو آب @من با امید تو زنده هستم
53- چرا شعر«امید دیدار» جزء ادبیات غنایی است؟@چون احساسی و عاطفی است.
54- مقصود از« سربه مهرنامه » درمصراع « این سربه مُهرنامه بدان مهربان رسان» چیست؟ @نامه ی سربسته و محرمانه ، راز عشق
55- در شعر«آفتاب وفا» چرا صبح دم، پیک شاعر است؟@چون صادق و راست گو است.
درس سیزدهم :
56- با توجه به شعر«پروانه ی بی پروا» ازدیدگاه ناقد داستان، «شناخت» کدام پروانه کامل نیست، چرا؟@پروانه های اولی و دومی چون سالم برگشتند.
57- دراین بیت مرجع ضمیر« او» چه کسی است ؟دست درکش کرد با آتش به هم / خویشتن گم کرد با او خوش به هم @شمع
58- به اعتقاد شاعرشرط خبردارشدن ازحقیقت چیست؟@بی خبر شدن از خود
59- دربیت زیردرکدام کلمه « ایهام » وجود دارد ؟ ومعانی آن را ذکرکنید؟@در واژه ی خمش 1- ساکت 2- تخلص مولوی
راز نهان داروخمش ور خمشی تلخ بود آن چه جگرسوزه بوَد باز جگرسازه شود
60 - مقصود از این بیت چیست؟ روی کسی سرخ نشد بی مدد لعل لبت / بی تواگرسرخ بود از اثر غازه شود @یعنی هیچ کس بدون لطف و عنایت تو موفق نمی شود و اگر موفق شود موفقیت او زود گذر خواهد شد
61- درشعر شمع و پروانه ، « شمع » و « پروانگان » نماد چه کسانی هستند؟@شمع نماد معشوق – پروانگان نماد عاشقان
درس چهاردهم :
62- پیام اصلی متن «کبوتر طوقدار» و شعر«ازماست که برماست» چیست؟@اتحاد و وحدت داشتن- مقصّر بودن خود در بسیاری از کارها
63- مقصود ازعبارت«مرا نیز ازعهده ی لوازم ریاست بیرون باید آمد و مواجب سیادت را به ادا رسانید» چیست؟@من نیز باید از عهده ی ریاست و مسئولیت خود بر آیم
درس پانزدهم :
64- چرا تکراربرای عقل ملال آوراست اما برای احساس لذت بخش است ؟@چون عقل از تکرار خسته می شود ولی احساس لذت می برد.
65- با توجه به درس « نوروز» ازدکتر شریعتی ، درعبارت « مادرخویش را از یاد می برد » منظوراز« مادر » چیست؟@طبیعت
66- پیام داستان زاغ و کبک با کدام مقوله ی فرهنگی عصرما ارتباط دارد؟ @تقلید کور کورانه از غرب
67- بیت « عاقبت ازخامی خود سوخته / رهروی کبک نیاموخته » با کدام مقوله ی فرهنگی عصرما ارتباط دارد ؟@تقلید کور کورانه از غرب
68 - با توجه به درس « ازماست که برماست » دربیت زیر« عقاب » نماد چه کسانی است ؟@نماد انسان های مغرور
« روزی زسرسنگ عقابی به هوا خاست واندرطلب طعمه پر و بال بیاراست »
درس شانزدهم :
69- مصراع هرروز عاشورا و هرکجا کربلا بود اشاره به کدام روایت مشهوردارد ؟@کلُّ یومٍ عاشورا و کلُّ ارضٍ کربلا
70- با توجه به بیت « قابیلیان برقامت شب می تنیدند / هابیلیان بوی قیامت می شنیدند » منظور از« قابیلیان و هابیلیان » چیست؟@ قابیلیان یعنی ظالمان ، مأموران حکومت، هابیلیان یعنی انقلابیون
71- شعر« قرآن مصوّر» درچه قالبی سروده شده است ؟@در قالب سپید
72- دربیت«دوباره پلک دلم می پرد نشانه ی چیست/ شنیده ام که می آید کسی به مهمانی »، « پلک دلم می پرد » اشاره به کدام باورعامیانه دارد؟
@آمدن مهمان هنگام پریدن پلک.
73- منظورازمصراع دوم این بیت چیست؟«جان ازسکوت سرد شب دلگیرمی شد/ دل در رکاب آرزوها پیرمی شد»@کسی به آرزوهایش نمی رسید
74- دربیت زیر« شب » نماد چیست؟ و « شب رو » نماد کیست؟@شب نماد ظلم وستم – شبرو نماد امام خمینی
« دیدم شبان خفته را شب داردیدم برخفته ی شب ، شبروی بیداردیدم »
75- دربیت زیر، منظوراز« دل ابری » و « چشم بارانی » چیست ؟ @دل غمگین – چشم گریان
به پاس یک دل ابری دو چشم بارانی پراست خلوتم ازیک حضورنورانی
76- دربیت زیر ، مرجع ضمیر« تو» کیست و « خط پایان بودن » یعنی چه؟@ امام زمان (عج) – پایان دهنده ی راه انبیا و اولیا
« کسی که نقطه آغاز هرچه پرواز است / تویی که در سفر عشق ، خط پایانی
درس هفدهم :
77- دربیت « بشکن دل بی نوای ما را ای عشق / این ساز، شکسته اش خوش آهنگ تراست » شاعر چرا دل های شکسته را خوش آهنگ تر می داند؟ @چون خداوند در دل های شکسته است.
درس هجدهم :
78- به نظرشما دردرس « بخوان !...» تصویرهایی که نویسنده ازشهرمکّه اراﺋﻪ می دهد نشانه ی چیست ؟@مکه عظمت خود را از پیامبرگرفته است.
79- مصراع اول بیت«نگارمن که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد » به چه کسی و به چه موضوعی اشاره دارد؟
@اشاره به اُمی بودن و درس نخواندن پیامبراسلام(ص)
درس نوزدهم :
80- منظورنویسنده ازجمله ی« پس ازعزیمت رضاشاه که قبلاً رضاخان بود و بعداً هم رضا خان شد» چیست؟@ به دست آوردن قدرت و از دست دادن آن .
81- درعبارت « نامه ی برادر با من همان کرد که شعرو چنگ رودکی با امیرسامانی»یادآورکدام شعررودکی ست؟@بوی جوی مولیان
درس بیستم :
82- بیت« تا به جایی رساندت که یکی / ازجهان و جهانیان بینی » به کدام یک ازاصول مهم عرفان اشاره دارد؟@وحدت وجود
83- دربیت «جان گدازی اگر به آتش/ عشق را کیمیای جان بینی» شاعرچه چیزی را شرط دست یابی به کیمیای عشق می داند؟@گداختن جان در آتش عشق.
84- مفهوم کلی بیت«شمع جویی و آفتاب بلند/ روز، بس روشن و تو درشب تار» را بیان کنید@حقیقت آشکار و روشن است نیازی به استدلال نیست
85- دربیت « شود آسان زعشق کاری چند / که بود نزدعقل بس دشوار » تقابل میان چه چیزهایی دیده می شود؟@تقابل عشق و عقل
درس بیست و یکم :
86- مقصود ازبیت « بردل موسی سخن ها ریختند/دیدن و گفتن به هم آمیختند » چیست؟@یعنی با وحی همه ی حقیقت را به موسی آموختند.
87- درباره ی بیت«تو برای وصل کردن آمدی/ نی برای فصل کردن آمدی»توضیح دهید؟@ تو برای هدایت مردم آمدی نه برای گمراه کردن مردم.
90- باتوجه به بیت«من نکردم خلق تا سودی کنم/ بلکه تا بربندگان جودی کنم»خداوند سبب امر به عبادت را چه می داند؟@بخشش و کرم به بندگان
درس بیست و دوم :
91- درعرفان هدف نهایی عارف چیست ؟@عشق به خدا و تمنای وصال او
92- با توجه به رباعی « ازشبنم عشق » خاک آدم گل شد .... که درمتن درس آمده ، دل محصول چه چیزی است ؟@دل محصول آمیخته شدن روح با عشق است.
93- شیطان رجیم است ، نویسنده ی مرصاد العباد علت مردود بودن شیطان را چه می داند ؟ @اجازه ی ورود نیافتن به دل حضرت آدم(ع)
مهمترین لغات ادبیات فارسی ( 3) عمومی
درس اوّل :
مُمد(یاری کننده)/ وظیفه ی(مستمری) / منکَر(زشت) / نخل(درخت خرما) / باسق(بلند) عصاره ی(شیره ی) تاک(انگور ) / شهد(عسل)فایق (برتر )/ صفوت(برگزیده)/ تتمّه (به پایان رساننده)/ سدره (نام درختی در آسمان هفتم) / قبّه ی(گنبد)/ طاق نهم(آسمان نهم)/ رواق(ایوان) طاسک(مهره ی کوچک)/ سمند (اسب زرد )/ بنات : دختران/ نبات : گیاه / حلیه : زیور / مفرّح : شادی بخش / فرّاش : فرش گسترنده ، خدمتگزار / موسم ربیع : فصل بهار / مزید:زیادی، افزونی
درس دوم :
جوشن ( لباس جنگی ) / خود(کلاه جنگی) /ترکش ( تیر دان )/ لابه ی(التماس) رستم دراسفندیار کارگر نیفتاد(اثر نکرد)/ مغاک(گودال). / سگزی(سیستانی) / نام و ننگ(آبرو)/ سربپیچاند(منصرف شود) /کارزار(جنگ) / گبر: لباس جنگی/ دوال: تسمه / بادافره : مجازات ، کیفر/ برگستوان: پوشش جنگی/ باره : اسب / ایدر: اینجا ، اکنون/ فرّ : شکوه
درس سوم :
رب النوع(الهه) وجاهت (زیبایی) /کرور( پانصد هزار ، نیم میلیون) گره گوری ( لاغر مردنی ) / نسق ( گونه) / هفت خط : زیرک ، سیاست باز /
دِمُده: از مُد افتاده / تمثال : تصویر ،عکس/ صیانت : نگهداری / شیشک : گوسفند یک ساله / خبط : بی راه رفتن، خطا / رعشه : لرزش / کسوت : لباس / نظمیه : شهربانی، صنایع مستظرفه : هنرهای ظریف
درس چهارم :
شلنگ می انداخت ( جفتک می انداخت )/ خیک : ظرف آب / مال بند : دو قطعه چوب که ارّابه را به اسب می بندد .
درس پنجم :
مدتی با قفل کندو کاوکردیم ( وررفتیم ). گُله به گُله ( جا به جا )/ نصف تنش لمس شد (بی حس شد ) / پاپی می شد : اصرار می کرد سُقُلمه : ضربه / توئون : تاوان ، دیه / به صرافت افتادن : به ذهن رسیدن
درس ششم :
شبگیر( صبح زود )/ برنشست ( سوار شد )/ چاشتگاه ( نزدیک ظهر ) / افگار ( زخمی ) / دبیر کافی ( نویسنده ی کاردان ) به نشاط قلم درنهاد (خوشحال شروع به نوشتن کرد ) / بار داده آید ( اجازه ی ملاقات داده شود )/ علّت ( بیماری ) / مخنقه ( گردن بند ) / ضیعتی ( زمین زراعتی ) نماز پیشین ( نماز ظهر ) مهمّات ( کارهای مهم ) / وزر ( گناه ) وبال ( گناه ، خطا ) /کوشک : قصر ، کاخ / شراع : سایه بان / مثال داد : فرمان داد / خیلتاش : گروه نوکران / حَشَم و ندیم : خدمتگزاران ، نوکران/ ناو : کشتی
درس هفتم :
آن چاکر را لَت زدی ( سیلی می زد )/ شرارت و زعارت ( بد ذاتی ) / ﻣﺅکّد شده ( استوار شده )/ امام زاده ( بزرگ زاده ) و محتشم ( بزرگوار، با حشمت ) / دستاری مالیده ( عمامه ی کهنه )/ موی سر مالیده ( مرتب شده )/ درّاعه : جبّه ، بالا پوش/ خَلَق گونه : کهنه / رند : زیرک / تضریب : دو به هم زنی ، سخن چینی/ می ژکید : زیر لب با خشم سخن می گفت/ رَسَن : ریسمان ، طناب
درس هشتم:
فرض( واجب ) / جلودار( رهبر ) . زان جا به جولان ( با تاخت و تاز ) / شمشیر آخته : شمشیر برهنه / هامون : دشت / بی شکیب : بی صبر / تأنّی: آرامش / رحیل : کوچ/ راهوار : تند رو
درس نهم :
دیشب روی تپه ی شهید برهانی عمل کردیم ( عملیات کردیم )/ شقیقه : گیج گاه / گرگ و میش: هوای تاریک و روشن/ پاتک : ضد حمله / انهدام نیرو: از بین بردن نیروی دشمن/ محمل: کجاوه / نسَق : شیوه / فُرقَت : جدایی ، دوری
درس دهم :
فّره ( شکوه )/ کژخیم : کج رفتار، بد رفتار / روزگار نامده : آینده / بدیع : تازه
درس یازدهم :
سُخره ( مسخره )/ اخگر پاره ( پاره های آتش ) / الحان: آواز / تمجید : ستایش/ تعبیه کرده : قرار داده / / صفیر : صدا /
درس دوازدهم:
تیمار ( غم ) / چو بینم دوست را یک روز دیدار( چهره)/گهی ازخار او دستش خلیده ( زخمی شده ) / نغز : خوش / کش : خوش/ عود و ساج : هردو نام درختی هستند/ چه مایه ( چه اندازه ) غم خورد
درس سیزدهم :
دست در کَش ( آغوش ) کرد با آتش به هم . خاک چه دانست که او غمزه غمّازه ( نشان دهنده ی اسرار الهی )شود / غازه ( سرخاب )/ ناقد : سخن شناس / مضیف : مهمانخانه / جمّازه : تندرو / حقّه ی زر:صندوقچه ی طلا
درس چهاردهم :
اختلاف ( رفت و آمد )صیادان آن جا متواتر( پی در پی ) . صیاد پیش آمد و جال(دام) بازکشید ( گسترد ) / خایب ( ناامید ) / مجادله ( جدال ، ستیزه ) نیست . زی ( سوی ) تیر نگه کرد و پرخویش بر او دید. من ریاست این کبوتران را تکفل کرده ام (به عهده گرفته ام ) متصیّد : شکارگاه / گشن : انبوه / اهمال : سستی / طاعنان : سرزنش کنندگان/ ثقت : اعتماد ، اطمینان / دَها : زیرکی/ معونت : یاری / سیادت : آقایی ، سروری مودّت : دوستی / به تگ ایستاد : شروع به دویدن کرد/ مظاهرت : پشتیبانی/ اولی تر : شایسته تر/ استخلاص : رهایی/ مطلق : آزاد و رها
درس پانزدهم :
خلود : جاودانگی / ودیعه : امانت / غرامت زده : خسارت دیده / امهال : مهلت دادن / مکاس : چانه زدن / اورمزد : خداوند / راغ : صحرا / صُرّه : کیسه/ خُطُوات : گامها/ روضه : باغ
درس شانزدهم :
شبگیر : زود / تذرو : قرقاول / حرمان : ناامیدی/ سترگی : بزرگی
درس هفدهم :
آوای خوش هزار( بلبل ) تقدیم تو باد/ جولاهه : بافنده/ گو : گودال
درس هجدهم :
عبوس(گرفته ) و زُمخت (کلفت و نا هنجار ) / جمودت ( جامد بودن )/ رمه : گله ی گوسفند/ عَلَق : خون غلیظ / کاینات : آفرینش ، موجودات / قیه : جیغ مُراوده : گفتگو ،دوستی ، رفت و آمد
درس نوزدهم :
یغما : غارت / مباهات : فخر کردن / ایما : اشاره / دلّاک : کیسه کش/ مواهب : بخشش ها / رباط : کاروان سرا
کَهَر : اسب سرخ مایل به تیره / کُرَند : اسب زرد و بور/ قاش : برجستگی جلو زین اسب / پرنیان : پارچه ی نرم / جانی: قاتل / جُنحه: گناه، جنایت / عدلیه: دادگستری/ طُفیل: جیره خوار
درس بیستم :
غایی : نهایی/ فرقدان : نام دو ستاره ی دوردست / زنّار : کمربند زرتشتیان / مُغ : روحانی زرتشت/ مضیق : تنگنا / عین الیقین : درحالت یقین / شاهد : زیبا رو
درس بیست و یکم :
ژاژ خاییدن : بیهوده سخن گفتن/ تفت : گرم و سوزان / نمط : روش / فُشار : سخن بیهوده / پا تابه : نواری که به ساق پا پیچند / عتاب : ملامت / چارق : کفش چرمی
درس بیست و دوم :
سُفت : دوش/ طوع : فرمانبرداری/ خازن : خزانه دار / اعورانه : مثل آدم یک چشم / قبضه : مشت / تلبیس : نیرنگ / تخمیر : سرشتن/ تفرّس : با فراست دریافتن/ بو قلمون : رنگارنگ.
شعر حفظی :
وقت سحر
دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بی خود از شعشعه ی پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلّی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این روی من و آینه ی وصف جمال که درآن جا خبر از جلوه ی ذاتم دادند
من اگر کام روا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و این ها به زکاتم دادند
هاتف آن روز که به من مژده ی این دولت داد که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد اجر صبری است کزان شاخ نباتم دادند
همّت حافظ و انفاس سحر خیزان بود
که ز بند غم ایّام نجاتم دادند
روز وداع یاران
بگذار تا بگریم چون ابر دربهاران ز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
هر کاو شراب فُرقت روزی چشیده باشد داند که سخت باشد قطع امیدواران
با ساربان بگویید احوال آب چشمم تا برشتر نبندد محمل به روز باران
ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
چندین که برشمردم از ماجرای عشقت اندوه دل نگفتم الّا یک از هزاران
سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل بیرون نمی توان کرد الّا به روزگاران
چندت کنم حکایت ، شرح این قَدَر کفایت باقی نمی توان گفت الّا به غمگساران
شراب روحانی
ساقیا بده جامی زان شراب روحانی تا دمی برآسایم زین حجاب ظلمانی
طرّه ی پریشانش دیدم و به دل گفتم این همه پریشانی بر سر پریشانی
بی وفا نگار من ، می کند به کار من خنده های زیر لب ، عشوه های پنهانی
دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم درقمار عشق ای دل کی بود پشیمانی ؟
خانه ی دل ما را از کرم عمارت کن پیش از آن که این خانه رو نهد به ویرانی
ما سیه گلیمان را جز بلا نمی شاید بر دل بهایی نِه ، هر بلا که بتوانی
ملک سلیمان
پیش صاحب نظران مُلک سلیمان باد است بلکه آن است سلیمان که زمُلک آزاد است
آن که گویند که بر آب نهاده ست جهان مشنو ای خواجه که تا در نگری بر باد است
دل دراین پیرزن عشوه گر دهر مبند کاین عروسی است که در عقد ِ بسی داماد است
گر پُر از لاله ی سیراب بُوَد دامن کوه مرو از راه که آن خون ِ دل فرهاد است
همچو نرگس بگشا چشم و ببین کاندر خاک چند روی چو گل و قامت چون شمشاد است
خیمه ی اُنس مزن بر در این کهنه رباط که اساسش همه بی موقع و بی بنیاد است
حاصلی نیست به جز غم زجهان خواجو را
شادی ِ جان ِ کسی کاو ز جهان آزاد است
تهیّه کننده : حسین علی نژاد
دبیر زبان و ادبیات فارسی ناحیه ی 2 اردبیل
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21:40 توسط جمیله سفره کبود
|